تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا

 

 

 

خرابه های آگریجنتو

 

مجموعه ساختمانهای شهر باستانی آگریجنتو (Agrigento) ایتالیا، نمایشگر ویژگیهای معماری یونان است. معبد زئوس که 5 قرن قبل از میلاد ساخته شده، یکی از بزرگترین ساختمانهای آن بود که اکنون بخش زیادی از آن از بین رفته است. عکس فوق مجسمه ای را نشان میدهد که روزگاری ستون آن معبد بوده است.

 

 

 

 

آمفی تئاتر امپراطوری رم

 

کولوسئو(Colosseo) یا کلوزیوم(Colosseum) یکی از شناخته شده ترین سمبلهای امپراطوری رم است که با استفاده از برده های اغلب یهودی، در زمان امپراطورهای وسپازیان (Vespasian) و تیتوس (Titus) ساخته شد. این بنا در سال 82 بعد از میلاد تکمیل شد. آمفی تئاتری با 50000 صندلی و سایبانی متحرک که جمعیت را از خورشید و باران محافظت میکرد. رومیهای برای تماشای بازیها و مناسبتهای دیگر به کولوسئو میرفتند که اغلب مربوط به مبارزات گلادیاتورها بود. حتی به عنوان یه خرابه نیز کولوسئو تاثیر برانگیز است اما ترافیک و آلودگی هوا آن را به خرابی بیشتر تهدید میکند.

 

 

 

 

انجمن رومی (Foro Romano )

 

با بیش از 2000 سال قدمت Foro Romano مرکز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امپراطوری رم بوده است. در زمان اوج، ساختمانهای مهم زیادی در اطراف انجمن توسط دولت ساخته شد از جمله معابد، ساختمان سنا و بناهای اداری دیگر.

ساختمان انجمن در اصل توسط ژولیوس سزار و جانشینانش ساخته و توسعه پیدا کرد اما با افول قدرت رم در قرن ششم، انجمن نیز به ویرانی کشیده شد و به عنوان معدن سنگ برای ساخت کلیساها استفاده شد.

در قسمتی، ساختمانهای انجمن زیر 12 متر خاک و سنگ پنهان شده بود که با حفاریهای سال 1871 کشف شد. امروزه این بناها از مهمترین بناهای تاریخی و معماری ایتالیا به شمار می آیند.

 

ببخشید عکس بالائی رو اشتباهی گذاشتم، وسط عکس برداری یه دلقکه مزاحم همینطوری پرید وسط عکس!. پائینی مال انجمن رمه .

 

 

عجب بدبختی داریما!...  مثل اینکه چاره ای نیست عکس انجمن رم رو با حضور بنینی ببینید.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دوست خوبمون تیزوژ این ترانه تیتزیانو فررو (Tiziano ferro) رو درخواست کرده. پس نگید چرا همش از این تیتزیانو ترانه میذاریا!

 

دریافت ترانه Ed ero contentissimo

 

 

Ora che sarai un po' sola

حالا که کمی تنهائی،


Tra il lavoro e le lenzuola
میون کار و آمادگی برای خواب،


Presto dimmi tu come farai
زود بهم بگو چیکار میخای بکنی.


Ora che tutto va a caso
حالا که همه چی رو شانس پیش میره.


Ora non sono più un peso
حالا (که) باری رو دوشت نیستم.


Dimmi quali scuse inventerai
بهم بگو چه بهانه ای میخوای بتراشی؟


Inventerai che non hai tempo
بهونه میتراشی که وقت نداشتی،


Inventerai che tutto è spento
بهونه میتراشی که همه چی گذشته،


Inventerai che ora ti ami un po' di più
بهونه میتراشی که حالا بیشتر عاشقی،


Inventerai che ora sei forte
بهونه میتراشی که حالا قوی هستی،


E chiuderai tutte le porte
و همه درها رو خواهی بست.


Ridendo troverai una scusa
خنده داره، توجیهی پیدا میکنی،


Una in più
یکی بیشتر.


Ed ero contentissimo in ritardo sotto casa ed io che ti aspettavo
و خیلی خوشحال بودم که  با تاخیر جلو خونه بودم، منی که منتظرت بودم.


Stringimi la mano e poi partiamo…
دستمو بگیر و بعدش خواهیم رفت...


In fondo eri contentissima quando guardando Amsterdam
با تمام وجود خوشحال بودی وقتی آمستردامو نگاه میکردی،


non ti importava
برات مهم نبود،


della pioggia che cadeva…
بارونی که میبارید...


solo una candela era bellissima
تنها یه شمع قشنگ بود،


e il ricordo del ricordo che ci suggeriva
و خاطره ایکه  پشت خاطره  میومد.


che comunque tardi o prima ti dirò
با وجود اینکه  تاخیر داشتم یا نداشتم، بهت میگم،


che ero contentissimo
که خیلی خوشحال بودم،


ma non te l'ho mai detto che chiedevo
اما هیچوقت بهت نگفتم که درخواست کردم،


Dio ancora

بازم خدا رو

Ancora
دوباره

 

Ancora
(و) دوباره


Qualche cosa ti consola
بعضی چیزا تسلی ایت میده.


Con gli amici il tempo vola
وقت گذرونی با دوستان.


Ma qualcosa che non torna c'è
اما بعضی چیزا هستند که نمیخای برگردن.


C'è che ho freddo e non mi copro
چیزائیکه سردم کرده و منو نمیپوشونه،


C'è che tanto prima o dopo
چیزائیکه خیلی دیر یا زود،


Convincendoti ci crederai
متقاعدت میکنم باورشون کنی.


