Il presepe
کريسمس تو ايتاليا رسم و رسومات زيادي داره و يکي از اونا پرزپه (Presepe) هست. پرزپه به معني گهواره بچه و آخوره، اما امروزه به عنوان ماکت اصطبلي که توش عيسي مسيح به دنيا اومده شناخته ميشه.

رسم و رسوم ساخت اين ماکتها به قرن 13 برميگرده. گرچه سنت فرانسیس آسیزی که تو بحث استيگماتا در موردش صحبت کرديم، اولين کسي نيست که اين کار رو کرده اما کسيه که به توسعه اون کمک زيادي کرده. اواسط دسامبر 1223، تو يه غار طبيعي شهر گرچو (Greccio)، اون اين صحنه اصطبل رو باز سازي ميکنه و همراه با بقيه در کنارش مراسم عشاي رباني شب عيد رو به جا مياره.
از معجزات و شفا پيدا کردن مريضا تو اين مراسم، داستانها و روايتهاي زياد نقل شده.
نمايشگاهها و موزه هاي زيادي رو ميتونيد تو ايتاليا پيدا کنيد که با صدها ماکت و شکلهاي مکانيزه، تنها به موضوع پرزپه پرداختند. در واقع ميشه گفت که موضوع پرزپه تو ايتاليا يه هنر موروثيه که ريشه تو مذهب، فرهنگ، زبون و داستانهاي تاريخي داره.

تو ايتاليا سبک و مواد مصرفي تو ساخت اين ماکتها، بنا به موقعيتهاي جغرافيايي و تاريخي متفاوته. مثلا تو پرزپه هاي سيسيلي، از مرجان، صدف، استخون و عاج فيل، سنگ مرمر و مواد دريايي ديگه استفاده ميشه، اما تو پرزپه هاي رومي، از درختهاي کاج و زيتون و کانالهاي آب باستاني که نشون دهنده منظره هاي روم باستانه استفاده ميکنن.
تو ناپل ساخت اين صحنه ها (Fare il presepe) يه هنر واقعي و جدي به شمار مياد. صحنه هايي با جزئيات فراوان و پر از مشخصه هاي ريز که داستانهاي انجيل رو شرح ميدن، توسط استادکاران با چوب و سفال نه تنها براي کليسا، بلکه براي خونه هاي اعيان و اشراف ساخته ميشه.

Via San Gregorio Armeno
خيابون باريک سن گرگوريو آرمنو (Via San Gregorio Armeno) وسط شهر ناپل، پر از مغازه هاييکه که پشت ويتريناي رنگارنگشون ميتونيد انواع و اقسام اين صحنه ها رو ببينيد. گذشته از اون تو موزه ملي سن مارتينوي ناپل (Museo Nazionale di San Martino) تو قسمت Il Presepe Cuciniello ميتونيد کلکسيوني از مجسمه هاي چوپونا، فرشته ها و حيوانات رو که متعلق به قرن 17 هستند رو ببينيد.
.jpg)
اوقات کريسمس تو واتيکان سيتي ، يه پرزپه بزرگ و باشکوه، تو ميدون سن پيترو (Piazza San Pietro) برپا ميشه.
گذشته از همه اينها تو ايتاليا شما ميتونيد پرزپه هاي زنده رو هم ببينيد! تو اين پرزپه ها، هنرمندا با حيوانات مختلف، صحنه هاي ميلاد رو بازسازي ميکنن
.
برايم بنويس
کريسمس 2005، رنزو آلبرو و روبرتو بنيني در حال اجراي اين ترانه
Quando tu sei partita
M'hai donato una
Oggi è triste sfiorita
Come questo mio cuore'
L'ho bagnata di pianto
Per ridarle la vita
Ma il tuo amore soltanto
La può far' rifiorire'
وقتي که تو رفتي،
گل سرخي به من دادي که،
امروز پژمرده و غمگين است.
همانند اين قلب من.
با اشکهايم آبياريش کردم،
تا دوباره زنده اش کنم،
اما تنها عشق تو،
قادر است دوباره شکوفايش کند.
Amore scrivimi, non lasciarmi più in pena
Una frase un rigo appena
Calmeranno il mio dolore'
Sarà forse l 'addio
Che vuoi dare al cuore mio
Scrivimi, non lasciarmi così
برايم بنويس عشق من، بيش از مرا در درد و رنج رها نکن.
تنها يک کلمه، يک جمله،
درد مرا آرام خواهد کرد.
شايد ميخواهي خداحافظي کني،
که ميخواهي قلبم را باز دهي.
برايم بنويس، مرا اينگونه رها نکن.
Tu non scrivi e non torni
Ti sei fatta di gelo
Così passano i giorni
Senz'amore per me
Mentre folle ti chiamo
Forse un'altro ti bacia
Ed io solo che t'amo
Devo pianger' per te
چيزي نمينويسي و باز نميگردي.
مانند يخ سرد شده اي.
روزها چنين ميگذرد،
بدون عشقي به من.
درحاليکه من ديوانه وار صدايت ميزنم،
شايد ديگري را ميبوسي.
و من، تنها کسي که دوستت دارم،
بايد برايت گريه کنم.
Amore scrivimi, non tenermi più in pena
È tua madre che mi scrive
Che tu sposi un gran' signore'
Questo gelido addio
È un insulto al'amor' mio
Scrivimi, se felice sei tu
Scrivimi, non lasciarmi così…
برايم بنويس عشق من، بيش از مرا نگران نگذار
اين مادر توست که برايم مينويسد،
ميگويد با مرد ثروتمندي ازدواج کرده اي.
اين خداحافظي سرد،
توهين به عشق من است.
برايم بنويس، اگر خوشبخت هستي.
برايم بنويس، مرا اينگونه رها نکن...
يه کلمه هم ايتاليايي بلد نيستيد و از وسط ايتاليا سر دراورديد!... خب نمیخواد زیاد نگران باشید، اين پست براي شماست
.

