همگی شما با نام مافیا آشناهستید، حتی در کشور خودمان هم هر از چندگاهی نام مافیای نفتی یا مافیای صنعت خودرو را میشنویم. مافيا نامي است که به گروههاى سازمان یافته جنائى، كه گاهي اوقات با سوگند خونى و قسم به رازدارى گرد هم میآیند، اطلاق میشود، اما اینکه خود کلمه مافیا از کجا آمده، کسی نمیداند. بعضی آن را به شعار جنگجویان سیسیلی با فرانسویان منتسب میکنند:
Morte Ai
و برخی هم آن را به جوزفه ماتزینی (Giuseppe Mazzini 1805-72) شورشی ایتالیایی نسبت میدهند:
ماتزینی ، دزدی ، آتش افروزی و مسموم کردن را مجاز میداند
اما آنچه مسلم است این است که مافيا در زمان ملوكالطوايفى (فئودال) سیسیل بوجود آمد تا املاك مالكين غايب را محافظت كند اما مافیا در قرن 19ام، به شبكه باندهاى جنائى كه سيسيل را تحت كنترل داشتند مبدل شده بود.
صحنه ای از فیلم لئوپارد که لوچینو ویسکونتی در آن به فروپاشی اشرافیت و ظهور مافیادر سال 1860 پرداخته است.
اعضاء ملزم به رعايت قانون امرتا (Omerta) بودند. طبق اين قانون تمام ارتباطات و همكاريها بايد از دولت مخفي ميماند.
مافيا نه يك سازمان متمركز است و نه داراي سلسله مراتبی است. مافيا از گروههاي كوچك بسياري تشكيل شده كه هريك فقط در ناحيه خودش كار ميكند. با استفاده از روشهاي تروريستي در انتخابات، مافيا قدرتهاي سياسي را بدست آورد و توانست در نيروي پليس نفوذ كند و از راههاي قانوني به اسلحه دسترسي پيدا كند.
بنيتو موسيليني رئيس حكومت فاشيستي، توانست براي مدتي از فعاليت مافيا جلوگيري كند، اما پس جنگ جهانى دوم در سال 1945 اين سازمان بار ديگر شكل گرفت. در 30 سال بعدى مافيا به نيروي قدرتمندي نه تنها در سيسيل، بلكه در تمام ايتاليا تبديل شد. دولت ايتاليا در اوايل 1980 يك فعاليت ضدمافيايي را شروع كرد كه به دستگيرى افراد و دادگاههاى شورانگيز زيادي منجر شد، گرچه کشته شدن چندين مامور كليدي قضايي را هم به دنبال داشت. خشم عمومي با دستگيرى رهبر مافيا سالواتوره رينا (Salvatore Riina) در 1993 كاهش يافت.
صحنهایی از فیلم پدرخوانده به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا که در آن زندگی یکی از خوانواده های مافیایی در در بین سالهای 1940 تا 1950 به تصویر کشیده شده است.
در اواخر قرن 19ام، برخي از اعضاي مافيا به ايالات متحده مهاجرت كردند. آنها بزودي جنايات سازمانيافته آمريكايى را شكل دادند، مخصوصاً طي دوران ممنوعيت مشروبات الكلي در 1920. پس از لغو اين ممنوعيت در 1933 ، مافيا به موضوعات ديگر روي آورد، از قبيل قمار، اخاذى، فحشا و در سالهاى اخير، مواد مخدر.
آل کاپون، چهره معروف مافیای آمریکا در سالهای 1920 که تجارت قمار، مشروب و فحشا را به کنترل خود درآورده بود. بعد از جنایتهای زیاد، وی تنها به جرم فرار از مالیات 8 سال را در زندان گذراند.
البته در اين ميان ارتباطات با مافياي ايتالياي برقرار مانده بود. مانند ايتاليا، ايالات متحده نيز پيگرد رهبران معروف مافيا در 1980 و 1990 افزايش داد و تعداد بسیاری را دستگیر کرد، هر چند هنوز هم نمی توان با اطمینان به از بین رفتن این شبکه معتقد بود.
هوس خوردن یه قهوه کردید. میرید تو یه رستوران ایتالیایی و با یه منوی بلند و بالا از انواع قهوه مواجه میشید. خوب میتونید چشمتونو ببندید و یکی رو انتخاب کنید. اینکار ممکنه علاوه بر اینکه شما رو از خوردن قهوه پشیمون کنه، حتی میتونه باعث بشه، مردم بهتون بخندن
. اگه بهتون گفتند
che vergogna!
بدونید که حسابی گند زدید! ![]()
اگه نمیخواید با یه همچین وضعی روبرو بشید، به خوندن ادامه بدید.