Ci crederai che fa più caldo
باور خواهی کرد که (الان) گرمتره


Da quando non mi hai ormai più accanto
از موقعیکه دیگه منو کنارت نداری،


E forse è meglio
و شاید (الان) بهتره.


perché sorridi un po' di po' di più
چون تو بیشتر از پیش میخندی،


un po' di più…
بیشتر، بیشتر...


E il mio ricordo ti verrà a trovare quando starai troppo male
و حافظه من میگرده وقتی رو پیدا کنه که خیلی حالت بد بود.


Quando invece starai bene resterò a guardare
وقتی حالت خوب شد، وایمیستم و نگات میکنم،


Perché ciò che ho sempre chiesto al cielo
چون چیزیه که همیشه از خدا میخواستم


È che questa vita ti donasse gioia e amore vero
و (میخواستم) این زندگی بهت خوشی و عشق واقعی ببخشه


E in fondo
با تمام وجود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

کلیسای سنت پیتر (Saint Peter’s Basilica) در رم

 

سال 1506 دوناتو برامانته (Donato Bramante) معمار معروف ایتالیا به دستور پاپ جولیوس دوم (Pope Julius II) این کلیسا رو طراحی کرد که تو واتیکان، داخل شهر رم قرار داره.

 

اجل به برامانته فرصت نداد کامل شدن کلیسا رو ببینه، به همین خاطر میکل آنژ (Michelangelo) هنرمند فلورانسی سال 1546 نظارت به این کار رو به عهده گرفت. اون یه طرح بزرگ ابتکاری برای گنبد راه راه این کلیسا ابداع کرد که تا 300 سال بعد روی طراحی گنبدها و ساختمانهای دیگه تاثیر گذاشت.

 

گنبد که بعد از مرگ میکل آنژ تکمیل شد، المانهای اصلی طرح اونو حفظ کرده، جز اینکه بلندتر و باریکتر از طرح اولیه اون شد.

 

 

پل پونته وککیو (ponte vecchio) در فلورانس

 

رو آرنو(Arno) تو ایتالیای مرکزی، به طول 240 کیلومتر از سرچشمه اش تو کوه فالترونا (Falterona)، عموما به سمت غرب تا دریای لیگور جریان داره. سر راهش اون از فلورانس میگذره. بیشتر پلهای قدیمی فلورانس طی جنگ جهانی دوم از بین رفتند، با اینحال پونته وکیو (Ponte Vecchio – پل قدیمی) که تو سال 1345 ساخته شده، سالم باقی موند. مغازه های روی پل اکثرا به طلا و جواهر فروشی اختصاص دارن.

 

 

 

تائورمینا و اتنا (Taormina  &  Etna)

 

شهر توریستی تائورمینا، که جلوی تصویر دیده میشه، تو ساحل شرقی جزیره سیسیل گسترده شده و منظره تماشائی کوه اتنا رو پشت سرش داره. اتنا بلندترین آتشفشان فعال اروپاست.

 

 

رود پو (Po)

 

رود پو به طول 652 کیلومتر از سرچشمه اش تو شمال غربی ایتالیا، نزدیک مرز فرانسه، شروع میشه و تو بندر پورتو توله (Porto Tolle) به دریای آدریاتیک میریزه.

تو قسمتهای پائینی، این رود به دشت های سیلابی میرسه که اونجا توسط دیوارها و سیل شکنهایی احاطه شده.

 

تو عکس بالا قسمتی از این رودخونه رو میبینید که شاخه ای از اون از طریق دیوارها، زمینهای اطرافو آبیاری میکنه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

تو اين پست از فيلم پدر خوانده يادكرديم و ترانه معرفي شده مورد توجه دوستان واقع شد، به هم جهت به پيشنهاد وحید عزیز ميريم سراغ ترانه خاطره انگيز Brucia la terra  (زمین ميسوزد). اين ترانه به زبون سيسيليه كه من بلد نيستم و واسه ترجمه اش از ترجمه انگليسيش كمك گرفتم، که امیدوارم قابل قبول شده باشه.

 

تو قسمت سوم پدر خوانده، صحنه ائيكه اين ترانه توش خونده ميشه فوق العاداس !.

 

 

آنتونيو: پدر يه هديه برات دارم، يه ترانه سيسیلي از شهر كورلئونه. به خاطر تو ياد گرفتمش...

 

آنتونيو شروع به خوندن ترانه ميكنه... مايكل به ياد خاطرات گذشته ميافته. زمان عروسيش با آپولونيا، خوردن كيك... رقص و ...

 

 

 

وقتي به زمان حال برميگردیم، مايكل رو ميبينيم كه داره گريه ميكنه...

 

دريافت ترانه Brucia la terra

دريافت یه نمونه دیگه از این ترانه

 

 

Brucia la luna n'cielu
E ju bruciu d'amuri
Focu ca si consuma
Comu lu me cori

ماه در آسمان ميسوزد

و من در عشق ميسوزم

آتش خاکستر شده

مانند قلب من

L'anima chianci
Addulurata

Non si da paci
Ma cchi mala nuttata 
 

با درد و اندوه

روح من فرياد ميزند

 

در آرامش نيستم

چه شب وحشتناكي است

Lu tempu passa
Ma non agghiorna
Non c'e mai suli
S'idda non torna

زمان ميگذرد

اما طلوعي نيست

درخشش خورشيدي نيست

اگر او بازنگردد

Brucia la terra mia
E abbrucia lu me cori
Cchi siti d'acqua idda
E ju siti d'amuri

زمين من ميسوزد

و قلب من هم ميسوزد

او تشنه آب است

و من تشنه عشق

Acu la cantu
La me canzuni

Si no c'e nuddu
Ca s'a affacia
A lu barcuni 
 

برای که بخوانم

ترانه ام را

 

اگر كسي نباشد،

که خود را

در بالكن نشان دهد

Brucia la luna n'cielu
E ju bruciu d'amuri
Focu ca si consuma
Comu lu me cori

ماه در آسمان ميسوزد

و من در عشق ميسوزم

آتش خاکستر شده

مانند قلب من

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

حوصله نوشتن مطلب جديدي رو ندارم، بجاش دوتا ترانه قشنگ از تيتزيانو فرو رو كه خيلي وقت بود به علت تنبلي ترجمه اشونو عقب مينداختمو براتون آماده كردم كه اميدوارم مثل من ازشون خوشتون بياد. تا بعد...