خوشبختانه ايتالياييها، حتي اگه با اشتباهات زيادهم ايتاليايي حرف بزنيد، بيشتر شما رو تحويل ميگيرن تا اينکه بخوايد، مثلا انگليسي باهاشون حرف بزنيد. من در ادامه يه چندتا کلمه و عبارت کليدي آسون براتون مينويسم که بتونيد راحت تر با مردم ارتباط برقرار کنيد
.
1- چاو (Ciao) حفظ کردنش آسونه. از اين کلمه ميتونيد هم براي سلام، هم به عنوان خداحافظي استفاده کنيد. فقط تو ذهنتون باشه اين کلمه يه کمي خودمونيه. اگه خواستيد رسمي تر برخورد کنيد براي سلام از بن جورنو (Buongiorno - روز بخیر) یا به قول اکبر عزيز از سالوه (Salve) استفاده کنيد.
2- اگه خواستيد خودتونو معرفي کنيد يه مي کيامو (Mi chiamo) بگيد، بعد اسمتونو.
3- از کلمات پرفاوره (Per favore) و گراتسيه (Grazie) به معني لطفا و متشکرم زياد استفاده کنيد.
4- واسه گفتن بله بگيد سي (Sì) و واسه نه هم بگيد نو (No). البته با حرکات سر هم ميتونيد، منظورتونو برسونيد.
5- اگه دنبال چيزي ميگرديد بگيد دووه (Dove)، به معني کجا و کجاست.
6- از وورري (Vorrei) به معني ميخوام، تو موقعيتهاي گوناگون ميتونيد استفاده کنيد. هر چي که ميخوايد با انگشت نشون بديد و بگيد وورري... يادتون نره ادب حکم ميکنه آخرش يه پرفاوره هم اضافه کنيد
.
7- اگه هيچکدوم از اينا نتونست کمکتون کنه از طرفتون بپرسيد: پارلا انگلزه؟ (Parla inglese?) يعني انگليسي بلده؟ اون اگه بلد هم نباشه بلاخره يکي رو بهتون نشون ميده که بلد باشه
.
توصيه آخر:
بهتره هميشه يه ديکشنري کوچيک همراتون باشه. کلمه هايي رو که بلد نيستيد رو ميتونيد از روش نگاه کنيد. حتي اگه بلد نبوديد تلفظشون کنيد، اون کلمه رو به طرفتون نشون بديد که خودش بخونه
.
اوقات خوبی تو ایتالیا داشته باشید. ![]()

Benedetto sia 'l giorno, et 'l mese, et l'anno,
et la stagione, e 'l tempo, et l'ora, e 'l punto,
e 'l bel paese, e 'l loco ov'io fui giunto
da'duo begli occhi che legato m'anno;
مبارک باد آن روز، آن ماه و آن سال،
آن فصل، زمان، ساعت و لحظه،
آن سرزمين زيبا و مکاني که من
مفتون آن دو چشم زيبا، که مرا اسير کرد شدم.
et benedetto il primo dolce affanno
ch'i' ebbi ad esser con Amor congiunto,
et l'arco, et le saette ond'i' fui punto,
et le piaghe che 'nfin al cor mi vanno.
و مبارک باد اولين درد جانکاه شيريني،
که با اسير عشق شدن، حس کردم.
(مبارکباد) کمان و همه تيرهايي که به من نفوذ کرد،
و جراحتهايي که در اعماق قلبم ايجاد شد.
Benedette le voci tante ch'io
chiamando il nome de mia donna ò sparte,
e i sospiri, et le lagrime, e 'l desio;
مبارکباد تمام اشعاري که
در آن نام بانويم را صدا زدم و پراکندم.
(مبارکباد) تمام افسوسها، اشکها و آرزوهايم.
et benedette sian tutte le carte
ov'io fama l'acquisto, e 'l pensier mio,
ch'è sol di lei, sí ch'altra non v'à parte.
و مبارکباد تمام کاغذهايي که رويشان،
شهرت او را فراهم کردم و تمام افکارمن
که تنها از اوست و هيچکس ديگري را از آن سهمي نيست.
Monte etna

بزرگترين آتشفشان فعال اروپا رو ميتونيد نزديک ساحل شرقي سيسيل پيدا کنيد. مونته اتنا يه منطقه 1600 کيلومتر مربعي رو پر کرده و ارتفاع بزرگترين قله کله قنديش که هميشه به علت گدازه هاي آتشفشاني متغيره، اواخر دهه 1990، 3323 متر گزارش شده.
گذشته از حدود 250 قله نوک تيز کوچکتر، اين کوه دره اي به نام واله دل بووه (Valle del Bove) داره که 4800 متر پهناشه!

قله اين کوهستان تو اغلب فصول سال با برف پوشيده شده. دامنه اين کوهستان رو ميشه به سه منطقه تقسيم کرد. منطقه حاصلخيز، جنگلي و بياباني. تو منطقه حاصلخيز جمعيت زيادي زندگي ميکنند و شهرها و روستاهاي مختلفي توش ساخته شده، مثل کاتانيا (Catania)، آچيرئاله (Acireale) و نيکولوزي (Nicolosi).