قبل از هر چیز به قیمتها دقت کنید، تو جاهای شیک و پیک، قیمت یه قهوه میتونه چهار برابر گرونتر از خوردن اون کنار میز یه بار براتون آب بخوره. اگه میخواید تو بار سفارش قهوه بدید، خودتونو آماده کنید که قبل از خوردن پولشو بدید، بیشتر جاها اول پولو میگیرن بعد قهوه میدن، تا مطمئن شن شما پول نداده در نمیرید! ![]()
برای سفارش یه قهوه معمولی که بهش espresso میگن، بگید:
un caffè, per favore.
و فراموش نکنید که اونو سریع بخورید. espresso رو برای جرعه جرعه خوردن درست نکردن. این قهوه رو معمولا با حداکثر دو یا سه جرعه باید تمومش کنید. ![]()
تو ایتالیا بجز موقع صبحونه، اوقات دیگه قهوه رو سرخود نمیارن، قهوه بعد از صرف غذا سفارش داده میشه و همچنین به جز موقع صبحانه وقت دیگه ای شیر قهوه سفارش ندید. اگه کاپاچینو که نوعی شیر قهوه اس رو بعد از حدودا ساعت 11 صبح سفارش بدین، همه بهتون میخندن
.

تو ایتالیا میتونین تو هر مودی که باشین، قهوه متناسب خودتونو پیدا کنید. caffè corretto میتونه شما رو شوت کنه به آسمون، cappuccino موقعه صبحونه و granita di caffè con panna تو ظل آفتاب میتونه سر حالتون بیاره. ![]()
در ادامه یه لیست از قهوه های رایج تو ایتالیا رو براتون مینویسم که انتخاب راتون ساده تر بشه:
caffè (espresso) یه فنجون کوچیک قهوه قوی
caffè doppio قهوه espresso دوبل
caffè stretto یا Ristretto قهوه espresso غلیظ، (بنزین موشک!)
caffè Americano یا Lungo قهوه آمریکایی، یه فنجون بزرگتر از قهوه کمی ملایمتر از espresso
caffè corretto قهوه درست، قهوه ای که یه کمی برندی، کنیاک یا یه مشروب الکلی دیگه قاطیش شده.
caffè freddo قهوه سرد
granita di caffè con panna قهوه یخ در بهشتی با یه کم بستنی بالا سرش
caffè Hag قهوه بدون کافئین
caffè macchiato قهوه espresso که یه کمی بخار شیر روش ریختن. ورژن کوچیک از کاپاچینو
caffè marocchino قهوه espresso با شیر داغ و کاکائو
cappuccino قهوه با بخار و کف شیر یکسان که موقع صبحونه خورده میشه.
Cappuccino scuro کاپاچینویی که قهوه اش بیشتره
Cappuccino chiaro کاپاچینویی که شیرش بیشتره
caffè latte شیر داغ با قهوه که تو یه گیلاس یا استکان واسه صبحونه میدن

