تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا

 

جنبش های جدایی طلب در اروپا همیشه سوابقی از اقدامات خشونت آمیز داشتن و دارن، اما تو ایتالیا جدایی طلبی با استفاده از باج گیری های سیاسی انجام میشه .

 

 

خیلی از جنبش های جدایی طلب اروپا از نیمه دوم قرن بیستم به روش های خشونت آمیز متوسل شدن. از سال 1960 به اینور بمب گذاریها و مرگ، خوراک روزانه مناطقی مثل ایرلند شمالی، جزیره کوریسکای (Corsica) فرانسه،  تیرول جنوبی (Tyrol) ایتالیا و باسک (Basque) اسپانیا بوده.

 

خوشبختانه تو قسمتای دیگه اروپا دلیل و منطق، خشونت رو تا حد زیادی محدود کرده اما به نظر نمی رسه این آخر جدایی طلبی باشه. مثلا ایتالیا همیشه در معرض خطر تجزیه طلبی فرهنگی و اقتصادی، ولو در راه اهداف صلح آمیز بوده و هست.

 

حزب اتحاد شمالی (Lega Nord) به رهبری امبرتو بوسسی (Umberto Bossi)، تو مجلس، رای قاطعی واسه نگه داشتن دولت سیلویو برلسکنی (Silvio Berlusconi) داره. اون با سوء استفاده از این قدرت، دولت رو وادار میکنه که اقدامات تبعیض آمیزی بین شهروندان شمال و جنوب ایتالیا انجام بده.

 

نمایندهای لگانورد تو مجلس، مثل ماریو بورگتزیو (Mario Borghezio)، روبرتو کوتا (Roberto Cota) و سناتور فدریکو بریکولو (Federico Bricolo)، به خاطر اظهارات و مواضع ضد افراد خارجی، علی الخصوص اتباع غیر کشورهای اتحادیه اروپا، معروفن، اما  این آخر میهن پرستی افراطی اونا نیست. اونا همواره پیشنهادات و اقداماتی در جهت تبعیض قائل شدن بین شهروندان ونتو (Veneto) و لمباردی (Lombardia) در شمال، با ناپل (Napoli) و کالابریا (Calabria) یا سیسیل (Sicilia) در جنوب انجام دادن.

 

 

در طی همین تابستونی که گذشت، پیشنهاد داده شده که سمت مدیران مدارس منطقه ونتو، فقط واسه معلمای شمالی رزرو بشه.

 

 آخر جولای بود که پائولا جویزیس (Paola Goisis) یکی دیگه از نماینده های لگانورد، پیشنهاد داد که معلمای جنوب ایتالیا نباید تو شمال ایتالیا تدریس کنن، مگر اینکه تاریخ، سنتها و گویش محلی مدرسه اون منطقه رو کامل بلد باشن.

 

سومین حمله به اتحاد ایتالیا تو ماه آگوست توسط فدریکو بریکولو ریس گروه لگانورد تو مجلس سنا انجام شد. اون پیشنهاد داد پرچم و سرود مناطق مختلف ایتالیا در حد پرچم و سرود ملی ایتالیا به رسمیت شناخته بشه!

 

و آخرین پیشنهاد تحریک آمیز اعضای این حزب این بود که به کارمندای مناطق شمال و جنوب، واسه یه کار یکسان حقوقهای متفاوتی پرداخت بشه. لوکا زایا (Luca Zaia) وزیر کشاورزی میگه این کار باعث میشه جنوبیها به خودشون اکتفا کنن و دیگه از شمال انتظار کمک نداشته باشن .

 

لوکا زایا پیشنهادات ضد اتحادی دیگه ای هم داره اون میگه که سریالهای محبوب تلوزیونی باید به زبون و گویش هر منطقه دوبله یا زیرنویس بشن.

 

به نظر میرسه برلسکونی نخست وزیر ایتالیا، واسه حفظ موقعیت فعلی خودش که شایعات مربوط به روابط جنسیش هم اونو بیش از پیش متزلزل کرده، چاره ای جز موافقت با این پیشنهادات رو نداره اما از طرف دیگه متحدای سابق اون از جمله جان فرانکو میچیکه (Gianfranco Micciche) وزیر سابق و رافائله لومباردو (Raffaele Lombardo) فرماندار سیسیل، برای مقابله با حملات لگانورد، به طور جدی دارن رو سازماندهی « حزب جنوب » فکر میکنن.

 

 

اینکه این برنامه ها تا چه حد عملی میشن رو آینده نشون میده اما اون چیزی که مسلمه اینه که جدایی طلبای ایتالیا برخلاف جاهای دیگه اروپا میخان با یه انقلاب بدون خونریزی به پیروزی برسن.

