ناپل
Naples
نيپوليس به معناي شهر جديد در زبان يوناني، نام باستاني شهر ناپل امروز بوده است كه در ايتاليا ناپولي (Napoli) خوانده ميشود. اين شهر در جنوب ايتاليا در ناحيه كاپانيا واقع شده و يكي از بنادر مهم ايتاليا ميباشد.
ناپل بر سراشيب كوهپايه هاي سلسله جبالي ساخته شده است كه خليج ناپل را در دهانه درياي مديترانه، محصور كرده است. آتشفشان وزو (Vesuvius) از شهر قابل مشاهده است، وزو همان آتشفشاني است كه شهر پمپي(Pompeii) را در سال 79 ميلادي زير گدازه ها مدفون كرد.

نمايي از شهر ناپل
در ناپل علاوه بر يك بندر بزرگ براي كشتي هاي مسافري و تجاري، چندين بندر كوچكتر براي كشتي هاي ماهيگيري و تفريحي وجود دارد.
در كنار صنعت اصلي كه توريسم ميباشد، ناپل داراي صنايع كشتي سازي و توليد كنندگان مواد شيميايي، غذايي، دستكش، آهن و فولاد و ماشين سازي است.
ناپل به جهت زندگي رنگين خياباني، غذاها(محل پيدايش اسپاگتي و پيتزا) و ترانه هايش بالاخص سبك بل كانتو (bel canto ترانه زيبا) معروف است.
ناپل جايگاه قلعه هاي بيشمار و مكانهاي جالب است. روي يك جزيره سنگي كه توسط گذرگاهي به شهر متصل شده قلعه دل اوو (dell'Ovo) متعلق به قرن دوازده واقع شده و در بندر نيز قلعه قرن سيزده نوو (Nuovo) و بالاي تپه اي رو به شهر نيز قلعه قرن چهاردهمي سنت المو (Sant'Elmo) خودنمايي ميكند.
پلازو ريله (Palazzo Reale) مكان سلطنتي بوده كه در اوايل قرن هفدهم ساخته شده و اكنون يكي از كتابخانه هاي ملي قابل توجه ناپل است كه شامل مجموعه ارزشمندي از كتابهاي دستنويس است. در كنار اين كتابخانه، تيترو سن كارلو (ساخته شده در سال 1737 و بازسازي شده در سال 1816) قرار دارد كه از مشهور ترين تئاترهاي اپرا در سراسر اروپا بشمار ميايد.
موزه ملي ناپل به جهت دارا بودن نقاشيهاي زياد يوناني-رومي و مجسمه هاي يافت شده از شهر پمپي، هركولانيوم (Herculaneum) و حومه شهر، زبانزد است. اين موزه همچنين داراي مجموعه اي غني از نقاشي هاي مجلل فرانسوي است.
علاوه بر دانشگاه، ناپل داراي موسسه آموزش نيروي دريايي، مدرسه زبانهاي خارجي، هنرستان موسيقي و آكادمي هنرهاي زيبا ميباشد.
كليساي جامع سن جنارو (San Gennaro) يكي از معروفترين كليساهاي ناپل است كه در قرن سيزدهم شروع به ساخت شده و تا قرن نوزدهم قسمتهاي زيادي از جمله نماي سر در به آن اضافه شده است.
مقبره سنت جنوريوس (St. Januarius) محافظ مقدس شهر، در اين كليسا واقع شده كه در ماههاي مي و سپتامبر انباشته از جمعيتي است كه به معجزه اين شخص اعتقاد دارند.
كليساي سن دومنيكو ماجوره (San Domenico Maggiore) داراي نماي داخلي زيبايي است و انباشته از پيكره ها و نقاشي هاي ديواري است. در كنار اين كليسا صومعه دومنيكن واقع شده كه سنت توماس اكينز (Saint Thomas Aquinas فيلسوف معروف ايتاليايي) در آنجا زندگي ميكرده و درس ميخوانده است.
Trentatreesima Lezione
In ferrovia
Il conduttore: Scusi, signora, è vietato di introdurre i cani negli scompartimenti.
La signora: Lo so, ma non dice l'avviso che è vietato di introdurre le cagne. questo non è un cane,è una cagna!