![]()
امروز میخوام 10 تا روش بهتون بگم که در عین سرگرمی باعث میشه بتونین به سرعت صحبت کردن به زبون ایتالیایی رو یاد بگیرید. خودتون ببینید کدومش به درد شما میخوره
.
1- سفر به ایتالیا
سریع ترین روش یادگیری ایتالیایی اینه که برین ایتالیا و خودتونو تو زبون ایتالیایی غرق کنید. با سفر به ایتالیا همیچنین میتونین آثار باستانی رم ، شاهکارهای دوره رنسانس و نقاشی های رافائل رو ببینین. خوب اگه موافقین، چمدونتونو ببندین و راه بیافتید
.
2- پیدا کردن ایتالیایی های همجوار
یه چرخی تو محل زندگیتون بزنین ببینین، ایتالیایی زبون پیدا میکنین یا نه، همسایه، دوست، آشنا. اگه نه تو تهران یه سر به مدرسه ایتالیاییها بزنید، چندتایشونو میبینید. اگه دستتون از همه جا کوتاهه چاره ای نیست برید تو اینترنت و تو چت رومها دنبالشون بگردید و سعی کنید سر حرفو باهاشون باز کنید
.
3- گوش کردن به رادیو و تلوزیون
یکی از مهارتهای یادگیری زبان سعی در فهمیدن صحبتهاست. اینروزا با وجود ماهوارها دسترسی به شبکه های ایتالیایی بیش از پیش ساده شده. اما اگه به ماهواره دسترسی ندارید چاره ای جز گرفتن یه اینترنت پرسرعت ندارید. از این طریق میتونید به شبکه های رادیویی و تلوزیونی آنلاین دسترسی داشته باشید.
4- تماشا کردن فیلمهای ایتالیایی
شما میتونید فیلم تلخ La vita è bella روبرتو بنینی رو بگیرید یا فیلمهای نئورئالیستی روبرتو روسیلینی رو تماشا کنید. فیلمهای فانتزی فدریکو فلینی انتخاب دیگه تون میتونه باشه.
از فیلمهای ایتالیایی معروف میتونم، فیلمهای زیر رو بهتون توصیه کنم. اگه فرصتی پیش بیاد بعدا درباره اشون بیشتر توضیح میدم:
دزد دوچرخه (ویتوریو دسیکا)
برنج تلخ (سیلویانو مانجانو)
چاو پروفسور (لینا ورتمولر)
سینما پارادیزو (جوزفه تورناتوره)
مرگ در ونیز (لوچینو ویسکونتی)
طلاق به سبک ایتالیایی
باغ فینزی کونتینس (ویتوریو دسیکا)
پستچی
جاده (فلینی)
هفت زیبا (لینا ورتمولر)
با تماشای فیلمهای ایتالیایی گذشته از اینکه با فرهنگ ایتالیایها آشنا میشید، گوشتون هم با صدای هنرپیشه ها به لهجه های مختلف آشنا میشه.
فقط یه چیزی... این فیلمها رو دوبله شده یا با زیر نویس تماشا نکنید! چون درصد یادگیری رو کم میکنه
.
5- خوندن کتابهای ایتالیایی
خوندن رمانهای ایتالیایی، راهنماهای سفر و کتابهایی در مورد ایتالیا راه بسیار خوبی برای بالا بردن مهارتهای زبانتون هست. کتابهای زیادی رو میتونین پیدا کنید که ترجمه فارسی یا انگلیسیشون هم وجود داره. خوندن متن اصلی به موازات ترجمه اش، راه دیگه ای برای یادگرفتن هست. از جمله این کتابها میشه به کمدی الهی دانته یا دکامرون بوکاچیو اشاره کرد. اگه به ادبیات مدرن علاقمند هستید برید سراغ نویسنده هایی مثل ایتالو کالوینو، اوریانا فالاچی، آلبرتو مراویا و یا امبرتو اکو و...
6- خواندن ترانه
یه سر به وبلاگ ترانه ها و خواننده های ایتالیایی بزنید. مطمئنا چندتا از ترانه های مورد علاقه تونو اونجا پیدا میکنید. سعی کنید این ترانه ها رو با صدای بلند و بدون غلط بخونید. شما میتونید متن اغلب ترانه های مورد علاقه تونو از اینترنت پیدا کنید. پس منتظر چی هستید؟ چندتا ترانه ایتالیایی رو میتونید از حفظ بخونید؟ معنی کلمات چندتاشون تو ذهنتون تداعی میشه؟
7- بازی کنید و خودتونو سرگرم کنید
یاد گرفتن زبون که ریاضیات نیست. برید جوکهای ایتالیایی بخونید، جدول حل کنید و بازی کنید. یه سر به سایتهای زیر بزنید، واسه این جور کارا بد نیست:
8- استفاده از برچسب
برای یاد گیری یه کم خلاقیت به خرج بدین. کارهایی بکنید که هم خودتون هم خوانوادتونو سرگرم کنه. مثلا یه سری برچسب بردارید و روشون اسم ایتالیایی همه چیزایی که تو خونتون میبینید رو بنویسید و رو در و دیوار آشپزخونه، پذیرایی، پارکینگ و... بچسبونید. هر وقت که چشمتون به برچسبها افتاد با صدای بلند اونارو بخونید تا کاملا اونا رو از بر بشید. این یه راه فوق العاده برای افزایش مهارت مکالمه اتون هست.
9- یادگیری روزانه اصطلاحات
اصطلاح مورد علاقه ایتالیاییتون چیه؟ دوست دارید وقتی کسی اونو بهتون گفت، بهش بگید:
سعی کنید هر روز یه اصطلاح کاربردی یاد بگیرید و دایره لغات خودتونو توسعه بدید. هر روز یه کلمه یاد بگیرید و سعی کنید اونو تو یه جمله استفاده کنید. بزودی میبینید که دارید مثل یه ایتالیایی صحبت میکنید.
10- به کلاس آموزشی بروید
توی یه کلاس آموزش زبان ثبت نام کنید. اگه نمیتونید و وقتشو ندارید، سعی کنید از روی برنامه و مرحله به مرحله جلو برید. از کتابها یا سایتهای آموزشی استفاده کنید.
موفق باشید
.

