آره... نه... نمیدونم... ![]()

اگه تو همچین موقعیتی گیر کردید و نمیدونید چی بگید، تو زبون ایتالیائی میتونید از کلمه ni استفاده کنید. ni مفهومی بین sì و no داره. ![]()
در واقع رومانو پرودی (Romano Prodi) نخست وزیر سابق ایتالیا هم وقتی داشت درباره نپذیرفتن رفراندم، در مورد اوضاع وخیم اتحادیه اروپا در سال 2007، توسط هلند و فرانسه صحبت میکرد، از این کلمه استفاده کرد:
Occorre mettere tutti di fronte alla responsabilità, così non si può andare avanti, con i 'ni' o le mezze misure.
لازمه همه مسئولیت پذیر باشن، اینطوری نمیشه با ni یا اقدامات نصفه نیمه جلو رفت.

اینم یه ترانه دیگه از سن رموی امسال (2009).
دریافت ترانه Il Bosco Delle Fragole از تریکاریکو (Tricarico)

Tra di noi chi paga sono solo io e
forse forse erano meglio le fragole
tu ti eri solo perso…
بین ما تنها کسی که غرامت میده منم و واسه بقیه هیچی مهم نیست
شاید، شاید توت فرنگی بهتر بود
تو تنها بازنده بودی...
Sono
sono bravo sono bravissimo
sono solo sono solissimo
però poi mi sono dato un limite
non ho spinto più sulle favole
sono rimasto solo senza alibi
e ho sognato un bosco senza fragile e son caduto su di te.
من زیبا هستم، واقعا زیبا هستم
من بهترینم، واقعا بهترین
من تنها هستم، واقعا تنها
با اینحال بعدش یه حدی واسه خودم قائل شدم
من دیگه سمت افسانه ها نمیرم
تنها، بی هیچ دلیلی میمونم
و جنگلی بدون توت فرنگی رو تصور میکنم و روی تو میافتم
Pene dell'inferno per me
non voglio pene senza fine per te
ma solo bene e certezze per te
non ho non è non ha non ho
Sono cane cane canissimo
sono furbo furbo furbissimo
sono solo solo solissimo
però poi mi sono dato un alibi
la paura paura di vivere
non posso star solo senza vincere
perchè morir senza le fragole e son caduto su di medelusa?...
عذاب جهنم واسه منه
عذابی بی پایان واست نمیخام
گرچه تنها چیز خوب و مسلم واسه توئه
ندارم، نیست، نداره، ندارم
من سگم سگ، واقعا سگ
من زرنگم زرنگ، واقعا زرنگ
من تنها هستم، تنها، واقعا تنها
با اینحال بعدش دلیلی واسه خودم دارم
ترس، ترس از زندگی
نمیتونم تنها بدون برنده شدم زندگی کنم
چرا بدون توت فرنگی بمیرم و رو نا امیدی خودم بیافتم؟...
Non è non è non è che non ti capisca
però però non ho tempo
domani domani domani chi sa?
از درک نکردن تو نیست، نیست، نیست
گرچه، گرچه وقت ندارم
کی میدونه؟ (شاید) فردا، فردا، فردا...

اگه رابطه تون با دوست دختر قبلیتون بخاطر بی وفائی، بی فکری یا ظلمی که اون در حقتون کرده، به هم خورده باشه، احیای دوباره اون چندان خوش آیند به نظر نمیاد! ![]()
حالا فرض کنید بعد از مدتی این دوست دختر قبلی، دوباره آفتابی بشه و انتظار داشته باشه رابطه قبلی رو باهاتون داشته باشه. چی بهش میگید؟! ![]()
شما رو نمیدونم اما ایتالیائیها احیای دوباره یه همچین رابطه عاشقانه ای رو با آشپزی که سعی داره یه کلم پخته مونده رو دوباره گرم کنه، مقایسه میکنن و بهش میگن: Cavoli riscaldati
پس شاید بهتر باشه از دوباره گرم کردن کلم پخته شده پرهیز کنید! ![]()
گل رز خطرناک
چند وقتیه سراغ چلنتانوی خودون نرفتیم. پس به یاد گذشته میریم سراغ یکی دیگه از ترانه های آدریانو چلنتانو (Adriano Celentano) ![]()
دریافت ترانه Una Rosa pericolosa

Non provocarmi mai, non provocarmi mai, o scoppia la guerra tra noi
femminilità son d'accordo ma, ma non marciarci sai
non distruggere, questo amore mai e tutto ciò che tu hai
quanti brividi dai, con quello sguardo provochi
هیچوقت تحریکم نکن، هیچوقت تحریکم نکن، وگرنه دعوائی بین ما اتفاق میافته
به زنانگی اعتقاد دارم اما، اما زیاد ازش استفاده نکن، میدونی
هیچوقت این عشق و هراونچه رو که تو داری رو از بین نبر
چندتا دل لرزوندی، با اون نگاه تحریک کننده
Tu accendi i fiammiferi che poi si spengono e il buio ritorna
perché lo fai
ci son pericoli che non si vedono
non sono evidenti, ti accorgi poi
تو کبریتهایی رو آتیش میزنی که بعد خاموش میشه و تاریکی برمیگرده
چرا اینکار رو میکنی
خطری وجود داره که نمیبینی
زیاد واضح نیست، بعدا متوجه میشی
Tu sei una cosa pericolosa e preziosa
dipinta di rosa che per il freddo non sboccia mai
nemici noi è un dolore sai
se giochi tu io non gioco più
I fuochi divampano e accende il tuo fascino
non sai rinunciare e allora vai…
تو چیز خطرناک و ارزشمندی هستی
گلی به رنگ صورتی که بخاطر سرما هیچوقت رشد نمیکنه
دردی دشمن ماست، میدونی
اگه تو بازی کنی، من دیگه بازی نمیکنم
آتیش شعله ور میشه و جذابیتت رو آشکار میکنه
نمیتونی ازش منصرف بشی و بنابراین ادامه پیدا میکنه...
oltre i limiti c'è l'ignoto sai
pensaci bene, o resti o vai
pensaci bene, o resti o vai, o resti o vai...
پشت محدودیتها ناشناخته اس، میدونی
خوب بهش فکر کن، یا بمون یا برو
خوب بهش فکر کن، یا بمون یا برو، یا بمون یا برو...
خداحافظ، دارم غرق میشم!
اینم یه ترانه آروم از تیتزیانو فررو (Tiziano ferro)
دریافت ترانه Salutandoti affogo

