تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا
 

بولونيا

Bologna

 

شهري در شمال ايتاليا و مركز استان بولونيا، دشتي حاصلخيز در كوهپايه رشته كوههاي آپنينه. مركز بزرگ نقل و انتقالات و بازار كشاورزي، بولونيا مركز تلاقي جاده هاي اصلي و راه آهن است كه شمال ايتاليا را با مديترانه و سواحل جنوبي آدرياتيك پيوند ميزند.

 

 

نمايي از شهر بولونيا

 

صنايع اصلي توليد ماشينهاي كشاورزي، فولاد، فراورده هاي غذايي، وسايل نقليه موتوري و مواد شيميايي است.

 

بولونيا مركز بزرگ آموزش و فرهنگ در دوره ميانه و اوايل رنسانس بود. در مركز قرون وسطي ايي شهر ساختمانهاي نما آجري و گچي سيماني به رنگهاي گرم، گذرگاههاي مسقف با مغازه هاي كوچك، خيابانهاي سنگ فرش شده زياد و ميادين بيشمار ديده ميشود.

 

حاشيه مدرن شده، مركز شهر را احاطه كرده است. سن پترونيو (San Petronio) كليساي پرابهت بولونياست، كه رو به ميدان بزرگ (Piazza Maggiore) كه ميدان اصلي شهر است واقع شده. اين ميدان در سال 1390 شروع به ساخت شد، اما نماهاي ظاهري آن هيچگاه كامل نشد. محوطه وسيع دروني به سبك گوتيك ساخته شده است.

 

از كليساهاي قابل توجه ديگر يكي  سن دومنيكو (San Domenico) است، كه در سال 1221 بنا شد، اما بين 1729 تا 1732 كاملا اصلاح و دگرگون شد و ديگري هم سن فرانچسكو (San Francesco) كه ساخت آن از سال 1236 تا 1263 طول كشيد و بعد از خسارت زيادي كه در جنگ جهاني دوم ديد، مرمت شده است.

 

بولونيا مركز آموزش و نشر است و دانشگاه بولونيا، موزه هاي نقاشي، باستانشانسي و صنايع باستاني توسكان در آن واقع شده است.

 

 

نمايي از ميدان بزرگ در مركز شهر كه كليساي سن پترونيو و عمارت شهرداري رو به ميدان ديده ميشوند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Trentunesima Lezione

 

Non mi sorprende !

 

Cameriere mi può favorire l'orario delle ferrovie?

Sissignore, subito.

Il cameriere s'allontana, serve altri clienti.

Aspetto invano qualche minuto, si sarà scordato di me.

Lo chiamo di nuovo: - Cameriere ! L'orario…

Oh scusi signore ! Mi ero dimenticato.

Mi porta l'orario, io l'apro, e cerco, cerco,

ma non riesco a trovare ciò che voglio.

Al tavolino vicino, c'è un signore barbuto che, notando il mio imbarazzo,

Offer gentilmente d'aiutarmi.

Un buon treno per Pisa? Dice, prenda il diretto delle dieci e quarantacinque,

Cambi a Genova alle dodici e dieci, e sarà a Pisa verso le quindici.

N'è ben sicuro ? domando.

Ma come ! sono viaggiatore di commercio e conosco tutte le linee a menadito.

Del resto, glielo farò vedere nell' orario !

Si mette a cercare nell' orario, cerca ancora, cerca senza successo.

Strano, dice. Questo treno non lo trovo…

E non mi sorprende! esclama. È l'orario dell' anno scorso.

 

درس سي و يكم

 

مرا متعجب نميكند!

 

گارسون، ميتوانيد راهنماي راه آهن را لطفا به من بدهيد؟

بله اقا، همين الان.

گارسون دور ميشود و به مشتريهاي ديگر خدمت ميكند.

بيهوده چند دقيقه منتظر ميشوم. لابد او مرا فراموش كرده است.

او را از نو صدا ميزنم: - گارسون! دفتر راهنما! ...

اوه معذرت ميخواهم آقا!  فراموش كرده بودم.

او دفتر راهنما را پيش من مياورد، آنرا باز ميكنم، جستجو ميكنم، جستجو ميكنم.

ولي موفق نميشوم آنچه را كه ميخواهم پيدا كنم.

سر ميز مجاور، آقاي ريش داري است كه وقتي حيرت و سرگرداني مرا ملاحظه ميكند،

با محبت پيشنهاد ميكند كه به من كمك كند.

ميگويد: يك ترن خوب براي پيزا؟  قطار تند رو ساعت 10 و 45 دقيقه را بگيريد.

قطار را ساعت 12 و ده دقيقه در ژنو عوض كنيد، و در حدود ساعت پانزده در پيزا خواهيد بود.

ميپرسم: آيا كاملا از آن مطمئن هستيد؟

چطور؟ من مسافر تجاري هستم و نمام خطها را روي نوك انگشتهايم ميشناسم.

وانگهي، من به شما آن را در دفتر راهنما نشان خواهم داد!

شروع ميكند به گشتن در دفتر راهنما، بازهم ميگردد، ميگردد بدون نتيجه.

ميگويد: عجب، اين ترنرا پيدا نميكنم.

و مرا متعجب نميسازد! (وقتي) فرياد برمياورد: اين دفتر راهنماي سال گذشته است.

 

 

لغات و اصطلاحات

 

سي و يكم

Trentunesimo

سي و يك

Trentuno

منتظر ميشوم

Aspetto

منتظر شدن

Aspettare

صدا ميزنم

Chiamo

صدا زدن

Chiamare

ميپرسم

Domando

پرسيدن

Domandare

ميشناسم

Conosco

شناختن

Conoscere

پيدا ميكنم

Trovo

پيداكردن

Trovare

جستجو ميكنم

Cerco

حستجوكردن

Cercare

هستم

Sono

بودن

Essere

ميخواهم

Voglio

خواستن

Volere

باز ميكنم

Apro

بازكردن

Aprire

موفق ميشوم

Riesco

موفق شدن

Riuscire

بودم

Ero

بودن

Essere

خواهم كرد

Farò

كردن

Fare

نشان خواهم داد

Farò vedere

نشان دادن

Far vedere

ميبرد – ميآورد

Porta

بدن – آوردن

portare

جستجو ميكند

Cerca

جستجو كردن

Cercare

فرياد بر ميآورد

Esclama

صداي تعجب... برآوردن

Esclamare

متعجب ميكند

Sorprende

غافلگير و متعجب كردن

Sorprendere

ميگذارد

Mette

گذاشتن

Mettere

شروع ميكند

Si mette

شروع كردن

Mettersi

هست

È

بودن

Essere

خدمت ميكند

Serve

خدمت كردن

Servire

پيشنهاد ميكند

Offre

تقديم و پيشنهاد كردن

Offrire

ميگويد

Dice

گفتن

Dire

خواهد بود

Sarà

بودن

Essere

ببخشيد

Scusi

بخشيدن

Scusare

عوض كنيد

Cambi

عوض كردن

Cambiare

بگيريد

Prenda

گرفتن

Prendere

بدهيد (لطف كنيد)