سن جنارو (San Gennaro) ، قدیس محافظ شهر ناپل است. او در سال 305 بیرحمانه به شهادت رسیده است. دو بطری از خون جناریو که در کلیسای جامع ناپل نگهداری میشوند، در دوره های خاصی به نحو معجزه آسایی به جوش میآیند.
از زندگی وی اطلاع دقیقی در دست نیست، میدانیم که وی اسقف بنه ونتو(Benevento) بوده، در سال 305 میلادی تحت شنجه های امپراتور دیوکلتیان (Diocletian) به شهادت رسیده است. هنگامی که وی مخفیانه برای ملاقات چند تن از خدمه کلیسا که به جرم مسیحیت در زندان بودند، به زندان میرود، هویتش فاش شده و به بند کشیده میشود. در آنجا تحت شکنجه های فراوانی قرار میگیرد تا اینکه همراه با یارانش سر از بدنش جدا میشود. پیرمردی بدن و سر او را در حالی که هنوز از آن خون میچکید در پارچه ای میپیچد.

شهادت سنت جنارو
بر طبق روایات چهل سال بعد از مرگ جنارو، هنگامی که پیکر وی به سردابه ای در ناپل منتقل شد، زنی به نام اوسبیا (Eusebia) خون خشک شده وی را در یک بطری جمع کرد.
شهرت وی به خاطر معجزه مایع شدن سالیانه خون وی میباشد. وقتی دو بطری شیشه ای، شامل خون خشک شده وی در روز 19 سپتامبر روز شهادتش، یا اولین یکشنبه ماه می روز انتقال پیکرش، به کنار بدنش آورده میشود، ماده سیاه درون بطری ها به مایعی قرمز مبدل شده و حجم آن افزایش میابد و گاهی اوقات میجوشد.
گزارش رسمی از « معجزه مایع شدن خون » اولین بار در سال 1389 به ثبت رسیده است.
دو بطری دارای شکل و اندازه مختلف میباشند و در یک جعبه فلزی نگهداری میشوند. بطری بزرگتر تا نیمه پر است، اما در بطری کوچکتر تنها کمی خون وجود دارد.

برای ایتالیایهای مقیم محله « ایتالیای کوچک » در مانهاتان و دیگر مردم نیویورک، تعطیلی سن جنارو بسیار مهم است و در این روز مجسمه رنگارنگ این قدیس در خیابانها گردانده میشود.

مناره کلیسای جامع سنت جنارو
از آنجایی که کلیسای جامع ناپل اجازه بازکردن بطریها و آزمایش کردن آن را به دانشمندان نمیدهد، بحث موافقان و مخالفان در مورد معجزه بودن این خونها پایان ندارد. بعضی از منتقدین اعتقاد دارند که این ماده خون نبوده بلکه نوعی ژل از ترکیبات زنگ آهن است که با تکان دادن به مایع تبدیل میشود! بهترین تحلیل علمی در مورد این موضوع را میتوانید در سایت زیر بخوانید:
http://www.cicap.org/en_artic/at101014.htm
بوی خون در مراسم مریم مقدس
27 اگوست سال 2003 شهر گواردیا سن فراموندی شاهد برگزاری مراسمی بود که بی شباهت به مراسم دسته های عزاداری و زنجیر زنی شیعیان نیست. این مراسم که آخرین بار در 27 آوگست 1996 برپا شده بود، تا سال 2010 دیگر برگزار نخواهد شد. به عبارتی دیگر این مراسم هر هفت سال یکبار برگزار میگردد.