Contemplare un addio non basterà
Il bisogno di un viaggio è paura e coraggio
E sto qui, ancora io ci penso a te
Non dimenticherò, da ora in poi
I paesaggi del mondo e le fotografie insieme a te
Ma ora salutandoti affogo…
فکر یه خداحافظی کافی نیست
نیاز به یک سفر، (به معنای) ترس و شجاعته
و من هنوز اینجا درحال فکرکردن به تو موندم
منبعد فراموش نمیکنم،
مناظر دنیا و عکسهای خودمون رو
اما حالا بهت میگم خداحافظ، دارم غرق میشم...
Guarda da lontano quelle luci, un’ altra
Stringimi e poi stringimi
E non sarà mai più
E domani so che sarò troppo solo
Ma dillo adesso cosa pensi
Salutandoti affogo…
یه بار دیگه به اون چراغهای دور دست نگاه کن و بعد
محکم بغلم کن و بعد محکم بغلم کن
دیگه هیچوقت فرصتی پیش نمیاد
میدونم که فردا خیلی تنها میشم
اما حالا بگو چی فکر میکنی
بهت میگم خداحافظ، دارم غرق میشم...
Perdo il tuo sguardo
Cerco il ricordo
Lo fermo, mi sveglio
Ti guardo e sto meglio
E sei qui ma ora salutandoti affogo…
نگاه تو رو از دست میدم
دنبال خاطره میگردم
محکم نگهش میدارم، بیدار میشم
نگات میکنم و احساس بهتری پیدا میکنم
تو اینجائی اما حالا بهت میگم خداحافظ، دارم غرق میشم...
Guarda da lontano…
E quando non verrà mattina
Resterò accanto a te
E quando il buio si avvicina
Se succede pensa a me e mi ritrovo a non capire
Mentre il giorno muore
Ed ogni notte era amore
Ed ogni giorno era un errore
Stringi le mie mani come Per l’ultima volta
E dopo guardami negli occhi come fosse un anno fa
E domani so che sarò troppo solo
Ma dillo adesso cosa pensi
Salutandoti affogo…
از دوردست نگاه کن...
و هر وقت دیدی صبح نمیاد
کنار تو میمونم
و وقتی تاریکی نزدیک شد
اگه شد، بهم فکر کن و من متوجه نمیشم
درحالیکه روز میمیره
و هر شب عشق بود
و هر روز یه اشتباه بود
دستامو بگیر مثل آخرین بار
و بعد تو چشام نگاه کن مثل سال گذشته
و میدونم که فردا خیلی تنها میشم
اما حالا بگو چی فکر میکنی
بهت میگم خداحافظ، دارم غرق میشم...
در سکوت
خوب این اولین پست سال نو بود، امیدوارم از دو ترانه قبلی لذت برده باشید. همه اینا مقدمه ای بود برای اینکه بهتون بگم تو سال جدید میتونید همه چی رو از نو شروع کنید و به موفقیت برسید. ![]()
دریافت ترانه Nel silenzio از گروه Lost

Nel silenzio resto qui dentro a questa stanza senza stimoli.
Passo il tempo a chiedermi
cosa posso fare?, dove posso andare?
E se resto fermo
io mi sento stretto
senza ossigeno, senza ossigeno
Perché... perché?...
اینجا در سکوت بی حرکت، تو این اتاق موندم
با سوال از خودم وقت میگذرونم
چیکار میتونم بکنم؟، کجا میتونم برم؟
و اگه یه جا بمونم
احساس خفگی میکنم
بدون اکسیژن، بدون اکسیژن
جرا؟... چرا؟...
Ci son notti in cui ti chiedi e pensi se
se un giorno tu potrai ricominciare.
Ci son notti in cui ti chiedi e pensi che
tu non dovrai più... fingere...
شبهائی هست که فکر میکنی و میپرسی اگه
اگه یه روز تو بتونی از نو شروع کنی
شبهائی هست که فکر میکنی و میپرسی که
تو دیگه مجبور نیستی... وانمود کنی....
Vedrai, vedrai vedrai, vedrai
tu potrai ricominciare
Vedrai, vedrai vedrai, vedrai
prendi il tempo e va...
میبینی، میبینی، میبینی، میبینی
تو میتونی از نو شروع کنی
میبینی، میبینی، میبینی، میبینی
از فرصت استفاده کن و برو...
Io non posso vivere solo aspettando
senza mai rischiare
Amo stare appeso lì un equilibrista
sempre al limite.
نمیتونم تنها در انتظار زندگی کنم
بدون هیچوقت ریسک کردن
دوست دارم (مثل) یه آکروبات اونجا معلق باشم
همیشه در لبه