Favorisca

دادن (لطف كردن)

Favorire

دور شدن

Allontanarsi

دور كردن

Allontanare

فراموش شده

Scordato

فراموش كردن

Scordare

فراموش شده

Dimenticato

فراموش كردن

Dimenticare

ملاحظه كننده

Notando

توجه و ملاحظه كردن

Notare

كمك كردن به من

Aiutarmi

كمك كردن

Aiutare

 

 

 

 

 

 

 

Servire :

اين گفتگو به چه درد ميخورد؟

A che serve questo discorso ?

اين به هيچ دردي نميخورد

Questo non serve a nulla

 

 

 

 

 

 

 

Scusare:

كنجكاوي مرا ببخشيد

Scusate la curiosità

سنش او را ميبخشد

L' età lo scusa

 

 

 

 

 

 

 

Portare :

بسته اي را بردن

Potare un fagotto

لباسي را پوشيدن

Portare un vestito

گيلاس را به لب بردن

Portarsi il bicchiere alle labbra

شما را به تئاتر ميبرم

Vi porto al teatro

اين راه به رم ختم ميشود.

Questa strada porta a Roma

تفنگي كه دوهزار متر برد دارد

Fucile che porta due mila metri

اين برايت خوشبختي خواهد آورد

Ciò ti porterà fortuna

چراغ را نزد من بياوريد

Portatemi il lume

يك گيلاس شراب براي من بياور

Mi porti un bicchiere di vino

 

 

 

Mettere:

ديگر قدم به خانه او نخواهم گذاشت

Non ci metterò più il piede da lui

كت خود را پوشيدن

Mettersi la giacca

پول با سود ميدهد

Mette denaro a frutto

در جريان ... گذاشتن – مطلع كردن

Mettere al corrente di…

رماني را به ايتاليايي ترجمه كردن

Mettere un romanzo in italiano

روخانه ايكه در دريا ميريزد

Fiume che mette in mare

فرض كنيم – گيريم كه اينطور باشد

Mettiamo che sia così

شروع به آواز خواندن كردن

Mettersi a cantare

شروع به آواز خواني كرد

Si mise a cantare

شروع به باريدن كرده است

S'è messo a piovere

 

 

 

Scordare:

فراموش كردن

Scordare=Scordarsi di…=Dimenticare

فراموشم نكن

Non ti scordar di me

 

 

 

Favorire:

تسهيل كردن – دادن (لطف كردن) - آمدن

Favorire

فراري را تسهيل كردن

Favorire un evasione

لطفا نظري بدهيد – راهنمايي بفرماييد

Mi favorisca un consiglio

لطفا داخل شويد

Favorisca entrare

ما را سر فراز فرماييد- تشريف بياوريد

Favorisca da noi

لطفا بفرماييد (زمان تعارف غذا و ميوه)

Vuol favorire

 

 

 

Notare:

توجه – ملاحظه كردن

Notare

خوب ملاحظه كنيد كه ...

Notate bene che

 

 

ريش

Barba

ريشو – ريش دار

Barbato = Barbuto

ريش اصلاح كن (آرايشگر)

Barbiere

آرايشگاه – سلماني

Barbieria

دفتر راهنماي راه آهن

Orario

پيشخدمت – گارسن (مذكر)

Cameriere

مشتري

Cliente

دقيقه

Minuto

ميز

Tavola

ميز كوچك

Tavolino

حيرت – سرگرداني – ناراحتي

Imbarazzo

ژنو

Genova

مسافر

Viaggiatore

تجارت

Commercio

خط

Linea

عمل – مانور

Mena

چيزيرا كاملا دانستن و سر انگشت آماده داشتن

Sapere una cosa a menadito

طي شده – گذشته

Scorso – a

زمان گذشته – روزگار گذشته

Il tempo scorso

هفته گذشته

La settimana scorsa

مطمئن

Sicuro - a

آيا از آن كاملا مطمئن هستيد؟

N'è (Ne è) ben sicuro?

بيهوده – بي نتيجه

Invano

تازه – نو

Nuovo – a

با لطف و محبت

Gentilmente

در حدود – نزديك – مقارن

Verso

نزديك غروب

Verso sera

در حدود ساعت هشت

Verso le sette

نشان خواهم داد

Farò vedere

به شما آن را نشان خواهم داد

Glielo faro vedere

به علاوه – وانگهي

Del resto

 

توضيحات

 

1. در جلوي ne, le, li, la, lo  ضمير Gli به Glie تبديل ميشود.

 

به شما نشان خواهم داد

Glielo farò vedere

 

2. A menadito به معني به راهنمايي انگشت و Menare هم به مفهوم رهبري و اداره كردن است.

 

من كليه خطها را باشاره انگشت ميشناسم

Conosco tutte le linee a menadito

 

3.

 

 

Partire:

 

Parlare :

 

 

 

 

من عزيمت ميكنم

Io parto

من حرف ميزنم

Io parlo

تو عزيمت ميكني

Tu parti

تو حرف ميزني

Tu parli

او عزيمت ميكند

Egli parte

او حرف ميزند

Egli parla

ما عزيمت ميكنيم

Noi partiamo

ما حرف ميزنيم

Noi parliamo

شما عزيمت ميكنيد

Voi partite

شما حرف ميزنيد

Voi parlate

ايشان عزيمت ميكنند

Essi partano

ايشان حرف ميزنند

Essi parlano

 

 

تمرين

Un biglietto di seconda classe (Una seconda) per livorno.

Andata e ritorno?

Andata solo.

Ventitrè lire e sessanta centesimi.

(Do trenta lire).

No ha gli spiccioli? Non ho il reslo da darle.

(Frugo nelle mie tasche e trovo gli spiccioli).

 

يك بليط درجه دو براي ليورن.

دو سره (رفت و برگشت)؟

يكسره (فقط براي رفت)

بيست و سه ليره و شصت سانتيم

(سي ليره ميدهم)

آيا پول خرد نداريد؟ من بقه اش را ندارم به شما بدهم.

(در جيبهايم ميگردم و پول خرد پيدا ميكنم).