گواردیا سن فراموندی (Guardia Sanframondi) نامی با تلفظی مشکل و تقریبا غیر ممکن برای بخاطر سپاری، نام شهری است در استان بنه ونتو (Benevento) در ناحیه کامپانیا (Campania)، که روی بلندیی به ارتفاع حدود 400 متر قرار گرفته است.

نقطه مشخص این شهر یک قلعه قرون وسطایی است و اغلب نقاط قدیمی شهر با پای پیاده قابل دسترسی است، هر چند در این نقاط دیگر کسی زندگی نمیکند و اغلب ساکنین به ساختمانها و مغازه های جدید که شهر قدیمی را احاطه کرده است روی آورده اند. در پایین شهر بزرگترین شرکت تولید کننده مشروب اروپا قرار دارد.

صدها سال پیش در یک مزرعه مجسمه ای از مریم مقدس و پسرش یافت شد، که به همین مناسبت هر هفت سال یکبار مراسم طلب آمرزشی برپا میشود که riti settennali di penitenza نامیده میشود. این مراسم هفته پس از جشن صعود حضرت مریم برپا میشود و تا این اواخر فقط به صورت محلی برگزار میشد اما با مهاجرت ساکنین، کم کم به نقاط دیگر ایتالیا هم سرایت کرده است. این مراسم چهار قسمت دارد:
1- نمایش مذهبی :
شهر به چهار قسمت تقسیم میشود و در هر قسمت داوطلبین لباسهایی از عهد عقیق، عهد جدید و قدیسین را به تن میکنند و در شهر براه میافتند. دسته ایی از مردم شهرهای مجاور مانند سن لورنزو ماجوره (San Lorenzo Maggiore) و سن لوپو (San Lupo) هم به آنها میپیوندند. در طول هفته هر گروه تنها در محل خود مراسم را اجرا میکند اما در روز یکشنبه همگی به هم ملحق شده و دستجات بزرگی را به راه میاندازند. در این قسمت شرکت کنندگان هنگام راه رفتن هر از چندگاهی به حالت یکی از لحظات داستان انجیل، حالتی را به خود میگیرد و کاملا بیحرکت میایستد و به هیچ حرکتی عکس العمل نشان نمیدهد. دسته جات برای اجرای بهتر مراسم با یکدیگر رقابت میکنند.

2- نوحه سرایی:
در هنگام راهپیمایی، هریک از چهار گروه شهر آواز دسته جمعی نیز میخوانند. در قدیم خواننده ها اغلب دختران جوان بودند اما درحال حاضر زنان و گاهی مردان نیز آنها را همراهی میکنند. زنان لباس سفید میپوشند با تاجی سمبولیک از خار و طنابهایی که به شانه هایشان بسته اند.
3- نادمین:

در طی راهپیمایی زنجیر زنان دیده میشوند و همچنین کسانی که در روز یکشنبه سینه هایشان را با صفحه ای چوب پنبه ای که تیغ های زیادی روی آن قرار گرفته میخراشند. عده ای نیز برای جلوگیری از عفونت هر از چندگاهی روی صفحات چوب پنبه ای شراب سفید میریزند.

این گروه ناشناس هستند و سرهای خود را با کلاههای سفیدی پوشانده اند. هویت آنان از حتی اعضای خوانواده شان نیز پنهان است. آنها زنجیرها و چوب پنبه ها را بعد از مراسم از دید همه مخفی نگاه میدارند. کسانی که به این روش سینه خود را میخراشند از مردان هستند اما بین زنجیر زنان ، خانمها نیز دیده میشوند. بعضی از بچه ها نیز با پوشیدن ردا و کلاه خود سیاه رنگ، به زنجیر زنی میپردازند.
4- تندیس:
مراسم با گرداندن مجسمه مریم مقدس و کودکش، میان شهر به انتها میرسد. با شروع نمایشات مذهبی، این مجسمه از کلیسا برداشته میشود و صدای توپ شروع مراسم را به اطلاع مردم میرساند.
هنگامی که تندیس به مرکز شهر میرسد، مراسم متوقف میشود و همه برای یکدقیقه زانو میزنند. سپس سینه خراشان در جلو، روی زانوانشان راه میروند و مراسم ادامه میابد و جمعیت مجسمه را دنبال میکنند یا عقب عقب جلوی مجسمه راه میروند. با بازگرداندن مجسمه به کلیسا مراسم پایان میابد و شب زنده داری در کلیسا برای چند روز متوالی ادامه میابد.
جهت مطالعه گزارشی در مورد این مراسم در سال 2003 و دیدن عکسهای بیشتر به سایت ایتالیایی زیر مراجعه کنید:
http://www.canino.info/inserti/antropologia/sanframondi/index.htm
با تشکر از آوا بابت معرفی این مراسم.
Giovanni Boccaccio
1313-1375

