تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا
 

BUON NORUZ

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Under the Tuscan Sun

زیر آفتاب توسکانی

 

 

زندگی هزاران فرصت به تو میدهد... تنها کاری که تو بایست انجام دهی، انتخاب یکی از آنهاست.

 

به دنبال طلاقی ناگهانی، فرانسیس، نویسنده و منتقد آمریکایی روحیه خود را از دست میدهد. دوستانش که نگران او هستند، ترتیبی میدهند که او برای گردش و تجدید روحیه همراه یک نور مسافرتی به ناحیه زیبای توسکانی ایتالیا سفر کند.

 

 

فرانسیس: یه چیز عجیبی رو در مورد طلاق میدونی؟ مثل یه گلوله تو قلب، یا تصادف اتومبیل، واقعا تو رو نمیکشه. وقتی به کسی که بهش قول دادی تا مرگ همراهش باشی میگی " هیچوقت دوستت نداشتم،" اون باید همون لحظه بکشدت. نباید مجبور باشی هر روز صبح بیدار بشی و سعی کنی بفهمی چی تو دنیا هست که نمیدونی. درسته، من باید بدونم، اما من از اینکه حقیقتو ببینم میترسم. ترس از اینکه بفهمم چقدر احمق بودم.

 

مارتینی: نه، این حماقت نیست، خانم میز. L'amore e cieco

 

فرانسیس: آه، آره، عشق کوره. فقط همینو داریم بگیم.

 

مارتینی: همه اینو میگن چون این واقعیته.

 

 

فرانسیس در حین سفر یک ویلای قدیمی تقریبا مخروبه را خریداری میکند و سعی میکند که در آنجا زندگی جدیدی را آغاز کند. 

 

-  خب حالا من صاحب یه ویلایی هستم که دوتا گاو، دو روز طول میکشه تا زمینشو شخم بزنن. من نه گاو دارم ، نه گاوآهن، مجبورم خودم دست به کار بشم.

 

 

فیلم « زیر آفتاب توسکانی » محصول آمریکا، در سال 2003 ساخته شد و نامزد جوایز متعددی از جمله گلدن گلوب گردید. این فیلم بر اساس خاطرات فرانسیس میز (Frances Mayes) ساخته شده است. گذشته از داستان جذاب و عاشقانه فیلم که از ابتدا تا انتها بیننده را با خود همراه میسازد، با دیدن این فیلم میتوانید مانند مسافری در ایتالیا از زیباییهای مناظر توسکانی لذت ببرید و با گوشه ای از فرهنگ ایتالیایها هم آشنا شوید.

 

مارتینی:  بین اطریش و ایتالیا، یه قسمتس تو آلپ هست به اسم سمرینگ (Semmering)، تقریبا غیر قابل عبوره، یه پرتگاه بلندیه. مردم یه راه آهن اون بالا ساختن تا وین رو به ونیز وصل کنه. اونا این راه آهنو وقتی ساختن که هیچ قطاری وجود نداشت تا باهاش برن. اما اونا این راه رو ساختن چون میدونستن یه روز قطار میاد!

 

تلاش کنید و ناامیدی را به خود راه ندهید. اگر راه را هموار کنید، سرانجام موفقیت از راه خواهد رسید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:45 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

این دولت ایتالیا خیلی جالبه، صد رحمت به دولت ما. آدم بعضی وقتها فکر میکنه که اونا سعی میکنن بیشتر ناکارآمد باشن تا کارآمد . بیاید بیشتر وارد جزییات بشیم :

 

از همون بدو شروع حکومت جمهوری دمکراتیک ایتالیا در سال 1946، یعنی بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز 60 بار دولت ایتالیا عوض شده، یعنی به طور متوسط سالی یه دفعه !

 

به جز چند استثنا، رسوائیهای سیاسی بین دولتمردان ایتالیا دیگه چیز عادی شده .

 

به نظر میرسه دوره حکومت و محبوبیت رئوس دولت و حزبهای پشتیوانشون به نیازمردم تو اون دوره بستگی داره. مردم وقتی نیاز اقتصادی دارن به یه حزب و دسته رای میدن و وقتی نوبت نیازهای اجتماعی و سیاسی میشه به یه حزب دیگه و الی آخر...