 

توضيحات

 

La moneta به سكه و Gli spiccioli به پول خرد اطلاق ميشود. براي باقي پول كه بايد برگردانده شود از Il resto استفاده ميشود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

پالرمو

Palermo

 

پالرمو با نام باستاني پنورموس (Panormus) شهر و بندري در شمال غربي ساحل جزيره سيسيل و مركز استان پالرمو ميباشد. پالرمو بزرگترين شهر و بندر مهم سيسل به شمار ميآيد. اين شهر مركز تجارت محصولات كشاورزي جزيره ميباشد و كارخانه هاي آن در زمينه محصولات غذايي، فولادسازي، كشتي سازي، محصولات چرمي، شيشه، شيميايي، سيمان، پارچه بافي و كاغذ در آن فعاليت ميكنند.

 

بيشتر ساختمانهاي قديمي شهر از زمان پادشاهي نرماندي به جاي مانده اند و نمايشگر نفوذ عربها، بيزانس، نرماندي و اسپانيا هستند. از جمله اين ساختمانها ميتوان به كليساي جامع (1169- 1185)، كليساي كوچك پالاتين (Palatine Chapel 1140) و كليساي سن جيواني دلي ارميتي (San Giovanni degli Eremiti 1132) اشاره كرد. دانشگاه پالرمو در سال 1777 تاسيس شده است.

 

 

 

نمايي از ميدان پروتوريا (Piazza Pretoria) متعلق به قرن شانزده كه توسط فرانچسكو كاملياني و ميكل آنجلو ناكرينو طراحي شده است.

 

 

پالرمو در قرن هشتم قبل از ميلاد توسط فنيقي ها ساخته شد و در سال 254 قبل از ميلاد به اشغال روميها درآمد. متعاقبا به دست آلمانها (Goths 440)، بيزانسيها (535)، عربها (831)، نرمانها (1072) و امپراتوري روم مقدس افتاد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 10:23 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Trentesima Lezione

 

Gli onori sono oneri

 

Facchino! Facchino! – Eccomi, signore, quail sono le sue valigie?

Prenda queste due; attenzione alla piccola, è fragile.

Bene, signore, vuole un tassi?

No, lascierò le valigie al deposito.

Al deposito? Allora mi segua, signore, per di quà.

Ecco la ricevuta di deposito. – Quanto costa?

Ora non c'è niente da pagare. Si paga al ritiro.

Non so bene quanto dare di mancia al facchino.

Due lire saranno forse troppe? Gli do una e cinquanta.

Vedo che gli ho dato abbastanza e non troppo.

perchè mi dice : - Grazie, signore,

e porta la mano al berretto,

ma senza levarselo.

Ricordo il motto «Gli onori sono oneri»,

e me ne vado soddisfatto.

 

درس سي ام

 

احترامات پر خرج هستند.

 

حمال! حمال! – اينجايم، آقا، چمدانهاي شما كدام هستند؟

اين دوتا را برداريد، به آنكه كوچكتر است توجه كنيد، شكستني است.

خوب، آقا، آيا يك تاكسي ميخواهيد؟

نه، چمدانها را به انبار خواهم سپرد.

انبار؟ پس به دنبالم بياييد، آقا، از اينطرف.

اين قبض رسيد انبار است. – چقدر بايد داد؟

الان پرداختي نيست، هنگام پس گرفتن پرداخته ميشود.

درست نميدانم چقدر بايد به حمال انعام بدهم.

دو ليره شايد زياد باشد؟ يك ليره و پنجاه سانتيم به او ميدهم.

ميبينم كه به اندازه به داده ام نه زياد.

چون به من ميگويد : - متشكرم آقا،

و به كلاهش دست ميبرد،

اما بدون آنكه آنرا از سر بردارد.

ضرب المثلي به خاطر ميآورم «احترامات خرج برميدارند»

و با خشنودي راه خود را ميروم.

 

 

لغات و اصطلاحات

 

سي

Trenta

سي ام

Trentesimo

گرفتن

Prendere

بگيريد

Prenda

تعقيب كردن

Seguire

تعقيب كنيد

Segua

پرداختن

Pagare

پرداخت شدن

Pagarsi

ميپردازد

Paga

پرداخته ميشود – ميپردازند

Si paga

ترك كردن – گذاشتن

Lasciare

خواهم گذاشت

Lascierò

بودن

Essere

خواهند بود

Saranno

دادن

Dare

داده ام (ماضي نقلي)

Ho dato

ميدهم

Do

گفتن

Dire

ميگويد

Dice

بردن

Portare

ميبرد

Porta

بخاطر آوردن

Ricordare

بخاطر مياورم

Ricordo

ديدن

Vedere

ميبينم

Vedo

رفتن

Andare

ميروم

Vado

به راه خود رفتن

Andarsene

به راه خود ميروم

Me ne vado

حمال – باربر

Facchino

دقت – توجه – مراقبت

Attenziono

توجه و دقت كردن

Fare attenzione

تاكسي

Tassi

با تاكسي رفتن

Andare in tassi

انبار – مخزن

Deposito

رسيد – قبض رسيد

Recevuta

وصول نامه اي را اعلام كردن

Accusare ricevuta d'una lettera

استرداد – بازنشستگي

Ritiro

استرداد يك پول

Il ritiro d'una soma

ژنرال بازنشسته

Generàle in ritiro

كارمند بازنشسته

Funzionario in ritiro

انعام – پول چايي

Mancia

انعام دادن

Dare una mancia

كلاه – كاسكت

Berretto

كلاه شب

Berretto da notte

كلاه برداشتن

Levarsi il berretto

ضرب المثل – پند – شعار

Motto

بدون گفت كلمه اي

Senza far motto

احترام – افتخار

Onore

پرخرج – سنگين – دشوار

Oneroso

شكستني – ترد - ضعيف

Fragile

اجناس شكستني (اصطلاح تجارتي)

Merci fragili

شيئي شكستني

Roba fragili

جنس ضعيف – جنس لطيف

Il sesso fragile

يك تكيه گاه ضعيف

Un fragile appoggio

زياد – بسيار – زيادي

Troppo

بسيار دور

Troppo lontano

لطف بيش از اندازه

Troppa bontà

اشخاص زياد

Troppi uomini

كمي بيش از اندازه

Un po' troppo

او خيلي ميخورد

Egli mangia troppo

حوصله بيش از اندازه ميخواهد

Ci vuole troppa pazienza

خشنود – راضي

soddisfatto

اينجا

Qua

بيا اينجا

Vien qua

اينجا و آنجا

Qua e là

كدام – چه

Quale

كداميك از شما؟

Quale di voi?

نميدانم كدام...

Non so quale

خواهيم ديد كدام خارج خواهد شد.