 

دريافت ترانه In Bagno In Aeroporto

دريافت ترانه TI VOGLIO BENE

 

In Bagno In Aeroporto

تو دستشوئي فرودگاه

 

 

In questo caso direi proprio che non e una tragedia
Non andare a cena vacci solo tu
E separarsi direi proprio che non e una tragedia
Oh oh...mi senti...oh oh
Quando tornerai a casa non saro li a romperti
Quando prendero il treno non mi assorderai col telefono

 

در اينصورت ميگم كه اين واقعا يه تراژدي نيست

واسه شام نميرم خودت تنها برو

ميگم جدائي واقعا يه تراژدي نيست

آه... ميشنوي...آه

وقتي برميگردي خونه من نيستم كه مزاحمت بشم

وقتي سوار قطار ميشم منو پشت تلفن كر نميكني

 

Oh oh…e inutile che fai finta di niente
Oh oh…parlare con un muro e piu esaltante
Non ero mai morto in bagno in aeroporto
Al ricordo di lui che bacia te..e vabe
Oh oh...non piangere non voglio farti un torto
Oh oh...ti sto parlando non guardarmi storto
Che bello son morto in bagno in aeroporto
Dove? In aeroporto
Dove? In aeroporto

 

آه...بي فايده اس كاري كني كه سرانجامي نداشته باشه

آه... حرف زدن با ديوار خيلي بامزه اس

هيچوقت تو دستشوئي فرودگاه نمردم

واسه بخاطر اوردن اونكه بوست ميكنه… خوبه

آه…گريه نكن نميخام اذيتت كنم

آه…دارم باهات حرف ميزنم انطوري نگام نكن

چقدر خوبه مردن تو دستشوئي فرودگاه

كجا؟ تو فرودگاه

كجا؟ تو فرودگاه

 

Mi dici...
“In questo caso direi proprio che le scuse puoi infilarle gentilmente dove preferisci tu”
ma no ti prego dai non dire questo amore...ehm...
scusa non volevo rimaniamo amici dai
quando usciro col cane puoi venire insieme a me
no su dai smetti di urlare rendi tutto piu difficile

بهم ميگي...

« در اينصورت واقعا ميگم كه معذرت خواهيت، اگه دلت بخاد، ميتونه مهربونتر باشه، »

اما نه خواهش ميكنم عشق من بيا اينو نگو...اهم...

معذرت ميخام منظوري نداشتم بچه ها بيائيد بمونيم

وقتي با سگم ميرم بيرون ميتوني با من بياي

نه بيا اينقدر جيغ نكش، تو همه چي رو سخت تر ميكني

...

 

Quello che non hai capito ora
Credo non lo capirai mai piu
Quindi amore io darei la colpa
UN PO’ A ME UN PO’ A TE

Guarda come il cielo si colora
Ora che non stiamo insieme piu
Conto alla rovescia di un amore
TRE DUE UNO FIESTA!

چي مونده كه تا حالا نفهميدي

ميترسم كه هيچوقت نفهمي

خيلي خب عشق من گناه رو تقسيم ميكنم

يه كمي اش مال من يه كمي اش مال تو

 

نگاه كن آسمون چطور رنگ ميگيره

حالا كه ديگه باهم نيستيم

واسه يه عشق(جدید)، معكوس بشمار

سه دو يك هورا جشن!

...

_______________

 

TI VOGLIO BENE

دوستت دارم

 

 

Una è troppo poco...due sono tante
Quante principesse nel castello mi hai nascosto
TI VOGLIO BENE...te lo dicevo anche se non spesso
TI VOGLIO BENE...me ne accorgevo prima più di adesso
Tre sono poche..quattro sono troppe
Quante quelle cose che hai rinchiuso nel castello e ancora…
TI VOGLIO BENE...e nonostante tutte le attenzioni
TI VOGLIO BENE...dall’altro ieri invece da domani non lo so

يكي خيلي كمه... دوتا زياده

چندتا شازده خانمو تو قلعه ازم پنهون كردي؟

دوستت دارم...به ندرت اينو بهت گفتم

دوستت دارم...قبلا بيشتر از حالا ميفهميدمش

سه تا كمه... چهارتا زياده

چقدر از اين چيزا تو قلعه انبار كردي و هنوز...

دوستت دارم... و مهم نيست حواسم كجاست

دوستت دارم... بجاي فردا از پريروز، نميدوم


Vorrei ringraziarti vorrei stringerti alla gola
Sono quello che ascoltavi, quello che sempre consola
Sono quello che chiamavi se piangevi ogni sera
Sono quello che un po’ odi e che ora un po’ ti fa paura
Vorrei ricordarti che ti son stato vicino
Anche quella sera quando ti sentivi strano
E ho sopportato
Però adesso non rivoglio indietro niente
Perché ormai secondo te ho tutto quello che mi serve
Un applauso forte sotto le mie note
Una copertina ed anche un video forte
Fidanzate tante quante se piovesse
Anche se poi le paure son le stesse
Ora che ho sempre tantissimo da fare
Dici che non ho più tempo per parlare
Ma se solo bisbigliando te lo chiedo
Tu sarcastico ti tiri sempre indietro
E quindi...