 

La Santa Trinità

 

مثل اغلب حکومتهای دموکراتیک دیگه، دولت ایتالیا هم سه شاخه اصلی داره:

 

1- قوه مجریه که خودش دوتا عضو داره. یکی رئیس جمهور (presidente) که توسط هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور انتخاب میشه، دومی هم نخست وزیر (primo ministero) هست که رهبر حزبیه که تونسته تو مجلس نمایندگان، نماینده های بیشتری رو وارد کنه. به نخست وزیر، رئیس کابینه ( il Presidente del Consiglio dei Ministri) هم میگن.

 

2- قوه مقننه هم شامل دو مجلس یا پارلمان (Parlamento)  هست است، یکیش مجلس سنا (Senato della Repubblica)، یکیشم مجلس نمایندگان (Camera dei Deputati).

 

3- قوه قضائیه یا Corte Costituzionale

 

La Casa Bianca

 

مجلس نمایندگان در پلاتزو مونته چیتوریو (Palazzo Montecitorio) تشکیل میشه و مجلس سنا هم در پلاتزو ماداما (Palazzo Madama). رئیس جمهور هم در پلاتزو دل کوئی ریناله (Palazzo del Quirinale) زندگی میکنه که یه کاخ پاپی بسیار شیک هست..

 

اخیرا دولت ایتالیا اصلاحیه ای  رو به مجلس پیشنهاد کرده که بر طبق اون « نصفی از نماینگان مجلس رو بقیه نمایندگان مطابق میل خودشون، انتخاب میکنن.»

 

اگه نمیفهمید این یعنی چی، زیاد خودتونو عذاب ندین، چون اکثر مردم ایتالیا هم از این سیاست بازیها و قانونا سر در نمیارن و موقع رای دادن گیج میشن!

 

اگه اخبار سیاسی دولت ایتالیا رو دنبال میکنید و یه سایت انگلیسی میخواید، فکر کنم  Italian Press Digest بهترینشون باشه.

 -------------------------------------------

پ.ن.:

 

 La Santa Trinità  همون سه گانه مقدسه مسیحیها : پدر، پسر ، روح القدس ... آشه رو بخور هیچی نپرس!

 La Casa Bianca  کاخ سفید.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

استیگماتا

 

استیگماتا در دین مسحیت به علائمی روی بدن گفته میشود که مشابه زخمهای مسیح (ع) در هنگام مصلوب شدن است که توسط نیروهای ماورا الطبیعه بوجود میآید.

 

این زخمها نه تنها در دستها و پاها که هنگام به صلیب کشیدن ایجاد میشود، دیده شده، بلکه مواردی از اثرات تازیانه و تاج خار  نیز مشاهده شده است.

 

در بعضی از موارد این دردها فقط به صورت ذهنی احساس شده و قابل دیدن توسط دیگران نبوده است.

 

استیگماتا در افراد زیادی دیده و ثبت شده است. اولین و مشهورترین مورد از استیگماتا متعلق به سنت فرانسیس آسیزی است. موارد قابل توجه بعدی متعلق به آنا کاتارینا امریک و لوئیس لتیو ( Anna Katharina Emmerick &  Louise Lateau) راهبان آلمانی  و بوئیس داینه (Bois d'Haine) بلژیکی است.

 

مورد آخر توسط آکادمی پزشکی بلژیک مورد آزمایشات فراوان قرار گرفت، اما هیچ توجیه علمی برای زخمها پیدا نشد.

 

 

 

تصویری از لحظه ای که سنت فرانسیس به استیگماتا دچار میشود. این تابلوی چوبی اثر جوتو دی بوندونه (Giotto di Bondone ) نقاش قرن 14 ایتالیایی است که هم اکنون در موزه لور قرار دارد.

 

سنت فرانسیس آسیری (1182-1226 St. Francis of Assisi)  عارف و واعظ ایتالیایی در آسیزی ایتالیا متولد شد. او در جوانی زندگی بی بند و باری داشت، تا اینکه در جنگی به مدت یکسال به اسارت در میآید. او در اسارت درد و رنج فراوانی را متحمل میشود، بطوریکه تصمیم میگیرد پس از آزادی در سال 1205 مسیر زندگیش را عوض کند.