Una signora ad un forestiere
Noti come corre veloce il telegrafo in Italia!
Questo telegramma viene da
Cavalleria…rusticana
Giacomo, è quella la madre dei maialini che mi avete fatta vedere una quindicina di giorni fa?
Sì, signorina Margherita.
E i piccini stanno bene? ingrassano?
Stanno benissimo, ingrassano e si fanno ogni giorno sempre più belli… come lei!
درس سي و سوم
در راه آهن!
راننده: ببخشيد خانم، داخل كردن سگها (I cani) در كوپه ها ممنوع است.
خانم: ميدانم. اما اخطار نميگويد كه داخل كردن ماده سگها (Le cagne) ممنوع است. اين سگ نر (Cane) نيست، يك ماده سگ (Cagna) است!
يك خانم به يك نفر غريبه
ملاحظه كنيد كه تلگراف در ايتاليا چقدر به سرعت حركت ميكند!
اين تلگرام از ناپل ميآيد و هنوز چسب آن خشك نشده است!
تعارف دهاتي
جاكومو (ژاك)، آيا اين مادر همان بچه خوكهايي است كه پانزده روز پيش به من نشان داديد؟
بله،مادموازل (دوشيزه) مارگريت.
بچه خوكها خوب هستند؟ چاق ميشوند؟
خيلي خوبند، چاق ميشوند و هر روز زيباتر از قبل ميشوند...مانند شما!
لغات و اصطلاحات
|
سي و سوم |
Trentatreesimo |
سي و سه |
Trentatrè |
|
ميدانم |
So |
دانستن |
Sapere |
|
ميدود |
Corre |
دويدن |
Correre |
|
ميآيد |
Viene |
آمدن |
Venire |
|
دارد |
Ha |
داشتن |
Avere |
|
ميكند |
Fa |
كردن |
Fare |
|
داريد |
Avete |
داشتن |
Avere |
|
هستند |
Stanno |
بودن |
Stare |
|
فربه ميشوند |
Ingrassano |
فربه شدن |
Ingrassare |
|
ميشوند |
Si fanno |
شدن |
Farsi=Fare si |
|
ملاحظه كنيد |
Noti |
ملاحظه كردن |
Notare |
|
ممنوع – قدغن |
Vietato |
قدغن كردن |
Vietare |
|
كرده |
Fatto |
كردن |
Fare |
|
راننده |
Conduttore |
راندن |
Condurre |
|
اعلان – اخطار |
Avviso |
اعلام و اخطار كردن |
Avvisare |
|
داخل كننده |
Introduttore |
داخل كردن |
Introdurre |
|
سگهاي نر |
Cani |
سگ نر |
Cane |
|
سگهاي ماده |
Cagne |
سگ ماده |
Cagna |
|
تلگرام |
Telegramma |
تلگراف |
Telegrfo |
|
مادر |
Madre |
چسب |
Gomma |
|
روستايي – دهاتي |
Rusticano-a |
ادب، تعارف |
Galanteria |
|
بچه خوك |
Maialino |
خوك |
Maiale |
|
غريبه – مهمان |
Forestiere |
بچه خوك |
Maialini |
|
بچه هاي يك حيوان |
I piccini d'un animale |
كوچك، بچه كوچك |
Piccino-a |
|
خيلي خوب |
Benissiomo |
خوب |
Bene |
|
سريع |
Veloce |
تازه |
Fresco-a |
|
هميشه |
Sempre |
هر |
Ogni |
|
|
Dei=Di i |
چگونه، مانند |
Come |
|
حرف تعريف جمع جلوي S ناخالص |
Gli |
حرف تعريف مفرد جلوي S ناخالص |
Lo |
|
جلوي S ناخالص جمع |
Negli= In gli |
جلوي S ناخالص مفرد |
Nello=In lo |
|
|
| ||
|
ممنوع – قدغن |
Vietato | ||
|
استعمال دخانيات ممنوع |
Vietato fumare | ||
|
پارك اتومبيل ممنوع |
Vietato il posteggio | ||
|
|
| ||
|
شدن: |
Fare: | ||
|
يكسال است كه- يكسال پيش |
Un anno fa | ||
|
سه سال است كه |
Tre anni fa | ||
|
سه ماه است كه... |
Fanno tre mesi che… | ||
|
دو و دو ميشود چهار |
Due e due fanno Quattro | ||
|
كم زياد، ميشود بسيار (قطره قطره جمع ...) |
Molti pochi fanno un assai | ||
|