ميخام ازت تشكر كنم، ميخام از گلو خفه ات كنم

من كسيم كه صداشو ميشنوي، كسيكه هميشه تسلي بخش بوده

من كسيم كه صداش ميزني وقتي هر شب گريه ميكني

من كسيم كه كمي ازش نفرت داري و كسيكه حالا كمي ازش ميترسي

ميخام بيادت بيارم كه نزديكت بودم

اون شبي كه احساس غربت ميكردي

و تحمل كردم

اما حالا ديگه نميخام هيچي رو برگردونم

چون حالا همونطوري كه گفته بودي هرچي بخام دارم

يه تعريف و تمجيد معتبر پاي نوشته هام

يه جلد و حتي يه ويدئو كليپ عالي

يه عالمه دوست دختر بيشتر از بارش بارون

حتي اگه ترسها همون باشه

حالا كه هميشه سرم شلوغه

ميگي من واسه حرف زدن وقت ندارم

اما اگه فقط نجوا كني ازت ميخام

تو هميشه بطور طعنه آميز عقب ميكشي

و واسه همين...

 

Un altro viaggio e poco tempo per decidere
Chi ha caldo a volte non si fermerebbe mai
È troppo presto per ricominciare a ridere
Sicuramente il momento arriverà
Sono passati lentamente venti giorni
Sono trascorsi rimpiangendo i miei sogni
E in quanto a te so solo che se ti vedessi
Sarei più stronzo di ciò che ti aspettassi
È terminata l’amicizia da due ore
Ho seppellito l’incoscienza del mio cuore
In 4/4 ti racconto
Disilluso e non contento
L’allegria e la magia che hai rovinato

Ti ho visto camminare mezzo metro sopra al suolo
Dire in giro “sono amico di Tiziano”
E rassicurarmi di starmi vicino
Poi chiacchierare al telefono da solo
Dietro l’ombra di sorrisi e gesti accorti
Sono passati faticando i nostri giorni
E per quanto non sopporti più il tuo odore
Mi fa male dedicarti il mio rancore
E quindi...


يه سفر ديگه و زمان كم واسه تصميم گيري

كي بعضي وقتا داغه (از نظر شهرت) و هرگز توقفي نداره

واسه شروع به خنده كردن خيلي زوده

مطمئنا وقتش ميرسه

بيست روز بآهستگي گذشته

من افسوس خوردن به روياهامو گذروندم

و  بيش از تو ميدونم كه تنها اگه ببينمت

بيش از اوني كه انتظارشو داري احمق ميشم

دو ساعته كه دوستي تموم شده

من بي عاطفگي رو تو قلبم دفن كردم

رو در رو بهت ميگم

فريب خورده ام و ناراضي

از خوشي و جذابيتي كه ويرون كردي

ديدمت كه نيم متر رو زمين راه ميري

(و) ميگي « من دوست تيتزيانوام»

و بهم اطمينان ميدي كه كنارم ميموني

بعد پشت تلفن تنهايي حرف ميزني

پشت سايه لبخندها و اشارات زيركانه

روزاي ما به سختي ميگذره

و اون زمانيكه نميتوني رو عهدت بموني

منو آزار ميده (و) خشم من نصيبت ميشه

و واسه همين...


E’ che ti sono debitore di emozioni
E’ che al mondo non ci sono solo buoni
Magari questo lo sapevo ma è diverso
Viverlo sulla tua pelle come ho fatto io con te
E fu Latina a farci unire e poi pagare
Una canzone può anche non parlar d’amore
E ancora con tutto il cuore te lo dico
Anche se da due settimane non sei più
Mio amico..

 

واسه همينه كه تو بدهكار احساساتي

واسه همينه كه تو دنيا فقط مرداي خوب نيستند

شايد اونو ميدونستم اما متفاوته،

فقط تو زندگي كني در حاليكه من و تو اونو ساختيمش

و شهر لاتينا بود كه ما رو جمع ميكرد و ميشوند

يه آهنگ ميتونه حتي از عشق حرف نزنه،

و با اينحال با تمام وجود بهت بگم،

حتي اگه دوهفته از نبودنت گذشته باشه،

دوست من...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

از علاقمندان سينما و بلاخص علاقمندان ايتاليا، كمتر كسيه كه سه گانه پدر خوانده (Il Padrino) رو نديده باشه. ترانه « آهسته تر صحبت كن » با صداي جانني موراندي (Gianni Morandi) رو تقديم ميكنم به همه دوستداران اين فيلم .

 

دريافت ترانه Parla piu piano

 

 

Parla piu piano e nessuno sentira ,
آهسته تر صحبت كن و كسي نخواهد شنيد،


il nostro amore lo viviamo io e te,
عشق ما، من و تو را زنده خواهد كرد،

nessuno sa la verita
هيچكس حقيقت را نميداند

neppure il cielo che ci guarda da lassù
حتي آسماني كه از بالا ما را نگاه ميكند

Insieme a te io restero
با تو خواهم ماند

amore mio, sempre cosi
عشق من، هميشه اينچنين

Parla piu piano e vieni piu vicino a me
آهسته تر صحبت كن و به من نزديكتر شو


Voglio sentire gli occhi miei dentro di te,
ميخواهم چشمانم را درون تو حس كنم


nessuno sa la verita
هيچكس حقيقت را نميداند

E un grande amore e mai piu grande esistera
عشق بزرگي است و بزرگتر از آن نخواهد بود
...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

ميگن ايتاليايي زبون عاشقاس. هنوز واسه فيلمها و داستانهاي عاشقانه، کلمات romance و romantic ( برگرفته از شهر رم ) رو بکار میبریم...  اگه بخاید با یه ایتالیایی رابطه عشقی بر قرار کنید، چیکار میکنید؟ بیائید مرحله به مرحله بریم جلو...