 

او خیرات زیادی میان جذامیان کرد و به مرمت بناهای مخروبه کلیساها پرداخت. هزینه این کارها، پدر ثروتمندش را خشمگین کرد بگونه ای که وی را از ارث محروم نمود. او نیز لباسهای گرانبهایش را به کناری نهاد و به خرقه کشیشان درآمد.

 

در سپتامبر 1224، پس از 40 روز روزه داری در کوههای مونته آلورنو (Monte Alverno ) او دردی توام با لذت را تجربه کرد و علائم زخمهای مسیح در بدنش نمایان شد. وی را به آسیزی بازگرداندند و او سالهای آخر عمرش را با استیگماتا و در کوری کامل به سر برد. در سال 1228 وی را به عنوان قدیس شناختند. تعطیلی روز چهارم اکتبر به مناسبت این قدیس است.

 


یک توصیه: دیدن فیلم استیگماتا رو فراموش نکنید

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

روبرتو بنینی

‏195۲-‏

 

میتونم به جرئت بگم که بیشتر از نیمی از اونچه که از زبون ایتالیایی یاد گرفتم رو مدیون کمدین حراف، ‏پر ‏جنب و جوش و پر انرژی ایتالیایی هستم که اسمش میون کمدینهای مشهور آمریکایی گم شده و خیلیها اونو ‏‏نمیشناسن، یعنی «روبرتو بنینی (‏Roberto‏ ‏Benigni‏)».‏

 

 

روبرتو بنینی گذشته اونکه کارگردان و بازیگر موفقیه، قدرت بیان فوق العاده ای داره و خوبیش به اینه که با ‏لهجه استاندارد ایتالیایی صحبت میکنه.‏

 

‏ میخواستم تو این پست در باره این کمدین صحبت کنم، اما دیدم لیاقت اون بیشتر از یه پست ساده اس. واسه ‏همین ترجیح دادم که این بحثو تو فاروم پرشین تولز دنبال کنم . ‏

 

 ...

 یه بار بنینی تو هتلی در شهر رم نشسته بود و داشت با خبرنگارا، صحبت میکرد، درباره دندانپزشکی ‏‏آمریکا!!!‏

‏‏«مندلبائوم» اسمیه که روبرتو با احترام یاد میکنه و میگه :‏

 

‏« بهترین دندونپزشکهای دنیا آمریکایی هستند.»‏ ‏ ‏

شنیدن این حرف از زبون یه کمدین که چندان اطلاعی از آمریکا نداره کمی عجیب به نظر میرسه، علاوه بر ‏‏این دندونای خودش هم کاملا خوب و سالمه! اون ادامه میده:‏

‏« دندونپزشکهای آمریکایی خیلی مهم هستند. اونا روی شعر معاصر تاثیر زیادی گذاشتن. اونا دیدی دارن که ‏‏نسبت به متون قدیمی مدرن تر و تازه تره!»‏ ‏ ‏

بعد از این جملات هست که شنونده ها تازه متوجه میشن که منظور روبرتو از ‏Dentista‏ دندونپزشک نیست، ‏‏بلکه اون داره درباره ‏Dantista‏ یعنی کسانی که درباره دانته تحقیق میکنن صحبت میکنه و منظورش «آلن ‏‏مندلبائوم (‏Allen‏ ‏Mandelbaum‏) » هست که مترجم مشهور کتاب «کمدی الهی» در آمریکاست.

 

‏آخه بنینی کسیه که خودش هم باصطلاح دانتیسته و میتونه این کتاب رو از حفظ بخونه. تور اخیر اون در ‏‏ایتالیا با نام ‏TuttoDante‏ بینندگان زیادی داره و سالنهای بالای 16000 نفر رو پر میکنه.‏

 

اون کمی به گیجی و بهت زدگی ابتدایی خبرنگارا نگاه میکنه ، بعدش شروع میکنه به خنده  ...

 

 

متنی رو که خوندید، ابتدای بحث ما در مورد روبرتو بنینی هست، اگه علاقمندید، ازتون دعوت میکنم، ‏ادامه بحث رو تو انجمن پرشین تولز مطالعه کنید، اونجا میبینمتون

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

همونطور كه قبلا تو يكي از روشهاي تقويت زبان ايتاليايي گفته بودم، شما ميتونيد با استفاده از پسوندها، به سادگي اسامي و صفتهاي جديدي بسازيد و از اونا تو مكالمه روزمره تون استفاده كنيد. تو اينجا به اين موضوع كمي بيشتر ميپردازيم.