عاقل باش! |
Fa giudizuo! | ||
|
|
| ||
|
شدن – گرويدن: |
Farsi: | ||
|
شب است – شب فرا ميرسد |
Si fa notte | ||
|
روز است |
Si fa giono | ||
|
دير است |
Si fa tardi | ||
|
رنگش پريد – رنگ پريده شد |
Si face pallido | ||
|
|
| ||
|
نشان دادن: |
Far vedere: | ||
|
به من نشان ميدهد |
Mi fa vedere | ||
|
به من نشان داده ايد (حالت رسمي) |
Mi ha fatto vedere (Lei) | ||
|
به من نشان داده ايد (حالت خودماني) |
Mi avete fatto vedere (Voi) | ||
|
|
| ||
|
هر |
Ogni: | ||
|
هر فردي مملكت بايد از قوانين اطاعت كند |
Ogni cittdadino deve ubbidire alle leggi. | ||
|
به هر حال – به هرصورت |
Ad ogni modo | ||
|
هربار |
Ogni volta | ||
|
به هر قيمت |
Ad ogni costo | ||
|
هركسي – هر شخصي |
Ogni persona | ||
|
هر چيز |
Ogni cosa | ||
|
هر روز |
Ogni giorno | ||
|
هر هشت روز |
Ogni otto giorni | ||
|
هر پنج هفته |
Ogni cinque settimane | ||
|
|
| ||
|
|
Come: | ||
|
مثل من، مثل تو، مثل او |
Come me, Come te, Come lui | ||
|
مردي چون تو |
Un uomo come te | ||
|
مانند برادري براي اوست |
È come suo fratello | ||
|
مثل گرگي ميخورد |
Mangia come un lupo | ||
|
چقدر گران است! |
Come è caro! | ||
|
شما چقدر بزرگ هستيد! |
Come siete grande! | ||
|
چقدر قشنگ است! |
Come è | ||
|
آدم اينجا چقدر خوش است! |
Come si sta bene qui! | ||
|
(براي مقايسه به كار ميرود) |
Così…Come | ||
|
بزرگ به اندازه تو |
Così grande come te | ||
|
اونقدر كه تصور ميكنند ثروتمند نيست |
Non è così ricco come si crede | ||
|
همونطور است كه من ميگفتم |
È come dicevo io | ||
|
درست همانطور كه ميگفتي |
È proprio come dicevi tu. | ||
|
همانطور است كه به تو ميگفتم |
È come ti dicevo | ||
|
همانطور كه همه ميكنند |
Come fanno tutti | ||
|
او را مانند پدرم دوست دارم |
L'amo come se fosse mio padre | ||
|
مثل اينكه فرزندم باشد |
Come se fosse mio figlio | ||
|
من مادرم و به عنوان مادر ميتوانم حرف بزنم |
Sono madre e come tale, posso parlare | ||
|
چه! شما نرفته ايد! |
Come! Nonsiete partito! | ||
|
چطور! تو هنوز اينجايي؟ |
Come! Sei ancora qui! | ||
|
چطور، چه فرموديد؟ |
Come? | ||
|
چطوريد؟ |
Come sta? | ||
|
چه بايد كرد؟ |
Come fare? | ||
|
نميدانم چطور |
Non so come. | ||
|
چطور و چگونه |
Il come | ||
|
|
| ||
|
هميشه: |
Sempre: | ||
|
براي هميشه |
Per sempre | ||
|
او همچنان در پاريس است |
È sempre a Parigi | ||
|
او هنوز زنده است |
È sempre vivo | ||
|
بيش از پيش |
Sempre più | ||
توضيحات
تمرين
كتاب خودآموز زبان ايتاليايي رو مدتي به علت فضاي كم از سرور حذف كرده بودم كه حالا با شرايط جديد، دوباره آپلودش كردم. البته اين با نسخه قبلي يه تفاوتهايي كرده. يه سري غلطهاي املايي اصلاح شده و درسهاي ارائه شده به سي و دوتا رسيده. پس بهتره اونايي كه قبلا اين كتاب رو دانلود كرده بودند هم دوباره دانلودش كنند. با يه برنامه حجم فايل رو هم بهينه كردم و به يك مگ رسوندم، كه اميدوارم دانلودش آسون تر بشه. برای دانلودش برید به موضوع کتابخانه وبلاگ.