گرچه زمين شناسان معتقدند اين آتشفشان از خيلي وقت پيش فعال بوده، اما اولين فعاليت ثبت شده اون به قرن 18 قبل از ميلاد برميگرده. از اون موقع تا حالا 90 آتشفشان ثبت شده، اتفاق افتاده.

جاده اي که به سمت قله ميره، راهش رو از ميون گدازه ها باز کرده.
بزرگترين آتشفشان مربوط به سال 1669 ميشه که بر اثر اون شهر کاتانيا کاملا از بين رفت. تو سال 1928 هم به دنبال جريان مواد مذاب، دوتا دهکده کاملا سوختند.

خونه سمت چپي بر اثر جريان مواد مذاب سوخته، اما صاحبش از رو نرفته و خونه جديدشو سمت راست ساخته.
در سال 1947 با فعاليت مجدد، دو دهانه آتشفشان جديد بوجود اومد. از اون زمان به بعد اين آتشفشان تو سالهاي 1971، 1981، 1983 و 1992 فعاليتهايي داشته.

صاحب اين رستوران از موقعيت استفاده کرده و با گدازه ها، تو حياطش درخت درست کرده!
پايه واساس هر زبوني فعلهاش هستند. در واقع اگه نتونيد به دستور زبان فعلها مسلط بشيد، هيچوقت نميتونيد اون زبون رو به خوبي ياد بگيريد. از امروز سري مطالبي رو در مورد « افعال در زبان ايتاليايي » شروع ميکنم تا به کمکش بتونيد بيشتر از پيش به اين زبان مسلط بشيد.
1. افعال با قاعده :
قبلا با افعال با قاعده آشنا شديد. اونجا گفتيم که مصدر افعال با قاعده تو زبون ايتاليايي به سه صورت ختم ميشه: -are, -ere, -ire
|
گوش کردن |
sentire |
ترسيدن |
temere |
عشق ورزيدن |
amare |
اين جور فعلها با حذف -are, -ere, -ire و اضافه کردن حروف مناسبي براي هر شخص صرف ميشن. هرچند يه استثنائاتي هم وجود داره که بهش اشاره نکرديم اما چون ساده است و منطقي، خودتون به مرور متوجه ميشيد. مثلا براي افعالي که با –care (Cercare, Caricare) و –gare (litigare, legare)تموم ميشن، براي تغيير نکردن تلفظ يه h به انتهاي ريشه فعل اضافه ميشه:
|
legare |
cercare |
|
tu leghi |
tu cerchi |
|
noi leghiamo |
noi cerchiamo |
|
io legherò |
io cercherò |
با توجه به اين موضوع ميريم سراغ افعال بي قاعده:
2.افعال بي قاعده:
- بسياري از افعال مهم و رايج بي قاعده هستند. افعال بي قاعده اي که به –are ختم ميشن فقط سه تا هستند:
|
Andare |
رفتن |
|
Dare |
دادن |
|
Stare |
ماندن |
توجه! فعل Fare از facere مشتق شده. به همين علت جزو فعلهاييکه به –ere ختم شدن.
حالا اول بياييد فعلهاي Dare و Stare رو صرف کنيم:
|
Dare (دادن) |
Stare (ماندن) |
|
do |
sto |
|
dai |
stai |
|
dà |
sta |
|
diamo |
stiamo |
|
date |
state |
|
danno |
stanno |
فعل Stare تو اصلاحات زيادي به کار ميره و بر حسب اينکه با چه قيد و يا صفتي همراه بشه معاني مختلفي پيدا ميکنه:
|
stare attento/a/i/e |
توجه کردن |
|
stare bene/male |
خوب بودن / بد بودن |
|
stare zitto/a/i/e |
ساکت بودن |
|
stare fresco |
اشتباه کردن (يا شوخي کردن با کسي) |
|
stare fuori |
بيرون بودن |
|
starsene da parte |
کنار ايستادن و کنار بودن |
|
stare su |
بالا موندن |
|
stare a cuore |
در قلب بودن (مهم بودن) |
|
stare con |
زندگي کردن با |
|
stare in piedi |
ايستادن |
|
stare in guardia |
نگهبان کسي بودن |
|
Ciao, zio, come stai? |
سلام عمو، چطوري؟ |
|
Sto bene, grazie. |
خوبم، ممنون. |
|
Molti studenti non stanno attenti. |
بيشتر دانش آموزان توجه نميکنند. |
حالا ميريم سراغ فعل Andare:
|
andare (رفتن) |
|
vado |
|
vai |
|
va |
|
andiamo |
|
andate |
|
vanno |
اگه بعد از فعل andare فعل ديگه اي بياد (رقصيدن، خوردن، ...) فعل دوم به شکل مصدر مياد و اولش هم يه a اضافه ميشه. اين موضوع حتي موقعي که بين andare و اون فعل فاصله اي هم باشه، صادقه:
|
Quando andiamo a ballare? Chi va in Italia a studiare? |
کي ميريم برقصيم؟ کي مياد ايتاليا درس بخونه؟ |
اگه بخوايم مفهوم نقل و انتقال رو برسونيم به جاي a بايد از in استفاده کنيم:
|
andare in aeroplano |
پرواز کردن |
|
andare in bicicletta |
سوار دوچرخه شدن |
|
andare in treno |
با ترن رفتن |
|
andare in automobile (in macchina) |
رانندگي کردن، با ماشين رفتن |
اما:
andare a piedi قدم زدن
نکته آخر اينکه به عنوان يه قاعده کلي به خاطر داشته باشيد، که اگه بعد از andare اسم کشور باشه، از in، اما اگه اسم شهر باشه از a استفاده ميکنيم.
Vado in Italia, a Romaمن به ايتاليا ميرم، به رم
تو قسمت بعدي بحث، افعال بي قاعده رو ادامه خواهیم داد... ![]()
.
فعلا افتادم تو نخ غزلهاي قشنگ فرانچسکو پترارک. چون کسي هنوز به من نگفته چرا با ترجمه هاي مزخرفت، گند ميزني تو اشعار قشنگ شاعراي ايتاليايي، يه غزل ديگه از فرانچسکو پترارک رو براتون ترجمه ميکنم
. اگه بازم کسي صداش درنيومد يه چندتا ديگه هم ترجمه ميکنم
.