 

اضافه كردن پسوندهاي مختلف به  اسامي و يا صفتها به اونا معاني متفاوتي ميده، يه چندتاشو باهم مرور ميكنيم:

 

1- اگه ميخواهيد كوچيكي رو نشون بديد، يا با علاقه و مهربوني كسي  رو صدا بزنيد، اين پسوندها رو با توجه به جنس و تعداد، به اسامي اضافه كنيد:

 

-ino/a/i/e

-etto/a/i/e

-ello/a/i/e

-uccio, -uccia, -ucci, -ucce.

 

با اضافه كردن اين پسوندها Maria به Mariuccia (مارياي كوچك) و Case (خانه ها) به Casette (خانه هاي كوچك) تبديل ميشه.

يا اگه اسم كسي Roberto باشه، ممكنه مادرش اونو Robertino صدا كنه كه مثلا علاقه اشو به اون نشون بده.

 

2- حالا اگه ميخواهيد بزرگي رو نشون بديد از پسوندهاي -one/-ona براي مفردها و -oni/-one براي حالت جمع استفاده كنيد.

در اين حالت Libro (كتاب) ميشه librone (كتاب بزرگ) يا lettera ميشه letterona (نامه طولاني).

 

3- براي بيان زشتي يا كثيفي اين پسوندها رو اضافه كنيد:

 

-accio, -accia, -acci, -acce.

 

Parola (كلمه) با اضاف شدن پسوند به parolaccia (كلمه زشت) تبديل ميشه و الي آخر...

 

 

چند نكته:

 

1- وقتي پسوند اضافه ميشه، آخرين حرف صدادار كلمه، حذف ميشه.

 

2- از اونجايي كه دونستن اينكه اسامي چه پسوندهايي ميتونن بگيرن، كار مشكليه، توصيه ميكنم فقط از حالتهايي كه قبلا تو كتابها ديديد يا از يه ايتاليايي زبون شنيديد، استفاده كنيد!

 

3- اكثر اسامي مونث وقتي پسوند one به انتهاشون اضافه ميشه، به مذكر تبديل ميشن:

 

palla (توپ) à il pallone (توپ فوتبال)

la porta (درب) à il portone (درب اصلي)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

غذاهای ایتالیایی، مخصوصا تو جنوب، طرفای ناپل و سیسیل، تنوع زیادی دارن و نسبت به غذاهای چینی با  مذاق ما ایرانیها بیشتر سازگارن و لازم به گفتن نیست که غذاهایی مثل اسپاگتی و پیتزا شهرت بین المللی دارن .

 

خوب اگه شما هم از غذاهای ایتالیایی خوشتون میاد و میخواین برین تو یه رستوران شیک و پیک مثل یه ایتالیایی مادرزاد رفتار کنید و سفارش غذا بدید، این مطلب برای شماست.

 

یه موقع اس که میرید autogirll (رستورانهای توی اتوبانها) یا osteria (ساندویچیهای و مشروب فروشیهای کنار خیابون) یا حتی trattoria (کافی شاپها) که قیمت متوسطی دارن، و یه غذایی سفارش میدید.

خوب اینجور جاها چندان رسم و رسومی نداره، غذاتونو سریع میخورید و میرید پی کارتون.

 

اما یه موقع اس که میخواید برید به یه رستوران گرون قیمت، و کلاس بالا. اونجاس که باید بدونید چی در انتظارتون هست. اگه فکر میکنید که پاتون به یه همچین جاهایی باز نمیشه، بازم این مطلب رو بخونید، چون خدارو چی دیدی شاید یکی شما رو اونجا دعوت کرد .

 

قبل از هر چیز بهتره یه میز برای خودتون و دوستتون رزرو کنید. مثلا اگه میخواهید یه میز دونفره برای ساعت هشت شب رزرو کنید، بگید:

 

Vorrei fare una prenotazione per due alle otto.