Come iniziare a comunicare ?

چطور سر حرفو باز کنیم؟

 

Ciao, bella (bello). Posso offrirti qualcosa da bere?

Balliamo?

Fa cosi caldo qui o e la tua presenza

Com'è il vino?

È una bella giornata, no?

Stai da solo?

Voglio vederti stasera

 

سلام خوشگله. میتونم چیزی واسه نوشیدن تقدیم کنم؟

با من میرقصی؟

اینجا گرمه یا بخاطر توئه؟

شراب چطوره؟

روز قشنگیه، نه؟

تنهائی؟

میخام امشب ببینمت.

حالا که سر حرفو باز کردید، چطوره یه قرار بزارید تا بیشتر باهم آشنا بشید:

 

Chiedere per un data

پرسش برای موعد

 

Penso che non abbiamo per caso raduno

Quando veniamo a contatto di ancora?

Andate al cinematografo con me?

Desiderate spendere domani sera con me?

Domani alla stessa ora

فکر میکنم برحسب اتفاق همدیگه رو ندیدیم

کی دوباره همدیگه رو ببینیم؟

با من سینما میای؟

دوست داری فردا شبو با من بگذرونی؟

فردا همون ساعت

خب بعد از چندتا قرار به نظر میرسه تو دام عشق افتادید! بیائید ببینیم چطور بگید که عاشق شدید؟

 

Come dire che amate?

چطور بگيد كه عاشقيد؟

 

Ti amo

Sono pazzo di te

Sto cadendo nell'amore con te

Non posso vivere senza te

Il mio cuore è per te

Gradisco te di più e più

Ti amo con tutta l'anima

Mi manchi

Tu sei una stella...la mia stella

La mia stella brillante!

Un milione di baci

 

عاشقتم

 به قول وحید عزیز  دیونتم

من عاشق تو شدم

نميتونم بدون تو زندگي كنم

قلب من واسه توئه

دوستت دارم بيشتر و بيشتر

با تمام وجودم دوستت دارم

دلم برات تنگ شده

تو يه ستاره اي...ستاره من

ستاره درخشان من

يك ميليون بوسه

به نظر میرسه کارا خوب پیش میره. پس احساساتتونو بیشتر بیان کنید :

 

Le vostre sensibilità

احساسات شما

 

Siete la mia aria

Tu siete la donna che più bella ho visto mai

Stavo sognando di voi

Per favore non dimenticarmi!

Sei la mia anima gemella.

Voglio passare il resto della mia vita con te.

Lo sposereste?

 

تو هوای منی

تو خوشگلترین زنی هستی که تا حالا دیدم

خوابتو میدیدم

خواهش میکنم فراموشم نکن

تو همزاد منی

میخام بقیه زندگیمو با تو بگذرونم

باهام ازدواج میکنی؟

آقا مبارکه. به سلامتی و خوشی:

 

Nozze!

عروسی!

 

امیدوارم داستان شما به همین خوشی تموم بشه اما متاسفانه همیشه اینطور نمیشه :

 

Questa è la tua risposta?Non mi ami più?Come mai puoi lasciarmi senza risolvere il nostro problema?Sono molto arrabbiata/o. Mi hai tradito!

 

این جوابته؟ دیگه دوستم نداری؟ چطور میتونی بدون حل کردن مشکلاتمون منو ترک کنی؟ خیلی عصبانیم. بهم خیانت کردی!

 

در نهایت اگه وسط صحبتهاتون لغت کم اوردید، میتونید از کلمات زیر هم  کمک بگیرید:

 

Parole circa amore

كلماتي درباره عشق

 

tutti coloro che amano

invaghito

essere innamorato di...

innamorarsi

innamoramento

per amore

amore vietato

gioco d'amore

lettera d'amore

storia d'amore

amore mio

تمام كساني كه عاشقند

عاشق

عاشق ... بودن

عاشق بودن

عشق و علاقه

براي عشق

عشق ممنوعه

بازي عشق

نامه عاشقانه

داستان عشقي

عشق من

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت ترانه L'arcobaleno و Angel از آدريانو چلنتانو (Adriani celentano).

 

 

Io son partito poi cosi d'improvviso

من ناگهاني رفتم

 

che non ho avuto il tempo di salutare

طوريكه زماني براي خداحافظي نداشتم

 

istante breve ma ancora piu breve

لحظات كوتاه است و حتي كوتاهتر

 

se c'e una luce che trafigge il tuo cuore

اگر نوري است كه در قلبت نفوذ ميكند،

 

L'arcobaleno e il mio messaggio d'amore

رنگين كمان پيام عشق من است

 

puo darsi un giorno ti riesca a toccare

شايد بتواني روزي لمسش كني

 

con i colori si puo cancellare

با رنگها ميتواند

 

il piu avvilente e desolante squallore

اغلب  دردهاي دلسرد كننده و تحقير آميز را پاك كند

 