بوکاچیو احتمالا در پاریس متولد شده است، فرزند نامشروع یک بازرگان فلورانسی و یک بانوی فرانسوی. او در فلورانس در یتیم خانه ایکه پدرش موسس آن بود رشد کرد تا اینکه در سال 1313 برای تحصیل حسابداری و حقوق به ناپل فرستاده شد، اما وی پس از مدتی آن را رها کرد.
او در زمان پادشاهی روبرت (Robert d’Anjou) زندگی میکرد، این پادشاه نیز دختری نامشروع به نام ماریا (Maria de Conti d’Aquino) داشت که بوکاچیو سخت دلباخته او بود و احتمالا همان کسی است که در نوشته های وی فیامتا (Fiammetta) نام برده شده است.
به علت تنگدستی در سال 1341 به فلورانس نزد پدرش بازگشت، وی خدمات دیپلماتیکی متعددی به دولت میکرد و در سال 1350 بود که شاعر معروف ایتالیا یعنی پتراک (Petrarch) را میبیند و دوستی عمیقی بین این دو شکل میگیرد که تا سال 1374 یعنی زمان مرگ پتراک ادامه میابد.
در سال 1362 بنا به دعوت دوستی که به او قول حمایت ملکه جوانا را میدهد، به ناپل بازمیگردد، اما استقبال سرد ملکه او را به سمت پتراک در ونیز میکشاند، هرچند در آنجا نیز خانه اهدایی پتراک را رد میکند و به فلورانس بازمیگردد. در اواخر عمر دوباره به سوی مذهب گرایش پیدا میکن و پس از یک بیماری یکساله در سال 1375، زمانی که نوشته هایش در مورد زندگی دانته و کتابش ناتمام باقی میماند، به جهان باقی میشتابد.
کتاب دکامرون (Il Decamerone ) که لغتی یونانی و به معنای ده روز است، از مهمترین نوشته های بوکاچیو بشمار میرود، که در سال 1348 نوشتنش آغاز و پنج سال بعد به اتمام میرسد.
این کتاب مجموعه ای شامل 100 داستان جالب در یک قالب کلی است. هفت زن و سه مرد نجیب زاده ثروتمند و محتاط برای فرار از طاعونی که در شهر فلورانس شیوع یافته، به ییلاقی خارج از شهر پناه میبرند. در آنجا هریک از آنها ده داستان در طول ده روز تعریف میکند و هر راوی در پایان هر روز داستان خود را با یک شعر به انتها میرساند که این اشعار نشان دهنده، قدرت شاعری بسیار زیبای بوکاچیو است. در انتهای 100 داستان این دوستان به خانه های خود بازمیگردند.
دکامرون اولین و بهترین اثر نثر دوران رنسانس بشمار میآید. داستانهای آن به لحاظ محتوا و تنوع قابل توجه است که بوکاچیو در جمع آوری آنها از منابع زیادی فرانسوی، یونانی و نقل قولهای شفاهی عوام استفاده کرده است.
نویسندگان بسیاری مانند شکسپیر و سروانتس و... از کتاب دکامرون تاثیر گرفته اند و این تاپیر را در آثار خود منعکس کرده اند.
بوکاچیو در نوشته هایش از جمله سه کتاب، از عشق فراوانش به ماریا یاد کرده است. وی همچنین زندگی نامه دانته همراه با تفسیر کمدی الهی و همچنین آثار تحقیقی و علمی دیگر و همچنین اشعاری به زبان لاتین را نیز به رشته تحریر در آورده است.