Quando fra l'altre donne ad ora ad ora
Amor vien nel bel viso di costei,
quanto ciascuna è men bella di lei
tanto cresce 'l desio che m'innamora.
هنگامي که ميان بانوان ديگر، حالا و دوباره
عشق روي چهره زيبابيش ظاهر شد،
چقدر ديگران کمتر از او زيبا به نظر آمدند.
بيشتر از آنچه ميخواستم عشق درونم رشد يافت.
I' benedico il loco e 'l tempo et l'ora
che sí alto miraron gli occhi mei,
et dico: Anima, assai ringratiar dêi
che fosti a tanto honor degnata allora.
من مکان و زمان و ساعت آن روز را دعا کردم،
که چشمان من به خوبي مشاهده کرد،
و گفت: اي روح من، تو بايد بسيار شاکر باشي
که شايسته چنين نجابت بزرگي بوده اي.
Da lei ti vèn l'amoroso pensero,
che mentre 'l segui al sommo ben t'invia,
pocho prezando quel ch'ogni huom desia;
از او به تو افکار عاشقانه ميرسد.
همانطور که اهداف بلند خوب را دنبال ميکني،
برايت تمام اميال مردان، کم ارزش ميشود.
da lei vien l'animosa leggiadria
ch'al ciel ti scorge per destro sentero,
sí ch'i' vo già de la speranza altero
از او شجاعت شيريني نصيبت ميشود،
که تو را روي مسيری مستقيم، به بهشت راهنمایي ميکند.
بله من بالاتر از آرزويم ، پرواز کرده ام.
مطالعه بيشتر:
متن و ترجمه غزل شماره صدو سی و چهار
متن کامل غزلیات پترارک (Canzoniere) به ایتالیایی
Albero di Natale più grande

اگه بین اواسط دسامبر تا اوسط ژانویه تو شهر گوببیو (Gubbio)، وسط ناحیه امبریا (Umbria) باشید، میتونید بزرگترین درخت چراغونی شده کریسمس دنیا رو ببینید
.
تصور شما از بزرگترین درخت چی میتونه باشه؟ 20 متر؟، 30متر، 50 متر؟
با 800 متر ارتفاع و 400 متر پهنا چطورید؟! ![]()

این درخت با 450 چراغ رنگی و 12 کیلومتر کابل کشی، روی شیب کوه مونته انجینو (Monte Ingino)، مشرف به شهر ساخته شده. چراغهای این درخت بیشتر از 30 کیلووات برق مصرف میکنن!
ستاره ای که روی نوک این درخت قرار داره، از شهر پروجا (Perugia) که 50 کیلومتر اونطرفتره قابل مشاهده اس! ![]()
![]()

مردم گوببیو این درخت رو تو سال 1980 به عنوان نماد ایام کریسمس ساختند و تو سال 1991 اسمش به عنوان « بزرگترین درخت کریسمس جهان » تو کتاب رکوردهای جهان به ثبت رسید. ![]()
Parco di Pinocchio

وقتي داريد از شهر فلورانس ديدن ميکنيد، بهتره به شهر لوککا (Lucca) هم بريد. چون تو 17 کيلومتري اونجا تو روستاي کوللودي (Collodi) جاي بسيار زيبايي واسه گشت و گذار وجود داره. يعني تو 60 کيلومتري فلورانس
.

به راستي چه جايي مناسبتر از روستاي کوللودي، ميتونه جايگاه پارک پينوکيو (Il Parco di Pinocchio a Collodi) باشه؟ ![]()

مجسمه پري مهربون. دهکده کوللودي هم تو تپه هاي زمينه مشخصه.
کارلو کوللودي نویسنده داستان پینوکیو، اسم مستعار کارلو لورنتزيني (Carlo Lorenzini) هست که تو فلورانس متولد شده و روستاي کوللودي در حقيقت زادگاه مادرشه
.

نهنگي که پدر ژپتو رو قورت داده بود.
پارک پينوکيو محل بسيار جالبي واسه بچه هاست. يه راه پيچ در پيچ شما رو درحالي که دارين داستان پينوکيو رو از طريق مجسمه شخصيتهاي داستان، کاشي هاي ديواري نقاشي شده و نمايشهاي عروسکي، دنبال ميکنيد، بين روستاي کوللودي ميگردونه
.

مجسمه جيرجيرک زير مجسمه پري مهربون تو يکي از تپه هاي دهکده
خلاصه داستان پينوکيو رو قبلا براتون نوشتم، اما اگه دوست داشتين ميتونين متن کامل رو به زبون انگليسي از اين سايت بخونين. در ضمن تا يادم نرفته بگم که نزديک پارک پينوکيو باغ گارتزوني (Garzoni) هست. در واقع با بليطي که ميخرين ميتونين از ويلاي زيباي قرن 17گارتزوني هم ديدن کنيد ![]()
.
![]()
در مورد فرانچسکو پترارک Francesco Petrarca 1304-1374)) قبلا با هم صحبت کرده بودیم. غزلهای پترارک بسیار زیبا هستند. قبلا یکی از غزلهاشو براتون ترجمه کرده بودم. امروز هم توجهتون رو به یکی دیگه از این غزلها یا به قولی سونات های زیبا جلب میکنم
.