Vedermo quale uscirà

ببينيد كداميك را ميپسنديد

Guardate quale vi piace.

نمي دام چه كسي

Quale risposta persona.

او ميداند تكليفش چيست.

Intende quale è il suo dovere.

باندازه – به قدر كفايت

Abbastanza

پول كافي ندارم

Non ho abbastanza denaro

 

 

توضيحات

 

1. Fucchino در لغت به معني شخص رذل و بيشرف است، اما اين كلمه در ايتاليا براي صداكردن باربران رايج است. Portatore كلمه محترمانه باربر است.

 

2.

برداشتن - بلند كردن

Levare

بدون برداشتن كلاهش

Senza levarsi il berretto

بدون برداشتن آن

Senza levarse lo

 

همانطور كه ميبينيد Si در جلوي ضمير به Se تبديل ميشود. قبلا چنين موردي را در mi كه به me تبديل ميشد، را ديده بوديد.

 

تمرين

 

Il controllore: I biglietti signori, prego.

Il viaggiatore: Un minuto, per favore, non trovo più il mio biglietto.

Si frugal nelle tasche, apre il portafoglio,

il portamonete, ma tutto senza successo.

Il controllore: Mi dispiace, signore ma se non ha il biglietto …

Il viaggiatore: Ma l'ho ! ne sono certo! Aspetti ancora un po'.

Il controllore: Ripasserò fra un momento.

Il viaggiatore: Non comprendo che mi avviene.

(Trionfante): Eccolo finalmente! Meglio tardi che mai, come si suol dire.

 

كنترلچي: آقايان، خواهش ميكنم بليطها.

مسافر: لطفا يك دقيقه، بليطم را پيدا نميكنم.

او در جيبهايش ميگردد، كيف را باز ميكند،

كيف پول را، اما همه بي نتيجه است.

كنترلچي: متاسف آقا، اگر بليط نداريد ...

مسافر: اما من دارم! مطمئنم! بازهم كمي صبر كنيد.

كنترلچي: لحظه اي ديگر باز ميگردم.

مسافر: نميفهمم مرا چه چه شده است.

(پيروزمندانه): بلاخره پيدا شد! چنانكه در مثل ميگويند، دير بهتر از هرگز.

 

توضيحات

 

1.

جيب

La tasca

جيبها

Le tasche

 

همانطور كه ميبيند حرف h در جمع تنها براي از بين نرفتن طرز تلفظ به كار رفته است.

 

2.

عزيمت كردن

Partire

عزيمت كنيد !

Parta !

خواندن

Chiamare

خواندن !

Chiami !

 

براي تبديل مصادر مختوم به ire به افعال امری از a و مصادر مختوم به are از i استفاده ميشود.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

جنوا

Genoa

 

جنوا (Genova) در شمال غرب ايتاليا در ناحيه ليگوريا (Liguria) قرار دارد. بندري كنار خليج جنوا قسمتي از درياي ليگوريا. شهر كنار يك لنگرگاه طبيعي و در پاي گذرگاهي در غرب رشته كوههاي آپنينه واقع شده.

 

 

 

نمايي از بندر جنوا  يكي از شلوغترين بنادر اروپا

 

اين شهر با بندر مارسي فرانسه به لحاظ بندر اروپايي درياي مديترانه رقابت ميكند و مركز تجاري صنايع سنگين پيه د مونت (Piedmont) و لومباردي (Lombardy) و يكي از مناطق غني  كشاورزي در شمال ايتاليا و اروپاي مركزي است.

 

امكانات اين بندر كه در جنگ جهاني دوم خسارات بسياري ديد، توسعه يافته و مدرن شده است. كشتي سازي صنعت اصلي جنوا است. محصولات آهني و فولادي، قطعات موتور و اتومبيل، وسايل منجمدسازي، جنگ افزار، شيميايي، صابون و پردازش محصولات كشاورزي از ديگر صنايع مهم اين شهر است.

 

صنايع و مناطق مسكوني در شرق و غرب  روي تپه ها به موازات ساحل و پشت بندر قديمي توسعه پيدا كرده اند. در ميان شهر كليساي سبك گوتيك رومي سن دوناتو (San Donato) متعلق به قرون 12 و 13 قرار دارد و جلوي لنگرگاه ساختمان پلازو سن جورجو (Palazzo San Giorgio) قراردارد كه در قرن 14 ساخته شده است.

 

 

 قبرستان استالينو (Staglieno) كه بين سالهاي 1844 تا 1851 در سرازيري يك تپه ساخته شده است و شامل گردشگاهها، مجسمه ها، باغها و معابد پروتستانها ميباشد.

 

كليساي جامع سن لورنتزو (San Lorenzo) شامل گنجينه هاي هنري فراواني است. در شمال غربي نزديك ايستگاه ماريتتيما (Marittima) كه لنگرگاه كشتي هاي مسافري است، كليساي قرن 13 آنونتزياتا (Annunziata) واقع شده كه به لحاظ كارهاي هنري خوبش مشهور است. محل تولد كريستف كلمب (Christopher Columbus) نيز به عنوان مكاني تاريخي شناخته ميشود. شهر جنوا همچنين جايگاه دانشگاه جنوا (1471) ميباشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Ventinovesima Lezione

 

Per chi vuole viaggiare econmicamente sulle ferrovie italiane,

i cestini offrono una gran comodità.

Sì trvano in tutte le stazioni più importanti,

tra le ore undici e quattordici, o diciotto e ventuna,

Cioè, al momento dei pasti.

Appena si è fermato il treno, si sente la voce del venditore : cestini, cestini !

Dalla finestrina dello scompartimento io ne compro uno, per sei lire.

Il "csetino" non è che un sacco di carta, con fondo di cartone,

ma contiene tutto l' occorrente per un pasto :

alcune fette di salame e prosciutto come antipasto

un' ala di pollo arrosto, due panini, una banana ed un' arancia,

un pacchettino di biscotti ed un fiaschetto di vino, con tappo di carta.

Mangio di buon appetite, colle dita, bevendo dal fiascheyyo.

Soltanto quando ho finito, scopro nel fondo del cestino,

una posata di latta ed un bicchiere di carta.

Meglio tardi che mai!

 

درس بيست ونهم

 

براي كسي كه ميخواهد روي راه آهنهاي ايتاليايي به طور اقتصادي مسافرت كند،

زنبيلهاي مسافرتي وسيله راحتي بزرگي را عرضه ميكنند.

آنها در تمام ايستگاههاي مهم يافت ميشوند،

بين ساعات يازده و چهارده يا، هجده و بيست ويك،

يعني مواقع صرف غذا.