Son diventato sai il tramonto di sera

ميداني، غروب شب شده ام،

 

e parlo come le foglie d'aprile

و مانند برگهاي آوريل حرف ميزنم،

 

e vivro dentro ad ogni voce sincera

و درون هر صداي بي ريائي زندگي ميكنم،

 

e con gli uccelli vivo il canto sottile

و با پرندگان ترانه لطيفي اجرا ميكنم

 

e il mio discorso piu bello e piu denso

و گفته هايم بسيار زيبا و انبوه است

 

esprime con il silenzio il suo senso

احساسش را با سكوت بيان ميكنم

 

Io quante cose non avevo capito

چيزهايي را نميفهمم،

 

che sono chiare come stelle cadenti

كه مانند شهابها واضحند

 

e devo dirti che e un piacere infinito

و بايد بگويم كه لذت بي پاياني دارد،

 

portare queste mie valige pesanti

بردن اين چمدانهاي سنگينم

 

Mi manchi tanto amico caro davvero

دوست واقعا عزيزم، دلم برايت تنگ ميشود

 

e tante cose son rimaste da dire

و چيزهاي زيادي براي گفتن مانده

 

ascolta sempre e solo musica vera

هميشه تنها به موسيقي واقعي گوش كن

 

e cerca sempre se puoi di capire

و سعي كن هميشه بتواني بفهمي

...

 

فرشته

 

 

 

Angel, si dice in giro che vivi come un gatto

فرشته، ميگويند كه مانند گربه زندگي ميكني

 

Angel, che cos'hai fatto perche' quel fiato corto

فرشته، براي چه چنين ميكني، چرا كوتاه تنفس ميكني

 

Ma non lo vedi sei una sirena ma non ami il mare

نميبيني، يك پري دريائي هستي كه دریا را دوست ندارد!

 

non sai che fare se vivere o morire

نميداني چه كني، زندگي كني يا بميري

 

Angel, lui se n'e' andato e il tempo si e' fermato

فرشته، او رفته و زمان متوقف شده

 

Angel, non hai capito che il gioco era finito

فرشته، نميفهمي كه بازي تمام شده

 

Tu che eri stella adesso rosa senza spine

توئي كه ستاره بودي، حالا گلسرخي هستي بي خار

 

non farti male, non spegnerti nel blu'

خودت را رنج نده، در آسمان خاموش نشو

 

Basta poco, per ricominciare

براي شروعي دوباره، كمي كافيست

 

basta poco, la musica del mare

موسيقي دريا، كمي كافيست

 

basta poco, ma e' importante

كمي كافيست، اما مهم است،

 

quel minuto per diventare grande

آن لحظه براي بزرگ شدن.

 

non cambiare, non lasciarti andare

تغيير نكن، تسليم نشو

 

Angel, come nessuna

فرشته، مانند هر كس

 

piu' chiara della luna

روشن تر از ماه

 

Angel, negli occhi scuri soltanto sguardi duri

فرشته، چشمان تيره ات سخت ميدرخشد

 

Io qui per caso

برحسب اتفاق اينجا هستم

 

ma forse un angelo ha guardato giu'

اما شايد فرشته اي به پائين نگاه كند

 

e questa notte quell'angelo sei tu

و امشب آن فرشته تو هستي

...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

عشق من مانند خورشيد است كه مرا گرم ميكند وقتي سردم است،

و مانند آب خنك جويباري است، كه مرا تازه ميكند.

عشق من  اسرار شاد كردن روحم را ميداند،

و با من در برآوردن آنها لذت ميبرد.

كيست عشق من اگر روحي در وجودم نيست،

و دليلي براي هر ذره قلبم؟

چه كسي مرا در لذت حضورش با زندگي پر ميسازد،

و بيش از آنچه داده ام به من بازميگردادند؟

به سويم بيا، عشق من، بي تو ميميرم.

هر روز بي انتهاست، منتظر لمس كردنت هستم

از نفسم نزديكتر باش، هر روز، هر شب.

 

Il mio amore è come il sole che mi riscalda quando ho freddo,

E come l'acqua fresca del ruscello che mi rinfresca.

Il mio amore conosce i piaceri segreti della mia anima,

E prova gioia nel soddisfarli con me.

Chi è il mio amore se non l'anima della mia anima,

E la ragione per ogni battito del mio cuore?

Chi mi riempie di vita nella gioia della sua presenza,

E mi restituisce più di quelle che le ho dato?

Vieni da me, amore mio, muoio senza di te.

Ogni giorno è l'eternità, aspettando il tuo tocco.

Asciugami le lacrime dagli occhi e togli il dolore dal mio cuore,

Sii più vicina del mio respiro, tutti i giorni, tutte le notti.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:27 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

دريافت ترانه L'emozione non ha voce با صداي آدريانو چلنتانو و بياججو آنتوناچي (Adriano Celentano & Biaggio Antonacci).

  

Io non so parlar d'amore

بلد نيستم از عشق بگم

 

l'emozione non ha voce

احساسات صدا نداره

 

E mi manca un po' il respiro

و نفسم كمي ميگيره

 

se ci sei c'è troppa luce

اگه تو اونجا باشي نور زيادي هست

 

La mia anima si spande

روحم پخش ميشه

 

come musica d'estate

مثل موسيقي تابستون

 

poi la voglia sai mi prende

بعد خواستن وجودمو ميگيره

 

e mi accende con i baci tuoi

و با بوسه ات منو آتيش ميزنه

 

Io con te sarò sincero

من باهات صادق خواهم بود

 

resterò quel che sono

همينطور كه هستم میمونم

 

disonesto mai lo giuro

هرگز بي وفا نميشم، قسم ميخورم

 

ma se tradisci non perdono

اما اگه خيانت كني، نميبخشمت

 