مثل هميشه آماده شنيدن پيشنهاد و انتقادات شما هستم.
تورين
تورين با تلفظ ايتاليايي تورينو (Torino) شهري در شمال غربي ايتاليا و مركز ايالت تورين است كه در تلاقي دو رود پو (Po) و دورا ريپاريا (Dora Riparia) واقع شده است. شهر مركز بزرگ فرهنگي و صنعتي است، با توليد كنندگان وسايل نقليه موتوري، چرم ، لباس و وسايل پلاستيكي.

نمایی از شهر تورین
بجز كليساي جامع سن جيواني باتيستا (Cathedral of San Giovanni Battista) كه متعلق به اواخر قرن پانزدهم است، اغلب بناهاي عمومي مهم در تورين متعلق به قرون 17 و 18 هستند كه به سبك باروك (baroque – سبك نامنظم و غريب) ساخته شده اند.
در كليساي كوچك كفن مقدس، واقع در كليساي جامع، ظرفي وجود دارد كه حاوي كفني است كه گفته ميشود حضرت مسيح را در آن دفن كرده بودند.
از ديگر نقاط قابل توجه اسلحه خانه آرمريا رئاله (Armeria Reale) است كه موزه برجسته اي از اسلحه ها و وسايل جنگي است.
پلازو ماداما (Palazzo Madama) مكاني است كه اكنون موزه هنرهاي باستان است.
پلازو كارينانو (Palazzo Carignano) محل تولد ويكتور امانوئل دوم (Victor Emmanuel II – پادشاه ايتاليا در سال 1861 تا 1878) است.
معبد موله آنتونليانا (Mole Antonelliana) در سال 1863به منظور پرستشگاه يهوديان و آكادمي علمي ساخته شده است.
سوپرجا باسيليكا (Superga Basilica) كه در سال 1731 تكميل شده، مقبره و زيارتگاه خانه ساوي (House of Savoy – يك سلسله سلطنتي شمال ايتاليا) است كه در روي تپه اي رو به شهر واقع شده است.
دانشگاه تورين، مركز دانشمندان تورين، در سال 1404 تاسيس شده است.
در سال 2002 جمعيت شهر تورين ، 861644 نفر بوده است.
Trentaduesima Lezione
Accidenti!
L'orologio della stazione segna le dieci e trentacinque…
Ci sono ancora dieci minuti alla partenza
Non ho dunque d'affrettarmi.
Non ho bauli da spedire, viaggio con una sola valigia.
Prendo il biglietto, compro un giornale all' edicola.
Il treno non è ancora arrivato.
Eccolo! sembra molto affollato.
Monto in una vettura di seconda classe, e cerco un posto.
I primi due scompartimenti sono pieni.
Nel terzo ci sono due posti liberi, ma non è scompartimento per fumatori.
Più avanti, ne vedo uno, ma è arcipieno di donne,
finalmente, ecco uno scompartimento vuoto.
Sto per rallegrarmi, quando leggo sulla porta l'iscrizione «Signore sole».
Accidenti!
درس سي و دوم
مرده شورشو ببرن!
ساعت ديواري ايستگاه ده و سي و پنج دقيقه را نشان ميدهد...
هنوز ده دقيقه به حركت قطار مانده است.
بنابراين عجله اي ندارم.
صندوقهايي ندارم كه سفارشي كنم، با يك چمدان تنها مسافرت ميكنم.
بليط را ميگيرم، روزنامه اي از كيوسك ميخرم.
ترن هنوز نرسيده است.
بلاخره رسيد! پر از جمعيت به نظر ميرسد.
در يك واگن درجه دو سوار ميشوم، و دنبال جايي ميگردم.
دو كوپه اول پر هستند.
در سومي دو جاي خالي هست، اما كوپه استعمال دخانيات نيست.
كمي جلوتر يكي را ميبينم، اما پر از زن است،
در نهايت، يك كوپه خاي ميبينم.