Pace non trovo, e non ho da far guerra,
E temo, e spero, ed ardo, e son un ghiaccio:
E volo sopra 'l cielo, e giaccio in terra;
E nulla stringo, e tutto 'l mondo abbraccio.
صلحی نمیبینم، قصد جنگ نيز ندارم.
میترسم ولی امید دارم. میسوزم ولی یخ میبندم.
در آسمان پرواز میکنم اما در زمین بی حرکت مانده ام.
چیزی در درست ندارم اما دنیا را در آغوش گرفته ام.
Tal m'ha in priggion, che non m'apre, né serra,
Né per suo mi ritien, né scioglie il laccio,
E non m'uccide Amor, e non mi sferra;
Né mi vuol vivo, né mi trahe d'impaccio.
عشق زندانی برایم ساخته که نه باز است و نه بسته،
نه مرا به خود میطلبد، نه طناب مرا رها میکند.
نه مرا کاملا می کشد، نه آزادم میکند.
نه میگذارد زندگی کنم، نه دردم را کم میکند.
Veggio senz'occhi; e non ho lingua e grido;
E bramo di perir, e cheggio aita;
Ed ho in odio me stesso, ed amo altrui:
بی چشم نگاه میکنم و بی زبان فریاد میکشم.
دير زماني است که مرده ام، اما برای کمک ناله میکنم.
از خود متنفرم، اما دیگری را دوست دارم.
Pascomi di dolor; piangendo rido;
Egualmente mi spiace morte e vita.
In questo stato son, Donna, per Voi.
رنجم بده، به گریه ام بینداز و بخندان
مرگ و زندگی مرا از خود رانده اند.
با این وجود، بانویم، هستم بخاطر تو.
کلماتی تو زبون ایتالیایی هستن که از لحاظ بعضی از خصیصه هایی که دارن جالب هستن. یاد گرفتن این کلمات میتونه هم تو حل کردن جداول و بازیهای مبتنی بر کلمات کمکتون کنه و هم میتونید باهاش دوستاتونو سر کار بذارید
.
بیایید باهم چندتا از این کلمات رو یه مروری بکنیم:

Aiuola (باغ گل)، این کلمه کوتاه پنج بخشه که جمعش AIUOLE با شش حرف کوتاه ترین کلمه ایتالیاییه که از تمام 5 حرف صدادار استفاده کرده!
Funamboleschi (بندبازی)، طولانیترین کلمه که هیچ حرف تکراری نداره.
Calafatata (درز گیری و بتونه کردن)، کلمه ای با پنج حرف A. البته کلمات دیگه ای هم هستن که پنج تا A دارن مثلا: ASSATANATA (جن زده)، ACCAVALLATA (علامت گذاری شده با X)، SANTABARBARA (انبار باروت) و ACCALAPPIACANI (سگ جمع کن)
Effervescentemente (گازدار)، که هفت تا E داره.
Indivisibilissimi (غیر قابل تقسیم)، هشت تا I داره بدون اینکه حرف صدادار دیگه ای داشته باشه. INDIVISIBILI (تقسیم نشدنی) کلمه مشابه اش هست که همین خصیصه رو با شش تا I داره.
Contropropongono (متقابل)، کلمه ایه که بیشترین O رو داره.
Cuscussù (نوعی غذا) یا urubù (نوعی کرکس)، کلماتی هستند که بیشترین U رو دارن.
کلمات بلند سرکاری:
Precipitevolissimevolmente (هرچه سریعتر که میتونی)، این کلمه که تو سال 1677 ساخته شده به طور معمول طولانیترین کلمه ایتالیایی به شمار میاد.

Sovramagnificentissimamente (به صورت خیلی خیلی بزرگنمایی شده)، این کلمه که 27 حرف داره، تو کتاب هنر بلاغت در زبان عامیانه (De vulgari eloquentia) دانته تو قرن 14 استفاده شده، اما امروزه ناشناخته اس.
اسامی مواد شیمیایی یا اعداد میتونن بسیار طولانی باشن مثلا عدد 444.444 به ایتالیایی 58 حرف میشه
:
Quattrocentoquarantaquattromilaquattrocentoquarantaquattro
گذشته از تمام موارد بالا Anticostituzionalmente (غیر قانونی)، طولانیترین کلمه ایتالیایی رایج به شمار میاد
.
بد نيست تو اين ايام کريسمسي يه چند تا لطیفه مربوط به اين روزا رو باهم بخونيم. جوکهای ایتالیایی اغلب واسه خودشون خنده داره و وقتی ترجمه اش میکنی تمام لطفش از بین میره. با این حال من سعی کردم چندتا به درد بخورشو براتون انتخاب کنم. امیدوارم بتونه یه لبخندی روی لباتون بشونه
.

Siamo verso Natale, e il figlio
«Carro Babbo Nattale. Per il ggiorno della tua festa, vorrei riccevvere una biccicletta rrossa».
Arriva la mattina
«Carra Beffana. Per il ggiorno della tua festa, vorrei riccevvere una biccicletta rrossa».
Arriva anche il giorno dell'Epifania, ma la bicicletta rossa non arriva. Allora guardandosi intorno, il bambino osserva il presepe, prende la statuina
«Carra Maddonna. Se vvuoi rivvedderre ttuoffiglio...».