به مجرد توقف ترن، صداي فروشنده شنيده ميشود : زنبيلهاي سفري، زنبيلهاي سفري !

از پنجره كوپه من يكي از آن به شش ليره ميخرم.

زنبيل مسافرتي چيزي جز يك كيسه كاغذي با ته مقوايي نيست،

اما همه لوازم يك وعده غذا را دارد:

چند قطعه گوشت نمك زده و ژامبون به عنوان پيش غذا

يك بال جوجه سرخ شده، دوتا نان كوچك، يك موز و يك نارنج،

يك بسته كوچك بيسكويت و يك بطري كوچك شراب، با سر بطري كاغذي

تنها هنگامي كه تمام كرده ام، در ته زنبيل كشف ميكنم،

يك سرويس (قاشق و چنگال) حلبي و يك ليوان كاغذي

دير بهتر از هرگز (ضرب المثل)

 

لغات و اصطلاحات

 

بيست ونه

Ventinove

پيدا كردن – يافتن

Trovare

خود را پيدا كردن

Trovarsi

متوقف كردن

Fermare

خود را متوقف كردن

Fermarsi

شنيدن – حس كردن

Sentire

شنيده شدن – حس شدن

Sentirsi

شامل بودن

Contenere

تئاتر گنجايش دوهزار نفر را دارد

Il teatro contiene duemila spettatori

آب دريا شامل نمك است

L'acqua di mare contiene il sale

آشاميدن

Bere = Bevere

كشف كردن

Scoprire

زنبيل كاغذي

Cestino

سبد – زنبيل

Cesta

آهن

Ferro

راه (جمع: Vie)

Via

را آهن

Ferrovia

لحظه - زمان

Momento

غذا

Pasto

بعد از غذا

Dopo pasto

كم غذا بودن

Essere di poco pasto

پنجره

Finestra

روزنه – دريچه

Finestrina = Finestrino

كيسه – كيف

Sacco

يك كيسه گندم

Un sacco di grano

كاغذ

Carta

يك برگ كاغذ

Un foglio di carta

نقشه جغرافي

Carta geografica

نقشه ايتاليا

La carta d' Italia

ورق هاي بازي

Carte da gioco

ته – قعر

Fondo

قعر دريا

Il fondo di mare

به كنه مطلبي رفتن

Andare al fondo d'una cosa

از ته قلب

Dal fondo del cuore

مقوا

Cartone

لوازم

Occorrente

لوازم التحرير

L' occorrente per scrivere

برش – قطعه – قاچ

Fetta

يك تكه ژامبون

Una fetta di prosciutto

قطعه قطعه كردن

Fare a fette

گوشت خشك شده – سوسيسون

Salame

پيش غذا

Antipasto

بال

Ala

جوجه

Pollo

بوقلمون (جوجه هندي)

Pollo d' India

نان

Pane

نان كوچك

Panino

ساندويچ

Panino gravido

موز

Banana

نارنج

Arancia

رنگ نارنجي

Color arancio

بسته

Pacchetto

بسته كوچك

Pacchettino

بيسكويت

Biscotto

قمقمه

Fiasca

شيشه – بطري كوچك

Fiaschetto

در بطري – چوب پنبه

Tappo

اشتها

Appetito

با اشتهاي تمام ميخورد

Mangia di buon appetito

به كسيكه مشغول صرف غذاست گفته ميشود

Buon appetito

اشتها با خوردن ميآيد (ضرب المثل)

L' appetite vien mangiando

انگشت (جمع Le dita)

Dito

انگشتان پا

Le dita del piede

چيزيرا كامل دانستن (روي نوك انگشتان داشتن)

Aver sulla punta delle dita

لوازم ميز غذا خوري (كارد و چنگال و قاشق...)

Posata

قاشق و چنگال و كارد نقره اي

Posate d' argento

حلبي

Latta

ليوان – استكان

Biccheiere

مقتصدانه – اقتصادي

Economicamente

مهم

Importante

كباب كردن – برشته كردن

Arrostire

كباب شده – برشته شده

Arrostito

كباب – كباب شده (صفت)

Arrosto

كباب بره

Arrosto d' angello

هيايوي بسيار براي هيچ (دود زياد و كباب كم)

Molto fumo e poco arrosto

بين – ميان

Tra

دم لاي پا

La coda tra le gambe

بين خودمان هستيم

Siamo tra noi

بزودي

Tra poco

بين پير و جوان – ميانسال

Tra il giovine e il vecchio

يعني

Cioè

بمجرد – بزحمت

Appena

او تازه بلند شده – به زحمت بلند شده

È appena alzato

بمجرد اينكه مرا ديد، صدايم كرد

Appena mi vide, mi chiamò a sè

هيچ (حالت مفرد) – چندتا ، چند (حالت جمع) – كسي (جملات مثبت) – هيچكس (جملات منفي)

Alcun – o

بدون هيچ رمزي

Senz' alcun mistero

بدون هيچ ملاحظه

Senza riguardo alcuno

پس از چند روز

Dopo alcuni giorni

هيچكس نيامده است

Non è venuto alcuno

 

توضيحات

 

  1. به جمله دوم درس دقت كنيد، كلمه Grande در جلو كلماتي كه با حرف بيصدا آغاز ميشوند de آخر را از دست ميدهد.
  2. Colle تركيب Con le ميباشد.
  3. اگر كلمه بعد از Del با حرف بيصدا آغاز شود، del  به Dello تبديل ميشود (جمله هفتم).

 تمرين

 

Ha mangiato bene?

Molto bene, grazie, non mi manva che una tazza di caffè.

un po' di pazienza, fra dieci minuti abbiamo una fermata.

Ed avrò il tempo di andare al buffè?

A che prò? Il caffè le verrà servitor qui.

portà sorbirlo a suo comodo.

Ma che faro del bicchiere dopo?

Non è un bicchiere di vetro, ma di cartone, che serve una sola volta.

Lo getterdal finestrino.

 

آيا خوب خورده ايد؟

خيلي خوب، متشكرم، چيزي كم ندارم جز يك فنجان قهوه.

كمي حوصله، ده دقيقه ديگر توقفي خواهيم داشت.

و آيا من فرصت رفتن به بوفه را خواهم داشت؟

فايده اش چيست؟ قهوه همينجا سرو خواهد شد.

ميتوانيد مزمزه كنيد، آنطور كه راحتيد.

اما با ليوان بعدا چه خواهم كرد؟

ليوان شيشه اي نيست، بلكه كاغذي است، كه تنها يكبار مصرف ميشود.

دور خواهيد انداخت از پنجره.