ميخواهم خوشحال شوم كه، نوشته روي درب راميخوانم «مخصوص زنان».
مرده شورشو ببرن!
لغات و اصطلاحات
|
سي و دوم |
Trentaduesimo |
سي و دو |
Trentadue |
|
نشان ميدهد |
Segna |
نشان دادن |
Segnare |
|
به نظر ميرسد |
Sembra |
به نظر آمدن |
Sembrare |
|
دارم |
Ho |
داشتن |
Avere |
|
سفر ميكنم |
Viaggio |
سفر كردن |
Viaggiare |
|
ميگيرم |
Prendo |
گرفتن |
Prendere |
|
ميخرم |
Compro |
خريدن |
Comprare |
|
سوار ميشوم |
Monto |
سوار شدن |
Montare |
|
ميجويم – ميگردم |
Cerco |
گشتن – جستن |
Cercare |
|
ميبينم |
Vedo |
ديدن |
Vedere |
|
هستم |
Sto |
بودن |
Stare |
|
هستم – هستند |
Sono |
بودن |
Essere |
|
ميخوانم |
Leggo |
خواندن |
Leggere |
|
عجله كردن |
Affrettarsi |
سريع و تند كردن |
Affrettare |
|
خوشحال شدن |
Rallegrarsi |
شادمان كردن |
Rallegrare |
|
رسيده |
Arrivato |
رسيدن |
Arrivàre |
|
انباشته از جمعيت |
Affollato |
از جمعيت پر كردن |
Affollare |
|
خالي |
Vuoto |
خالي كردن |
Vuotare |
|
هستند |
Ci sono |
هست |
C'è |
|
با راه آهن ارسال كردن |
Spedire per ferrovia |
فرستادن |
Spedire |
|
مرده شورشو ببرد! |
Accidenti! |
حادثه – بدبختي |
Accidente |
|
كيوسك |
Edicola |
حركت – عزيمت |
Partenza |
|
چمدان |
Valigia |
صندوق – جامه دان |
Baule |
|
جا |
Posto |
واگن |
Vettura |
|
دودي – سيگاري |
Fumatore |
دود |
Fumo |
|
درب |
Porta |
كوپه سيگاريها |
Fumatori |
|
زنان |
Donne |
زن |
Donna |
|
خانمها |
Signore |
خانم |
Signora |
|
يك مرد تنها |
Un solo uomo |
تنها |
Solo |
|
در روز روشن |
In pieni poteri |
پر |
Pieno |
|
با اختيارات تام |
Con pieni poteri |
ماه تمام |
Luna piena |
|
خيلي پر |
Arcipieno |
با دستهاي پر |
A mani piene |
|
اشعار آزاد |
Versi liberi |
آزاد |
Libero |
|
اينك من - حاضرم! |
Eccomi! |
اين است – اينك! |
Ecco |
|
اينك تو ! |
Eccoti! |
اينك آن! – اينهاش! |
Eccolo |
|
|
|
|
|
|
يك چمدان تنها |
Una sola valigia | ||
|
تسريع كردن – تند كردن |
Affrettare | ||
|
قدم و پا را تند كردن |
Affrettare il passo | ||
|
عجله كردن |
Affrettarsi | ||
|
در جواب دادن عجله ميكنم |
Mi affretto a rispondere | ||
|
عجله كن |
Affrettati | ||
|
بايد عجله كرد |
Bisogna affrettarsi | ||
|
خوشحال كردن |
Rallegrare = Fare allegro | ||
|
خوشحال شدن |
Rallegrarsi | ||
|
به كسي تبريك گفتن |
Rallegrarsi con uno | ||
|
به شما تبريك ميگويم |
Mi rallegro con Lei | ||
|
هست – وجود دارد |
C'è = V'è , Ci sono = Vi sono | ||
|
خبر تازه چه هست؟ |
Che c'è di nuovo? | ||
|
چه خبر است؟ چه شده؟ |
Cosa c'è? | ||
|
از ميلان تا رم چقدر راه است؟ |
Quanto c'è da Milano a Roma? | ||
|
مرداني هستند كه ... |
Ci sono degli uomini che… | ||
|
دو محل خالي وجود دارد. |
Ci sono due posti liberi | ||
|
بود – وجود داشت |
C'èra = vi era | ||
|
يكي بود يكي نبود – روزي بود و روزگاري بود |
C'èra una | ||
|
در شرف ... بودن |
Stare per… | ||
|
ميروم كه خوشحال شوم... |
Sto per rallegrarmi | ||
|
|
Tavo per partire quando. | ||
|
خريدن يك روزنامه از كيوسك |
Comprare un giornale all' edicola | ||
توضيحات
1. Accidenti! جزء اصوات است و خشم وناراحتي را ميرساند. Un incidente به معني تصادف و حادثه رانندگي است:
|
حادثه هوائي |
Incidente Aviatorio |
|
حادثه جاده ايي |
Incidente stradale |
|
حادثه راه آهن |
Incidente ferroviario |
2.