نزديک کريسمس هستيم و پسر چوپان سارديني، ميخاد که يه هديه بگيره. کاغذ و قلم برميداره که يه نامه واسه بابانوئل بنويسه.
« بابانوئل عزيز. واسه روز تعطيليت، ميخام يه دوچرخه قرمز کادو بگيرم».
صبح کريسمس ميرسه، اون بچه ميره زير درخت کريسمس رو نگاه ميکنه و هيچي پيدا نميکنه. کمي گيج ميشه، ميره سراغ ميز و يه نامه ديگه مينويسه:
«بفاناي عزيز. واسه روز تعطيليت، ميخام يه دوچرخه قرمز کادو بگيرم».
روز اپيفانا (Epifania 6 ژانويه ) هم فراميرسه، اما دوچرخه قرمز نمي رسه. بچه هه يه نگاهي به دور و برش ميندازه، چشمش به آخور ميافته (presepe ماکت تولد مسيح تو اصطبل)، مجسمه عيسي کوچک رو برميداره، ميذارتش تو پاکت و ميره سر ميز و يه نامه ديگه مينويسه:
« مريم مقدس عزيز، اگه مميخخواي دوباره پپسرتتو ببببيننني…..» ![]()

Poco prima di Natale nell'Ufficio Postale di un paesino gli impiegati trovano nella cassetta una lettera con la scritta «Per Babbo Natale». Decidono di aprirla e di leggerla:
«Caro Babbo Natale, sono un bimbo di 7 anni di nome Marco e vorrei chiederti un regalo. La mia famiglia è povera, perciò invece di giocattoli ti chiedo di inviarmi un milione di lire, così anche noi possiamo passare le Feste con gioia».
Gli impiegati della posta, commossi, fanno una colletta e, raggiunta la cifra di 500.000 lire, la spediscono all'indirizzo
L'anno successivo, nello stesso periodo, nello stesso Ufficio Postale, gli impiegati trovano un'altra busta «Per Babbo Natale». La aprono e leggono:
«Caro Babbo Natale, sono Marco, il bimbo che ti ha scritto l'anno scorso. Vorrei chiederti lo stesso regalo, un milione di lire. Grazie per aver esaudito il mio desiderio lo scorso anno, ma quest'anno mandami un assegno non trasferibile, perché l'altra
کمي قبل از کريسمس تو اداره پست يه روستاي کوچيک، کارمنداي پست يه نامه پيدا ميکنن که روش نوشته شده بود: «به دست بابانوئل برسه». اونا تصميم ميگيرن بازش کنن و بخونن:
« بابا نوئل عزيز، من يه پسر 7 ساله به نام مارکو هستم و يه هديه ازت ميخام. خانواده من فقيرن، واسه همين به جاي اسباب بازي ازت ميخام يه ميليون لير برام بفرستي، در اينصورت ميتونيم تعطيلات رو به خوشي سپري کنيم».
کارمنداي پست، تحت تاثير قرار ميگيرن و پولاشونو جمع ميکنن و 500.000 لير جور ميکنن و به آدرس پسر فقير ميفرستن.
سال بعد، همون موقع، تو همون اداره پست، کارمندا يه پاکت ديگه پيدا ميکنن، «به دست بابانوئل برسه». بازش ميکنن و ميخونن:
« بابانوئل عزيز، مارکو هستم، پسري که پارسال برات نامه نوشته بود. من همون هديه رو ازت ميخام، يه ميليون لير رو. ممنونم که پارسال آرزوي منو براورده کردي، اما امسال يه چک برام بفرست که قابل انتقال نباشه (فقط خودم بتونم نقدش کنم)، چون دفعه قبل اين دزاي اداره پست نصفشو کش رفتن!» ![]()
![]()
ماه دسامبر شروع شده و مردم ايتاليا هم مثل اغلب مردم نقاط ديگه دنيا، دارن خودشونو واسه ايام کريسمس ْآماده ميکنن و باز جملاتي مثل کريسمس مبارک (
.

Regali di Natale
کادوهاي کريسمس
اغلب ايتاليايها کادوهاشونو صبح روز کريسمس يا بعد از ناهار باز ميکنن، هرچند بعضي ها تا روز epifania يعني ظهور حضرت عيسي (ع)، روز 6 ژانويه صبر ميکنن
.
اگه بچه ها طي سال خوب بوده باشن يه la calza (جوراب) رنگي بلند، پر از i dolciumi(شکلات و شيريني) جايزه ميگيرن اما اگه تو جورابشون il carbone (ذغال) باشه که از شکر سياه درست شده، معلومه که اصلا بچه خوبي نبودن
!
بر خلاف کشورهاي ديگه تو ايتاليا اين بابا نوئل (Santa Claus) نيست که واسه بچه ها هديه مياره، بجاش جادوگر مهربوني به نام بفانا (La Befana )، واسه بچه ها هديه و شيرينيجات مياره.
تو ونيز و من توا (Mantova) بجاي همه اينا، سانتا لوچياس که (Santa Lucia) زحمت هديه اوردنو ميکشه.