 

توضيحات

- A che prò? به معناي به چه درد ميخورد، چه فايده اي دارد؟ به كار ميرود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Venice
ونيز

ونيز (با تلفظ ايتاليايي ونيتزيا)، شهر و بندر در شمال ايتاليا در ناحيه ونتو (Veneto) مركز ايالت ونيز. ونيز بر روي 120 جزيره واقع شده كه توسط 177 كانال در تالاب هاي دهانه رود پو و پياو در شمال درياي آدرياتيك شكل داده شده است.

به لحاظ نقش تاريخي در كشتيراني و تجارت، اين شهر به عنوان ملكه آدرياتيك شناخته شده است.  توسط  بزرگراههاي راه آهن ونيز به سرزمين اصلي متصل ميشود. با شن ريزيهاي طولاني و موج شكنها در اطراف كانالها از نفوذ دريا جلوگيري شده است.

جزايري كه شهر در آن ساخته شده با حدود 400 پل به يكديگر متصل شده اند. طول كانال بزرگ (The Grand Canal)  تقريبا 3 كيلومتر است كه از شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده و شهر را به دو قسمت تقسيم كرده است. كانال جودكا (Giudecca) با طولي حدود 400 متر جزيره جودكا در جنوب را از ونيز جدا كرده است.

در مكانهاي باريك و پيچيده، همچنين خيابانهاي شهر قديمي هيچ وسيله موتوري مجاز نيست و پلها نيز فقط مخصوص عابران هستند.

يكي از كانالهاي ونيز

براي قرنها رايجترين وسيله حمل ونقل نوعي قايق به نام گوندولا (gondola)، كه قايقي با كف صاف است و با يك پارو هدايت ميشود، بوده است. امروزه اين قايقها عمدتا توسط توريستها استفاده ميشود. تقريبا تمام بارها و مردم توسط قايقهاي موتوري كرايه جابجا ميشوند.

چهره ونيز امروزي بسيار چالش برانگيز است، از جمله مهاجرت مردم به نواحي ديگر، خسارات سيل، نشست، آلودگي آب و هوا و كهنگي. به دنبال سيل شديد سال 1966، يك تلاش بين المللي جهت حفظ  ونيز تاريخي انجام گرفت و بسياري از بناها مرمت و محافظت شد. سيل بارها در طول تاريخ اين شهر وجود داشته است و هنگامي پديد ميآيد كه مد دريا با طوفان همراه ميشود و تلاش شده است تا با سدهاي مكانيكي جلوي آن گرفته شود. براي جلوگيري از نشست ساختمانها و بناها سعي شده است از آبهاي زيرزميني كمتر استفاده شود و اقدام به ساخت كانالهايي شده است كه از آلپ سرچشمه ميگيرند.

مهمترين منبع درآمد ونيز توريسم است. وجود معماريهاي زيبا، كانالها و جاذبه هاي بسيار هنري و فرهنگي، فستيوالهاي فيلم بيشمار و رويدادهاي ديگر، بازديد كننده هاي بسياري را به اين شهر جلب ميكند.
بلورجات، آينه ها و مهرهاي شيشه اي اين شهر كه اغلب آنها در جزيره مورانو (Murano) ساخته ميشوند، بسيار معروف است.

فنجان شيشه اي ازدواج مربوط به قرن پانزدهم

توريهاي ونيزي، بخصوص ساخت جزيره بورانو (Burano) قابل توجه است. در سرزمين اصلي يعني مستر و مارگرا (Mestre & Marghera) امكانات كشتي سازي و صنايع ديگر از جمله فولاد، ذوب فلزات و كارخانه هاي شيميايي وجود دارد. از زمان جنگ جهاني دوم بيشتر اهالي ونيز به دنبال كار و سكونت، راهي شهرهاي ديگر شدند. بندر مارگرا كه عهده دار بيشتر مسافرتهاي دريايي است، با كانالي كه امتداد كانال جودكا است، قابل دسترسي است.

ونيز يكي از زيباترين شهرهاي جهان است. ساختمانها و تزئينات شهر از سبك بيزانس گرفته تا رنسانس، نمايشي از يك معماري عالي هستند. آثار هنري و نقاشي مدرسه ونيز در مكانها ، ساختمانمهاي عمومي و كليساها عرضه ميشود.

ميدان سنت مارك

ميدان سنت مارك (Saint Mark) مركز شهر محسوب ميشود. در شرق اين ميدان كليساي جامع و دادگاه حكومتي (Palazzo Ducale) واقع است كه هر دو از بناهاي با اهميت ونيز هستند. كليساي جامع در سال 828 ساخته شده و بعد از آتش سوزي سال 976 در سال 1047بازسازي گرديد و نمونه اي از سبك بيزانسي ميباشد.

مكان دادگاه و تشكيلات حكومتي

ساختمان دادگاه در 814 ساخته شد و چهار مرتبه به علت آتش سوزي تخريب شد و هربار با اندازه بزرگتري ساخته شد و نمونه قابل توجه سبك گوتيك در ايتاليا ميباشد كه از عناصر اوليه رنسانس نيز بهره برده است.
در شمال كلانتري قديم (Procuratie Vecchie 1496) و در جنوب نيز كلانتري جديد (Procuratie Nuove 1584) واقع شده است كه هر دو به سبك رنسانس ايتاليايي ساخته شده اند.

در كنار اين دو مكان دالان يا كارخانه جديد (Fabbrica Nuova 1810) واقع شده كه شامل كافه ها و مغازه هاي زيادي است.

كنار مكان دادگاه دو ستون گرانيتي معروف سال 1810 وجود دارد كه مجسمه شير بالدار سنت مارك و سنت تئودور روي يك تمساح را نگه داشته اند.

برج كليساي سنت مارك شاخصي مهم است كه 91 متر طول دارد و بين سالهاي 874 و 1150 ساخته شده و در سال 1902 تجديد بنا گرديده است.

در پشت دادگاه پل مشهور افسوس (ponte dei sospiri) واقع است كه زندان عمومي را به دادگاه متصل ميكرده است.

نمايی از كليساي سانتا ماريا دلا سالوته (Santa Maria della Salute ) در كنار كانال بزرگ

در روي كانال بزرگ سه پل واقع شده كه پل ريالتو (Rialto - 1588) مشهورترين آنهاست كه در دو سوي آن مغازه هاي زيادي وجود دارد.

در شمال شهر نيز كليساي قرن پانزدهم سن جيواني (San Giovanni) با گنبد و ستون به سبك گوتيك ايتاليا قرار دارد كه يكي از كليساهاي مخصوص مراسم تدفين دادگاه بوده است.