|
نشان دادن – معين كردن |
Segnare |
|
ياد دادن – تعليم دادن |
Insegnare |
|
علامت دادن – اشاره كردن |
Fare un segno |
|
چشمك زدن – با چشم اشاره كردن |
Far segno cogli occhi |
3. خانم Signora در جمع به خانمها Signore تبديل ميشود، از طرف ديگر Signore به معني آقا ميباشد. براي جلوگيري از اشتباه از كلمات اضافه استفاده ميشود. مثلا در درس ديدي كه روي درب Signore sole نوشته شده كه Sole جمع مونث Solo است، پس ميتوان فهميد كه Signore هم در اينجا جمعمونث بوده و به معني خانمها است.
خلاصه كلام اگه روي در دستشويي ديديد نوشته Signore فكر نكنيد توالت مردونه است و سرتون بندازيد بريد تو، چون ممكنه يه كتك مفصل بخوريد، دنبال دستشويي با نوشته Signori كه جمع مذكره بگرديد!
تمرين
Dove si prendono I biglietti d'ingresso?
Alla biglietteria, o al distributore automatico, se ce n'è uno.
Aspetto un amico che viene da Roma col direttissimo.
Allora, ha ancora tempo! Il direttissimo è in ritardo di qualche minuto.
بليطهاي ورودي را از كجا ميگيرند؟
از گيشه بليط فروشي يا از دستگاه توزيع اتوماتيك اگر يكي از آن وجود داشته باشد.
من منتظر دوستي هستم كه از رم با قطار ويژه تندرو مي آيد.
در اين صورت هنوز وقت داريد! قطار سريع السير چند دقيقه تاخير دارد.
توضيحات
Ingressoبه معني ورود و Biglietto d'ingresso به معني بليط اجازه ورود به محوطه به كار ميرود.
|
درب ورود |
Porta d'ingresso |
|
ورود آزاد است |
Ingresso libero |
|
ورود ممنوع |
Vietato I'ingresso |
اين دنياي مجازي اينترنت واقعا عجب دنياييه، توي اين دنياي مجازي ميتوني دوستاني تو هزاران كيلومتر دورتر از خودت پيدا كني كه قبلا حتي به خواب هم نميديدي. اون از دوست خوبمون سیروس تو ايتاليا كه با مكاتبات زيادي كه باهم داشتيم واقعا مطالب زيادي ازش ياد گرفتم و اينم از مهران دوست بسيار خوب ديگه اي كه چندين سال تو ايتاليا تحصيل كرده و حالا هم ساكن ینگه دنیا هستش.
در مورد سيروس قبلا براتون نوشته بودم، اما مهران هم دست كمي از سيروس نداره، وبلاگ مهران، وبلاگ قشنگيه، بخصوص اين چندتا مطلب آخريش با عنوان « لعنت بر جنگ» و « یک داستان واقعی» خيلي دلنشين بود. توي اين پست اخیرش هم كه ديگه ما رو حسابي شرمنده كرده. خواستم به اين وسيله ازش تشكري كرده باشم و توجهتون را به يه ضرب المثل ايتاليايي جلب كنم و بگم كه اگه بابت تحمل زحمت آپديت كردن اين وبلاگ سود ماديي بهم نميرسه، بجاش دوستاني پيدا ميكنم كه ارزش تك تك شون براي من از هر گنجي بالاتره!
Chi Trova un amico, trova un tesoro.
کسی که یه دوست پیدا کنه، یه گنج پیدا کرده.