Ti sarò per sempre amico

هميشه دوستت خواهم بود

 

pur geloso come sai

خيلي حسود، همونطور كه ميدوني

 

io lo so mi contraddico

من تناقضاتمو ميدونم

 

ma preziosa sei tu per me

اما تو واسم با ارزشي

 

Tra le mie braccia dormirai

تو آغوشم خواهي خوابيد

 

serenamente

به آرومی

 

ed è importante questo sai

و تو ميدوني اين مهمه،

 

per sentirci pienamente noi

واسه حس كامل ما

 

Un'altra vita mi darai

زندگي ديگه اي بهم خواهي داد

 

che io non conosco

كه نميشناسمش

 

la mia compagna tu sarai

همراه من خواهي شد

 

fino a quando so che lo vorrai

تا جائيكه ميدونم خواهي خواست

 

Due caratteri diversi

دو شخصيت متفاوت

 

prendon fuoco facilmente

(كه) راحت آتيش ميگيرن

 

ma divisi siamo persi

اما اگه جدا بشيم، از بين ميريم

 

ci sentiamo quasi niente

احساس ميكنم تقريبا هيچي نيستيم

 

Siamo due legati dentro

ما از درون هر دو بسته شديم

 

da un amore che ci dà

توسط عشقي كه

 

la profonda convinzione

عميقترين اعتقاد محكم رو به ما داده

 

che nessuno ci dividerà

كه هيچكس نميتونه جدامون كنه

...

 

la mia compagna tu sarai

همراه من خواهي شد

 

fino a quando lo vorrai

تا جائيكه بخواي

 

poi vivremo come sai

بعد زندگي ميكنيم، همونطور كه ميدوني

 

solo di sincerità

تنها در صدق و صفا

 

di amore e di fiducia

در عشق و در وفا

 

poi sarà quel che sarà

بعد هرچي بخاد بشه، ميشه

...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:24 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

دريافت ترانه Ricordati di me از آنتونلو ونديتتي (Antonello Venditti).

 

 

Ricordati di me, questa sera che non hai da fare,

منو بخاطر بيار، امشب كه كاري نداري،

 

e tutta la città è allagata da questo temporale

و تمام شهر از اين توفان غرق در آبه

 

e non c'è sesso e non c'è amore, ne tenerezza nel mio cuore.

و تو قلبم نه س ك سي هست، نه عشقي،)و) نه محبتي

 

Capita anche a te di pensare che al di là del mare

و حتي بخاطر توئه كه فكر ميكنم، اونور آب

 

vive una città dove gli uomini sanno già volare,

شهري هست كه مردمش از قبل پرواز كردنو ميدونن

 

e non c'è sesso senza amore, nessun inganno nessun dolore,

و س ك سي بي عشق نيست، نه فريبي نه دردي

 

e vola l'anima leggera

و روح سبك پرواز ميكنه

 

Sarà quel che sarà, questa vita è solo un'autostrada,

ميشه  كه اين شب، اين زندگي تنها يه جاده باشه

 

che mi porterà alla fine di questa giornata,

كه منو به انتهاي اين روز ميرسونه

 

e sono niente senza amore, sei tu il rimpianto e il mio dolore

و من بدون عشق هيچم، تو حسرت و درد مني،

 

che come il tempo mi consuma.

كه مثل زمان منو خسته و فرسوده ميكنه

 

Lo sai o non lo sai, che per me sei sempre tu la sola,

ميدوني يا نميدوني، كه تنها تو هميشه واسه مني

 

chiama quando vuoi, basta un gesto forse una parola,

هر وقت ميخاي منو صدا كن، تنها يه اشاره شايدم يه كلمه كافيه

 

che non c'è sesso senza amore, è dura legge nel mio cuore,

چون س ك سي بي عشق نيست، قانوني محكم تو قلب منه

 

che sono un'anima ribelle.

كه قلبي نا آرامه

 

Ricordati di me, della mia pelle, ricordati di te com'eri prima,

منوبخاطر بيار، از تنم (پوست من)، بياد بيار قبلا چطور بودي

 

il tempo lentamente ti consuma.

زمان باهستگي فرسوده ات ميكنه

 

Ma non c'è sesso e non c'è amore, ne tenerezza nel tuo cuore

اما س ك س و عشقي نيست، محبتي تو قلبت نيست

 

che raramente s'innamora.

كه به ندرت عاشق بشه

 

Ricordati di me, quando ridi, quando sei da sola,

منو بخاطر بيار، وقتي ميخندي، وقتي تنهايي

 

fidati di me, questa vita e questo tempo vola

بهم اعتماد كن، اين زندگي و اين زمان ميگذره (پرواز ميكنه)

...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:20 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

A Carnevale Ogni Scherzo Vale!

 

تو ایام روزه، از شراب و دسرهای خوشمزه ایتالیایی خبری نیست، هیچکس کلمات کثیف به زبون نمیاره و از لذائذ معمول هم پرهیز میشه. این ایام 40 روز طول میکشه و بهش کوارزیما (Quaresima) میگن که از کلمه کوادرا جزیما (Quadragesima) به معنی 40 روز گرفته شده. کوارزیما، از روز چنری (le Ceneri - چهارشنبه خاکستر) شروع میشه و تا عید پاک ادامه پیدا میکنه.

 

ایتالیایها به جهت آمادگی برای ایام روزه، از چندین هفته قبل، شروع به جشن و عیاشی و خوشگذرونی میکنن که با انواع کارناوالها و نمایشات بالماسکه و موسیقی همراهه!

 

گوشتخواری ممنوع  یا Il Carnevale!