در حومه شهر ونيز مجسمه اسب سوار قرن 15 ژنرال بارتولومو كولوني (Bartolomeo Colleoni) ساخته آندرا دل وروكيو (Andrea del Verrocchio) هنرمند فلورانسي وجود دارد.

موزه هاي بزرگي مانند كاد اورو (Ca’ d’Oro) و كليساهاي تاريخي زيادي در شهر به چشم ميخورند. كتابخانه قديمي (Libreria Vecchia) شامل بيش از 13000 دستنويس و بيش از 800000 كتاب، بعضا بسيار گرانقيمت است. دانشگاه ونيز نيز در سال 1868 ساخته شده است.

نمايي از كليساي سن جورجيو ماجور (San Giorgio Maggiore)


 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

Ventottesima Lezione

 

مروري به درسهاي گذشته

 

حالتان چطور است ؟

Come sta?

خوبم، متشكرم

Sto bene, grazie

 

1. براي رساندن معاني داشتن حالتي، قرار گرفتن به وضعي خاص يا ماندن و باقي بودن از مصدر  stare كه شكل دومي از مصدر Essere است استفاده ميكنيم.

 

داشتن كيفيت وحالت:

 

چطوري؟

Come stai?

خوبم، بدم

Stare bene, male

آسايش

Il bene stare

خاطر جمع باشيد

Stia tranquillo

مردد بودن

Stare in forse

عاقل باش – شلوغ نكن

(tu) buono

دقت كنيد

(voi) attenti

راحت باشيد – بفرماييد بنشينيد

Stia comodo

آرام باش – ساكت

Stia zitto

چيزها را به همان حال كه هستند رها كردن

Lasciar le cose come stanno

 

قرار گرفتن يا ايستادن و نشستن به وضعي خاص :

 

سرپا بودن – ايستادن

Stare in piedi

نشسته بودن

Stare a sedere

به زانو در آمدن – به زانو نشستن

Stare a ginocchi

برپا

Sta ritto

 

ماندن و باقي بودن:

 

برويد من اينجا ميمانم

Andate, Io sto qui

كمي هم با ما باشيد

State un altro po' con noi

در خانه ماندن

Stare in casa

بدون كتاب نميتوانم بمانم

Senza libri non posso strae

آرام ماندن

Star quieto

مقاومت و پايداري كردن

Star fermo, duro

من ديگر جستجو نميكنم ( در جستجو نميمانم)

Non sto più a cercare

او را راحت بگذار

Lascialo stare

كمي گوش بده – ببين چه ميگويم

Stammi a sentire

گوش دادن – در حال گوش دادن باقي ماندن

Stare a ascoltare

در شرف ... بودن

Stare per …

در شرف بيرون رفتن است

Sta per uscire

ميخواهم بگويم

Stavo per dire

 

در شرف ... بودن :

 

در شرف ... بودن

Stare per …

در شرف بيرون رفتن است

Sta per uscire

ميخواهم بگويم

Stavo per dire

 

طول كشيدن :

 

كمي ديگر خواهد باريد

Starà poco a piovere

آمدنش خيلي طول خواهد كشيد؟

Starà molto a tornare?

 

مشغول بودن :

 

مشغول خواندن بود

Stava leggendo

 

سكونت داشتن :

 

در ييلاق زندگي كردن

Stare in campagna

حالا كجا سكونت داريد؟

Dove stai di casa ora?

 

آمدن مناسب بودن :

 

اين كلاه به من ميآيد

Questo capello mi sta bene

اين رنگ به صورتت نميخورد.

Questo colore non ti sta al viso

اين كارها مناسب افراد تحصيلكرده نيست.

Son còse che non stanno bene a persone educate.

اينجوري خوب است؟

Sta bene così?

 

اكتفا كردن :

 

به ظواهر اكتفا كردن

Stare alle apparenze

به كليات اكتفا كردن

Stare sulle generali

 

منوط بودن :

 

تا آنجا كه به ما مربوط است

Per quanto sta in noi

با شماست

Sta in voi

اگر با من بود

Se stesse in me…

همه اش بسته به ... است

Tutto sta nel…

 

بنابر آنچه :

 

بر حسب آنچه، بنابر آنچه

Stando a …

بنا بر آنچه ميگويند

Stando a quanto si dice

 

حالت انتظار :

 

منتظرم كه ببينم...

Sto a vedere…

بايد منتظر بود و ديد كه ...

Sta a vedere che…

حالا بايد ديد كه...

Sta ora a vedere che…

خواهيم ديد – تا ببينيم

Sraremo a vedere

 

اتفاق افتادن :

 

چه شده است؟

Che è stato?

 

متوقف شدن :

 

اندكي متوقف شد

Stette un poco

 

معاني متفرقه :

 

ممكن است

Può stare

حقيقت اينست كه...

Fatta sta che…

شاهد باشيد

State per testimony

نوبت توست – مال توست

Sta a te

بسيار خوب!

Sta bene !

 

2.  به كاربردهاي Più di (بيشتر از) و Meno di (كمتر از) توجه كنيد:

 

او داراتر از من است

È più ricco di me

ماه كوچكتر از آفتاب است

La luna è meno grande del sole

اين قوطي كوچكتر از آن يكي است

Questa scatola è più piccolo di quella

 

اگر در جمله حرف اضافه باشد، يا بخواهيم دو صفت مربوط به يك شي را مقايسه كنيم،  از كلمات Più che و Meno che استفاده ميشود:

 

من از شما راضي ترم تا ايشان

Sono più contento di lei che di loro

خانه دراز است تا بلند

La casa è più lunga che alta

بيشتر از آنچه خوانده ام حرف زده ام

Ho più parlato che letto

رفتن بهتر است تا ماندن

È meglio partire che restare

بيشتر سركه هست تا روغن

C'è più aceto che olio

 

3. به تغيير شكل كلمه Bello (زيبا) در حالات مختلف دقت كنيد:

 

الف) Bel در جلو اسامي مذكر كه با حرفي بيصدا شروع شده باشد (بجز z يا s كه دنبالش باز هم حرف بيصدا باشد):

 

جنس ظريف و زيبا

Il bel sesso

يك روز قشنگ

Un bel giorno

يك آيينه زيبا

Un bello specchio

 

ب) Bell' در جلو اسامي مذكر كه با حرفي صدادار شروع شده باشد:

 

مرد زيبا

Bell' uomo

يك درخت زيبا

Un bell' albero

 

ج) Bella در جلو اسامي مونث:

 

بانوي زيبا

Bella sigora

يك چيز قشنگ

Una bella cosa

 

جمع اين كلمه مانند جمع كلمه Del‌است كه قبلا توضيح داده شد:

 

وقتي جلوي اسم باشد:

 

گلهاي زيبا

I bei fiori

اسبان قشنگ

Bei cavalli

درختان قشنگ

I begli alberi

چشمان زيبا

Begli occhi

 

وقتي دور از اسم باشد:

 

اين گلها زيبا هستند

Questi fiori sono belli

اين درختان زيبا هستند

Questi alberi sono belli

 

4. كليه اسامي معني مختوم به ore مذكر هستند:

 

درد

Il dolore

ارزش - لياقت

Il valore

 

5. سعي كنيد جملات زير را خودتان معني كنيد:

  1. Siamo in due.
  2. Ho mangiato discretamente.
  3. La pizza è affollata.
  4. Vuol fare una gita al mare?
  5. I dia il resto.
  6. Nello scompatimento.
  7. Quanto costa?
  8. È a buon mercato.