Gesu' Bambino
نا گفته نمونه که تو بعضي مناطق به عيسي کودک (Gesu' Bambino) معتقدند. با تمام اين احوال امروزه تقريبا 90 درصد ايتالياييها به بابا نوئل(Babbo Natale) هم اعتقاد دارن
.
Cibi e Bevande
غذا و نوشيدني
اساس روز کريسمس تو ايتاليا، خانواده، عشق و غذاست (la famiglia, l'amore e il cibo)!
غذاي جشنهاي ايتاليايي، تو هر ناحيه متفاوته، هرچند چيزاي مشترکي هم دارن. رسم کاتوليکها اينه که شب عيد گوشت نخورن، واسه همين تو مهمونيهاي کريسمس اغلب ماهي سرو ميشه. بعضي خانواده ها ممکنه بيش از 20 نوع غذاي دريايي آماده کنن! تو رم و جنوب ايتاليا کاپيتونه (il capitone) که از مارماهي سرخ شده درست ميشه، يکي از غذاهاي مورد علاقه اس.
ايتالياييها واسه مراسم عشاي رباني نيمه شب 24 و 25 دسامبر ، به کليساها ميرن.
ايتالياييها واسه ناهار (il pranzo) روز کريسمس اهميت زيادي قائلند و تا ميتونن کشش ميدن.
غذاهاي لذيذي مثل نون برشته با جيگر (crostini)، سوپ رشته فرنگي (tortellini) با آب جوجه و سوپ معمولي (brodo)، همراه با خوراک پاچه خوک (lo zampone)، يا کوتکينو (il cotechino) که سوسيس خوک هست، از غذاهاي رايج شمال ايتاليا هستن. البته اين خوراکها با گوشت بره (l'agnello) و مخلفاتي مثل پوره سيب زميني و عدسي (lenticchie) هم پخته ميشن. ترتلليني، کوتکينو و لنتي کيه تو ليست شام شب عيد هم حضور دارن.

il torrone
از دسرهاي شيرين ايتاليايي هم ميشه به نان بادامي (il torrone) و پنت تونه (il panettone)، يه کيک سبک ميلاني که با ميوه ها و انگورهاي شيرين شده پر شده، اشاره کرد.

pandoro panettone
کيک اصلي روز کريسمس هم که بهش پندورو (il pandoro) ميگن، نون طلايي داره و شبيه همين کيک ميلانيه با اين تفاوت که توش از اون ميوه هاي شيرين شده نداره.
يه مدل کيک ديگه به نام پن فورته (il panforte) که از نون زنجبيلي، فندق، بادوم و عسل درست شده هم رايجه. در حقيقت بيشتر شيرينجات کريسمس، فندق و بادوم دارن، چون طبق عقايد قديمي خوردن اين چيزا به توليد مثل کمک ميکنه و باعث افزايش جمعيت و خانواده ميشه.
Abitudine Curiose
آداب و رسوم ويژه
تو بيشتر شهرهاي کوچيک، صحنه هاي کوچيکي از محل تولد حضرت عيسي (ع) درست ميشه و چند نفر هم نقش کاسباي قديمي، مثل چاقو تيز کني و زين سازي رو بازي ميکنن.

فلوت زنا (zampognari) با ني انبون و فلوت و قره ني، ترانه هاي کريسمس رو اجرا ميکنن.
نوازنده هاي دوره گرد، تو مناطقي مثل آبروتزو (Abruzzo) و کالابريا (Calabria) با ژاکتهاي قرمز روشن و کلاهاي لبه پهن کاکل قرمزي از کوهستانا پايين ميان. تو رم اين نوازنده ها رو ميتونيد تو بازارهاي کريسمس ميدان باستاني ناونا (Piazza Navona) روي پله هاي اسپانيايي يا ورودي ميدان سنت پيتر ببينيد.
Canto di Natale
سرود کريسمس
Astro del Ciel’ يا ستاره آسمان، يکي از سرودهاي رايج ايام کريسمس تو ايتالياس که توجهتونو به متنش جلب ميکنم.
Astro del ciel, Pargol divin, mite Agnello Redentor!
Tu che i Vati da lungi sognar, tu che angeliche voci nunziar,
luce dona alle genti, pace infondi nei cuor!
luce dona alle genti, pace infondi nei cuor!
Astro del ciel, Pargol divin, mite Agnello Redentor!
Tu di stirpe regale decor, Tu virgineo, mistico fior,
luce dona alle genti, pace infondi nei cuor!
Luce dona alle genti, pace infondi nei cuor!
Astro del ciel, Pargol divin, mite Agnello Redentor!
Tu disceso a scontare l'error, Tu sol nato a parlare d'amor,
luce dona alle genti, pace infondi nei cuor!
Luce dona alle genti, pace infondi nei cuor!
امنيت مردم تو ايتاليا بوسيله پنج گروه تامين ميشه:
1) Arma dei Carabinieri (ژاندارمري يا پليس نظامي)

کارابينيري همون ژاندارم نظامیه، منتها با وظايف يه پليس. واسه کارابينيري شدن فقط تحصيلات ابتدايي کفايت ميکنه. اين کم سوادي و کم هوشي، باعث شده که اونا اغلب سوژه جوکهاي زيادي بشن
.
تو سالهاي اخير از کارابينيريها به عنوان نيروهاي حافظ صلح تو مناطق زيادي از قبيل کوزوو، افغانستان و عراق استفاده شده. سال 2004 طي يک عمليات انتحاري بمب گذاري، در نصيريه جنوب عراق، 12 کارابينيري کشته شدن که بالاترين آمار کشته شدگان نيرويهاي ايتاليا طي يک عمليات، بعد از جنگ جهاني دوم بوده.
اخيرا بعد از اصلاحاتي که تو نيروي ارتش ايتاليا به وقوع پيوسته، علاوه بر مردان، زنان هم ميتونن به عضويت ارتش ازجمله اين نيرو دربيان
.
ماشين گشت زني معمول اين نيرو به رنگ آبي تيره اس با یه نوار قرمز و پلاکاشون هم با حروف CC شروع ميشه و اگه نظامي باشه با EI.
2) Guardia di Finanza (پليس مالي و گمرکات)