 

کلمه کارنواله (Carnevale)از عبارت کارنه لواره (carne levare - پرهیز از گوشت) گرفته شده، چون تو این ایام از خوردن گوشت پرهیز میشه. البته اصل جشن به دوران قبل مسیحت برمیگرده و از جشنهایی مثل Saturnalia (جشن خدای زحل) و  Lupercalia در 15 فوریه، سرچشمه میگیره.

 رقص و پایکوبی و بالماسکه برای قرنها تو ایتالیا وجود داشته و قدیمیترین اون، دوم می 1268 در ونیز به ثبت رسیده .

 

 

امروزه بچه ها کاغذای رنگی و نقل (coriandoli) پرت میکنن و اسپری برف شادی و امثالهم به هم میزنن، در حالیکه بزرگترا بالماسکه اجرا میکنن و تو شهرهایی مثل ویارججو (Viareggio) نمایشهای تماشایی زیادی با ماکتهای سیار (papier–mâché) برپا میشه.

 

شیطنت و شرارت قسمتی از این فستیوالهاست و جمله "تو کارناوال هر شوخی مجازه (A Carnevale ogni scherzo vale)" در واقع اشاره به همین مطلبه .

 

استروفولی

 

مثل بیشتر جشنهای ایتالیایی، غذاهای بخصوصی برای کارناوال آماده میشه. به عنوان مثال شیرینیهای سنتی کارناوال (dolci tradizionali di Carnevale)  شامل شیرینهایی مثل cicerchiata, struffoli, chiacchiere, castagnole, causone napoletano و zeppole میشه .

 

 چیچرکیاتا

 

چیچرکیاتا (Cicerchiata) بیشتر مربوط به نواحی مرکزیه (Abruzzo, Umbria, Marche, Lazio) در حالیکه استروفولی (struffoli) بیشتر مربوط به کارناولهای جنوب ایتالیاس.

 

جشنهای مربوط به نواحی مختلف

 

 

 

:Carnevale di Viareggio  از معروفترین کارناوالهای دنیاست که تو چهار آخرهفته متوالی، قبل از ایام روزه تو شهر Viareggio برپا میشه. و شامل ماکتهای سیار (carri allegorici) چهره سیاستمدارا، هنرمندا و ورزشکارا و غیره اس.

 

 

:Storico Carnevale di Ivrea بخاطر جنگ پرتقالها که شرکت کننده ها به سمت هم پرت میکنن معروفه.

 

 

Carnevale Venezia: شرکت کنندگانی که ماسک به چهره میزنن، باعث شده کارناوال ونیز یکی از رمانتیک ترین فستیوالهای بزرگ اروپا باشه .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

ترانه پنج روز از لورا پاوزینی (laura pausini)

 

 

 

دریافت ترانه cinque giorni

 

Cinque giorni che ti ho perso
پنج روز است که تورا گم کرده ام


quanto freddo in questa vita
این زندگی چقدر سرد است


ma tu
اما تو


non mi hai cercato più
هیچگاه به دنبالم نگشته ای


troppa gente che mi chiede
مردم زیادی که (در این مورد) از من سوال میکنند


scava dentro la ferita 
درون زخمم را میشکافند


e in me
و (زخم) درونم


non cicatrizzi mai
هیچگاه خوب نمیشود


faccio male anche a un amico
من نیز دوستی را میازارم


che ogni sera è qui
که هر شب اینجاست


gli ho giurato di ascoltarlo
قسم میخورم که به او گوش خواهم داد


ma tradisco lui e me
اما به او و خودم خیانت میکنم


perché quando tu sei ferito non sai mai
زیرا زمانی که خود را زخم زدی هیچگاه ندانستی


oh mai
آه هیچگاه (ندانستی)


se conviene più guarire
که آن بهتر می شود


o affondare giù
یا بیشترغرق می شود


per sempre
برای همیشه


amore mio come farò a rassegnarmi a vivere
عشق من، چگونه میتوانم خود را به زندگی تسلیم کنم


e proprio io che ti amo ti sto implorando
و دقیقا منی که دوستت دارم، التماست کنم


aiutami a distruggerti
کمکم کن نابودت کنم


cinque giorni che ti ho perso
پنج روز است که تورا گم کرده ام


mille lacrime cadute
هزاران اشک چکیده


ed io
و من


inchiodato a te
بسته ام به تو


tutto e ancora più di tutto
همه چیز و حتی بیش از آن را


per cercare di scappare
به دنبال راه فرار هستم


ho provato a disprezzarti
سعی کرده ام تحقیرت کنم


a tradirti a farmi male
به تو خیانت کنم،  خود را بیازارم


perché quando tu stai annegando non sai mai
زیرا زمانی که خود را غرق کردی ندانستی


oh mai
آه هیچگاه (ندانستی)


se conviene farsi forza
که آن قویتر می شود


o lasciarsi andare giù
یا رهایت میکند تا پائین بروی


nel mare
در دریا


amore mio come farò a rassegnarmi a vivere

عشق من، چگونه میتوانم خود را به زندگی تسلیم کنم


e proprio io che ti amo ti sto implorando
و دقیقا منی که دوستت دارم، التماست کنم


aiutami a distruggerti
کمکم کن نابودت کنم


se un giorno tornerò nei tuoi pensieri
اگر روزی میان افکارت بازگردم


mi dici tu chi ti perdonerà
تو میگویی چه کسی فراموشت میکند


di esserti dimenticata ieri
برای فراموش کردن دیروزت


quando bastava stringersi di più
کافیست همدیگر را محکمتر در آغوش بگیریم


parlare un po'
(و) کمی حرف بزنیم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط کاوه  |