 

توی این رستورانا غذاها تو بشقابهای مخصوص خودشون سرو میشن. توی منویی که بهتون میدن معمولا چشمتون به ترتیب به آیتمهای زیر  روشن میشه:

 

1-  L'antipasto  که به معنی پیش غذا هست و شامل اقلامی مثل crostini (نون تست)، bruschetta (نون تستی که روش روغن زیتون و سیر زدن) و mozzarella in carrozza (پنیر نرم سفید ایتالیایی) میشه.

 

2- Il primo غذای اولیه که معمولا pasta (غذاهای خمیری مثل ماکارونی)، minestrone ( سوپ غليظ سبزى، لوبيا وماکارونى)، risotto (برنج و پنیر) یا Zuppa (سوپ معمولی ) هست.

 

3- Il secondo غذای ثانوی یا غذای اصلی که اغلب گوشت، مرغ، گوشت شکار یا ماهی هست.

 

4- Il contorno غذاهای فرعی، چیزهایی مثل melanzane (بادنجان)، spinaci (اسفناج) یا insalata mista  (سالاد مخلوط)

 

5- Il dolce دسر هست که شیرنیها و کیکهای خوشمزه ای مثل tiramisù، torta یا کلوچه هایی مثل della nonna  هستش. البته zabaglione هم که یه جور شیرینیه که با زرده تخم مرغ و شراب و برندی درست میشه رو هم نباید فراموش کرد.

 

خوب خوردید؟ خوشمزه بود؟ اگه میخواید پولشو حساب کنید، بگید :

 

Il conto, per favore.

 

خوب حتما وضعتون خوبه که یه همچین جایی رفتین، پس به گارسون بگید که بقیه اش مال خودت (البته اگه بقیه ای هم داشته باشه !)

 

Tenga pure il resto.

 

چندتا نکته!

 

-  همونطور که تو بحث قهوه گفتم، بعد از ناهار یا شام چیزایی مثل شیر قهوه (cappuccino و caffe' latte ) سفارش ندید. اگه قهوه میخواید اسپرسو (espresso) سفارش بدید. اشتباهی نگید expresso ها، این یکی یعنی قطار سریع السیر.

 

- اگه کنار اسم پاستاها یا برنج Al dente  نوشته بود، یعنی اینا کمی ترد هستند و باید جویده بشن.

 

- وقتی غذای اولو میارن، ایتالیایی ها برای تعارف میگن :

Buon appetito!  یعنی از غذاتون لذت ببرید!، یا اگه بخوان یه نوشیدنی بخورن میگن : Salute!، بسلامتی!

 

- il servizio (حق سرویس) و il coperto (پول نون و آب)، معمولا همه اش تو il conto (صورت حساب) که براتون میاد، حساب میشه.

 

- طبق قانون ایتالیا، پاداش گارسونها تو صورت حساب، محاسبه میشه و لازم نیست که به گارسونا چیزی بدید، با این حال اگه پولتون زیادی کرده یه کمی بهشون بدید .

 

- ببخشید که عکسی نذاشتم، چونکه فعلا آپلود سنتر رفته هوا !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Old Macdonald had a farm, E-I-E-I-O

مک دونالد پیر یه مزرعه داشت، ایه ایه او...

 

And on his farm he had a cow, E-I-E-I-O

تو مزرعه اش یه گاو داشت، ایه ایه او...

....

 

به احتمال زیاد شما این ترانه معروف بچه گانه انگلیسی رو شنیدین. اگه یادتون نمیاد، ریتمشو ازاینجا گوش کنید. تو این ترانه به صدای انواع حیوانات اشاره میشه.، به متن انگلیسیش کاری نداریم، اگه خواستید، متنشو از اینجا بگیرید.

یه ورژن ایتالیایی از همین ترانه وجود داره که با همین مفهوم و ریتم خونده میشه، حالا به جای «مک دونالد» شده «عمو توبیا (Tobia)» . با این ترانه شاد سعی کنید به صدای های ایتالیایی حیوانات عادت کنید. از اونجایی که متنش ساده اس، ترجمه اشو میذارم به عهده خودتون:

 

Nella Vecchia Fattoria

 

Nella vecchia fattoria ia-ia-o

Quante bestie ha zio Tobia ia-ia-o

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o.

 

Attaccato a un carrettino ia-ia-o

C’è un quadrupede piccino ia-ia-o

L'asinel-nel-nè-nè-nel

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o.