 

  1. ما دوتايي هستيم. (فقط همين دونفرهستيم)
  2. من به قدر كفايت خورده ام
  3. ميدان از جمعيت پر است.
  4. ميخواهيد در دريا سياحتي بكنيد؟
  5. باقي پول را به من پس بدهيد.
  6. در كوپه.
  7. قيمتش چند است؟
  8. ارزان است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

صحبت از شهر ميلان بدون مناسبت نبود. اگه قسمت نظر ات رو نگاه كرده باشيد، دوست خوبي به نام سيروس رو ميبينيد كه مدتيه به اين وبلاگ سر ميزنه و هر از چندگاهي هم لطف ميكنه و نظرشو مينويسه. سيروس اگه اشتباه نكنم اهل شيرازه، اما مدت شش ساله كه تو ميلان زندگي ميكنه و تو اين مدت حسابي به زبون ايتاليايي مسلط شده. اون وبلاگ جالبي به زيون ايتاليايي داره و با علاقه مسائل روز ايران رو دنبال ميكنه و نظر خودش رو با استفاده از منابع گوناگون ايراني و خارجي تو وبلاگش مينويسه، علاوه بر اين هر از چندگاهي هم از رسم و رسومها، فرهنگ و موزيك ايران تو وبلاگش مينويسه و به اين وسيله سعي ميكنه شناخت درستي از ايران رو به ايتالياييها ارائه كنه. خواستم به اين وسيله اين دوست خوب رو به شما هم معرفي كنم و از تون دعوت كنم كه يه بازديدي از وبلاگش داشته باشيد. هم فاله و هم تماشا. زبون ايتالياييتون هم قوي ميشه. اگه به زبون ايتاليايي نميتونين براش كامنت بذارين مهم نيست، سيروس از خودمونه نظرتون رو به فارسي براش بنويسين.

 

اين آدرس وبلاگشه و اينم پستي كه لطف كرده و در اون، اين وبلاگ رو به ايتالياييها معرفي كرده، كه همينجا ازش تشكر ميكنم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

ميلان

Milan

 

 

ميلان (با تلفظ ايتاليايي ميلانو و نام باستاني مديولانيوم) شهري در شمال ايتاليا، مركز ناحيه لمباردي (لمبارديا). دومين شهر بزرگ ايتاليا از نظر جمعيت پس از رم. شهري تجاري، اقتصادي و مركز توليدكنندگان و همچنين زادگاه روشنفكران و هنرمندان بزرگ ايتاليا.

 

ميلان شهر مدرني است و توسط صنايع حاشيه ايي احاطه شده است. اين شهر داراي ساختمانهاي بلند مسكوني،  ادراي، تجاري و صنعتي زيادي است. مترو اين شهر در سال 1964 راه اندازي گرديد. ميدان اصلي شهر پياتزا دل دومو (Piazza del Duomo) نام دارد كه به دومو يا كليساي جامع ختم ميشود، كه ساختماني از مرمر سفيد با سبك گوتيك است كه در سال 1386 ميلادي پايه گذاري شده و درسال 1965 تكميل گرديده است.

 

 

كليساي جامع ميلان يكي از بزرگترين كليساهاي جهان است، كه در سال 1386 بناي آن شروع شد و برجسته كاري روي درها در سال 1965 به پايان رسيد. در درون اين كليسا كارهاي هنري فراواني وجود دارد و مقدس ترين اثر باستاني ميخي است كه گفته ميشود از صليب مسيح به جاي مانده است.

 

 

در جنوب غربي اين ميدان قصر سلطنتي سنت آمبروجو (Sant'Ambrogio) قراردارد كه كليساي قرن پانزده سانتا ماريا دله گراتزيه (Santa Maria delle Grazie) در كنار آن واقع شده است.

در مجاورت اين كليسا نيز صومعه دومينيكن كه در سالن غذاخوري آن تابلوي معروف شام آخر اثر لئوناردو داوينچي نقاشي شده قرار دارد.

 

پلازو دي بررا (Palazzo di Brera) از مراكز فرهنگي قرن هفده ميلان است و شامل هنرهاي زيبا، يك كتابخانه و يك گالري هنري است. پلازو دلامبروسيانا (Palazzo dell'Ambrosiana) شامل كتابخانه آمبروسيانا ميباشد كه در سال 1609 تاسيس شده و ميتوان آن را اولين كتابخانه عمومي در اروپا به شمار آورد.

 

ميلان همچنين داراي موزهاي عالي هنري، رويدادهاي تاريخي و تاريخ طبيعي، انستيتو مطالعه سياست بين الملل، سالن اپراي تئاترو آلا اسكالا (Teatro alla Scala) با شهرتي جهاني، هنرستانهاي موسيقي قابل توجه و چندين دانشگاه ميباشد.

 

 

گالري ويتوريو امانوئل دوم (Vittorio Emanuele II)

اين گالري بزرگ بازار سرپوشيده ميلا ن است كه با شيشه مسقف شده است. و در آن مغازه ها، رستورانها و كافه ها قرار دارد. اين گالري توسط جوزفه منجوني طراحي شد كه درست يك روز قبل از افتتاح در سال 1878 از سقف سقوط کرد و كشته شد.

 

ميلان مركز توليد مواد شيميايي و پارچه است. از توليدات مهم ديگر اين شهر ميتوان به هواپيما، اتومبيل، مواد خوراكي، لباس، شيشه، چرم، كالاهاي پلاستيك، ماشين سازي، دارو و پلاستيك  اشاره كرد.

ميلان همچنين صنعت بزرگي در ضمينه نشر كتاب و آثار موسيقي دارد، بانكهاي زياد و بورس سهام اصلي ايتاليا. يك نمايشگاه بين المللي تجاري ساليانه در ماه آوريل برگزار ميشود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط کاوه  |