اين پليس، نيروي امنيتي مخصوص ايتاليا تو زمينه هاي مالي و اقتصاديه و کارش تحقيق و جستجو در مورد جرائم فرار از ماليات، مرزي و گمرکي، پول شوئي، قاچاق، فروش مواد مخدر، مهاجرتهاي غير قانوني، تقلبات کارتهاي اعتباري و پولهاي تقلبي هست. اين نيرو خودش به چهار بخش اصلي تقسيم ميشه:
Gruppo di Investigazione Criminalità Organizzata (GICO) گروه پيگيري جرائم سازمان يافته
Gruppo Operativo Antidroga (GOA) گروه مبارزه با مواد مخدر
Gruppo Anticrimine Tecnologico (GAT) گروه مبارزه با جرائم رايانه اي
Comando Operativo Aeronavale کماندوهاي آبي- هوايي
اتومبيل اين پليسها آبي تيره با يه نوار طلايي تو دو طرفه که عبارت Guardia di Finanza به رنگ طلايي هم زيرش نوشته شده. حروف پلاکشون هم با GF قرمز رنگ شروع ميشه.
3) Polizia di Stato (پليس ملي)

وظايف گشت و مراقبت تو محلهاي عمومي مثل اتوبانها، راه آهنها، پلها و راههاي آبي، از وضایف این گروه هست. اين نيرو اداره مرکزيش تو شهر رمه و بر خلاف کاربينيري، حالت نظامي و شبه نظامي نداره.
ماشين اين پليسها آبي روشنه با نوار سفيد که عبارت Polizia با حروف بزرگ زيرش نوشته شده و پلاکشون هم با کلمه Polizia به رنگ قرمز شروع ميشه.
4) Polizia Penitenziaria (پليس بازداشگاه و زندان)

اين پليسها هم همونطوريکه از اسمشون پيداست، امور مربوط به زندان و زندانيها رو بر عهده دارن. ماشینشون آبي تيره اس با نوار آبي روشن که عبارت Polizia Penitenziaria با رنگ سفيد زيرش نوشته شده.

5) Corpo Forestale dello Stato ( پليس جنگلباني)

وظيفه اين پليسها، کنترل و محافظت پارکها و جنگلهاي عمومي ايتالياست. مبارزه با شکارچيان حيوانات و گونه هاي محافظت شده و اطفاي حريق جنگلها، از ديگر وظايف اين گروه هست.
ماشين اين پليسا سبزه با یه نوار سفيد که عبارت Corpo Forestale dello Stato روش نوشته شده و پلاکشون هم با حروف قرمز رنگ CFشروع ميشه.
تقریبا تمام پليسها از ماشينهاي ايتاليايي استفاده ميکنند که معروفترينشون آلفا رومئو ژوليت (Alfa Romeo Giulia) هست.
همه اين ماشينا يه اسم اختصاري دارن مثلا به ماشين Polizia ميگن، پلنگ (Pantera)، به ماشين کارابينيريها ميگن، غزال (Gazzella)، و به ماشينايي هم که آرم و علامتي ندارن ميگن جغد (Civetta)!
سال 2004 که 152 مين سالگرد تاسیس پليس ملي ايتاليا بود، شرکت اتومبيل سازي لامبورگيني، يه ماشين فول امکانات به نام ماشين پليس Lamborghini Gallardo به پليس هديه کرد که سرعتش به 310 کيلومتر در ساعت هم ميرسه
.
علاوه بر پلیسهایی که گفتیم، تو بعضي از استانها يه پليس محلي هم فعاليت ميکنه که بهش Polizia Provinciale ميگن. انجمنا و شوراهاي هر شهر هم يه پليس شهري واسه خودشون دارن به نام Polizia Municipale که امور مربوط به راهنمايي و رانندگي هم به عهده اوناست و Guardia Costiera يا پليس ساحلي هم قوانين دريايي و ساحلي رو اجرا ميکن
.
با وجود اين همه نيروهاي امنيتي مختلف تو ايتاليا که اغلب وظايفشون هم باهم تداخل پيدا ميکنه، اين تنها شما نيستيد که گيج ميشيد! خود ايتالياييها هم وقتي کارشون به پليس ميافته، گيج ميشن و نميدونن سراغ کدوم يکي برن! ![]()
خوشحالم ورود دوست عزيز ديگه اي رو به جمع وبلاگنويساني که از ايتاليا مينويسن، خوشامد بگم. البته اين دوستمون به معرفي نيازي ندارن و شما در پستهايي مثل بهشت و دوزخ با روبرتو بنيني و ... شاهد ترجمه هاي سودمندشون بوديد. ![]()
بله، وحيد که از امروز ميتونيد نوشته هاشو مستقيما از حلقه گمشده، وبلاگ خودش دنبال کنيد، همون ماريوي عزيز خودمونه. ![]()
ميدونم که وحيد برنامه هاي زيادي واسه وبلاگش داره، پس از تون دعوت ميکنم خودتون يه سر بهش بزنيد و از نوشته هاش استفاده کنيد. منم به نوبه خودم براش آرزوي موفقيت ميکنم و اميدوارم روز به روز تعداد وبلاگهاي اينچنيني بيشتر و بيشتر بشه. ![]()