 

Tra le casse e i ferri rotti ia-ia-o

Dove i topi son grassotti ia-ia-o

C’è un bel gatto-gatto-ga-ga-gatto

L'asinel-nel-nè-nè-nel

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o.

 

Tanto grasso e tanto grosso ia-ia-o

Sempre sporco a più non posso ia-ia-o

C’è il maiale-iale-ia-ia-iale

C’è un bel gatto-gatto-ga-ga-gatto

L'asinel-nel-nè-nè-nel

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o.

 

Poi sull'argine del fosso ia-ia-o

Alle prese con un osso ia-ia-o

C’è un bel cane-cane-ca-ca-cane

C’è il maiale-iale-ia-ia-iale

C’è un bel gatto-gatto-ga-ga-gatto

L'asinel-nel-nè-nè-nel

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o.

 

Nella stalla silenziosa ia-ia-o

Dopo aver mangiato a iosa ia-ia-o

Dorme il bue-bue-bu-bu-bue

C’è un bel cane-cane-ca-ca-cane

C’è il maiale-iale-ia-ia-iale

C’è un bel gatto-gatto-ga-ga-gatto

L'asinel-nel-nè-nè-nel

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o.

 

Coi fratelli e con la chioccia ia-ia-o

Nel cortile fa la doccia ia-ia-o

Il pulcino-cino-pul-pul-cino

Dorme il bue-bue-bu-bu-bue

C’è un bel cane-cane-ca-ca-cane

C’è il maiale-iale-ia-ia-iale

C’è un bel gatto-gatto-ga-ga-gatto

L'asinel-nel-nè-nè-nel

C’è la capra-capra-ca-ca-capra

Nella vecchia fattoria ia-ia-o

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اگه فکر میکنید سگی که تو ایران واق-واق میکنه رو اگه ببرینش تو آمریکا یا ایتالیا بازم میگه واق واق، کاملا اشتباه میکنید!

اگه این سگه رو ببرید آمریکا میگه: «bow-wow» و اگه ببریدش ایتالیا میگه: «bau-bau» .

خوب زیاد تعجب نکنید. زبون سگها عوض نشده، اون صدای پارس سگی که من و شما میشنویم، رو خارجی ها هم میشنون اما برای بیانش روشی رو انتخاب میکنن که اولا زبونشون بیشتر بهش عادت داره و دوما با الفبا شون بهتر میشه نشونش داد. خوب ایتالیایهای بنده خدا که W ندارن، پس مجبورن این صدا رو با U نشون بدن. برای نشون دادن پارس کردن سگ از فعل abbaiare (پارس کردن) استفاده میکنن و صداشو با bau bau نشون میدن .

 

در ادامه من صدای حیونای دیگه همراه با فعلاشون تو زبون ایتالیایی رو براتون مینویسم. اینطوری:

 

سگها، پارس کردن، واق واق میکنن و الی آخر...

 

—le api [زنبورها] ronzano; fanno zzzzzz.
—gli asini [الاغها] ragliano; fanno i-oo, i-oo.
—i cani [سگها] abbaiano; fanno bau bau.
—i cervi [آهوها] bramiscono.
—le chiocce [مرغی که روی تخم نشسته] chiocciano.
—le cicale [جیرجیرکها] friniscono.
—i corvi [کلاغها] gracchiano; fanno cra cra.
—i cavalli [اسیبها] nitriscono.
—i cuculi [فاخته ها] fanno cucú, cucú, cucú.
—i galli [خروسها] fanno chicchirichí.
—le galline [مرغها] fanno coccodè.
—i gatti [گربه ها] miagolano; fanno miao.
—i leoni [شیرها] ruggiscono.
—i lupi [گرگها] ululano.
—i maiali [خوکها] grugniscono.
—le mucche [گاوها] muggiscono; fanno muuuuuu.
—le oche [غازها] starnazzano; fanno qua qua.
—le pecore [گوسفندها] belano; fanno beeee.
—i pulcini [جوجه ها] pigolano; fanno pio pio.
—le rane [قورباغه ها] gracidano; fanno cra cra.
—i serpenti [مارها] sibilano.
—i topi [موشها] squittiscono: fanno squitt squitt.
—gli uccelli [پرنده ها] cinguettano; fanno cip cip.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط کاوه  |