 

مائو (Mao) میگفت : باج گیری سیاسی از یه بشکه اسلحه هم موثرتره. نظر شما چیه ؟

 

این مطلب برداشت و خلاصه ای  بود از مقاله Separatism, Italian style، 5 سپتامبر روزنامه گاردین (Guardian)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

 

همینجوری !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

زلزله ماه آوریل در منطقه آبروتزوی ایتالیا، حدود چهل هزار نفر بی خانمان از خودش جا گذاشت. الان با اینکه چندین ماه گذشته، هنوز افراد زیادی تو اردوگاههای موقتی که توسط دولت ساخته شده، دارن زندگی میکنن. حتی یه کلمه ایتالیایی هم واسه این اردوگاهها ساخته شده: tendopoli

 

tendopoli از کلمه tende (چادرها) و پسوند poli که از کلمه یونانی polis به معنی شهر اومده، ساخته شده و با این حساب میشه اونو شهر چادرها ترجمه کرد.

 

با توجه به رسواییهای قبلی دولت ایتالیا  بیایید امیدوار باشیم tendopoli تبدیل به Tendopoli و یکی دیگه از رسواییهای این دولت مثل Tangentopoli و Calciopoli نشه .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 Parola dell'anno

تو يه نظر سنجي كه روزنامه ريپابليكا بيست روز از قبل از سال نو ميلادي، به نام كلمه سال راه انداخت، تا الان نزديك سي و سه هزار نفر شركت كردن و الان بالاترين رتبه متعلق به كلمه Onda هست.

 

Onda به معني موجه اما به طور مجازي به شورش و هجوم و عصبانيت هم دلالت ميكنه .

 

مسلما وضعيت امروز ايتاليا باعث انتخاب كلمه اي شده كه نشانگر نيرو و حركته. قانون جديد و بحث انگيز la legge Gelmini براي اصلاح سيستم آموزشي ايتاليا تدوين شد اما اين قانون باعث اعتراضات شديدي شد كه تو اونا كلمه Onda براي نشون دادن مقاومت در برابر تغييرات غالبا بكار ميرفت .

 

 تو اين نظر سنجي كلمه هائي جالبي مثل abbronzato، fannullone  و tesoretto هم ديده ميشه.

abbronzato به معني برنزه كردن پوسته و fannullone كلمه ايه كه اينروزا تو ايتاليا خيلي رايجه و واسه دولتمردان تنبل ايتاليائي كه هميشه كارهارو با تاخير فراوان انجام ميدن بكار ميره .

tesoretto از تركيب tesoro به معناي عزيز و پر ارزش و پسوند كوچك كننده etto ساخته شده كه معنيشو كاملا دگرگون كرده. يعني عزيز كوچيك يا همون مزاحم و اضافه!

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Scandalo Italiano

 

اگه بخايم از رسوائيهاي سالهاي اخير دولت ايتاليا ليستي تهيه كنيم مطمئنا ليست چندان كوتاهي نميشه. اين رسوائيها همه جا، تو سياست، ورزش، بهداشت عمومي و... ديده ميشه كه گاهي موجب بوجود اومدن واژه هاي جديد و مخصوص به خودش هم شده.

مثلا كلمه تنجنتو پولي (Tangentopoli) اشاره به فساد مالي و رشوه گيري در سيستم سياسي ايتاليا داره كه در سال 1992 كشف شد. گروهي از پليس كه اين موضوع رو پيگيري و كشف ميكرد به نام « گروه دستان پاك » (Mani Pulite) شناخته شد.

 

وقتي در سال 2006 رسوائي مشابهي تو فوتبال ايتاليا اتفاق افتاد كلمه كالچوپولي (Calciopoli) استفاده شد و بر اساس همون واژه « دستان پاك »، كلمه « پاهاي پاك » (piedi puliti) سر زبونا افتاد!

 

از آبروريزي جهاني « بحران زباله هاي ناپل » و پنيرهاي مسموم موتزارللا (mozzarella) كه بگذريم ميرسيم به بحث ناتواني دولت ايتاليا براي راه اندازي يه وب سايت اينترنتي واسه توريستها.

 

 

براساس گزارشي كه تو مجله وال استريت جورنال منتشر شده، تو دهه هاي اخير ايتاليا، رتبه خودشو به عنوان مقصد اول توريستها، به فرانسه، اسپانيا، آمريكا و به تازگي چين واگذار كرده و در رتبه پنجم جاي گرفته.

دولت ايتاليا سعي كرد با راه اندازي يه وب سايت، در كنار نمايش جذابيتهاي فرهنگي، ملي، علمي و هنري خودش، توريستها رو براي مسافرت به ايتاليا راهنمائي كنه و اونا رو در امر پيدا كردن هتل و ديگر ملزومات مورد نيازشون كمك كنه.

 

ايتاليائيها تصميم داشتن يه وب سايت توريستي مشابه www.spain.info اسپانيا، راه اندازي كنن كه با بودجه 9 ميليون پوندي تو سال 2002 راه اندازي شد و تو سال 2007 تونست 65 ميليون بازديد كننده داشته باشه. اين وب سايت به اسپانيا كمك كرد تو امر جذب توريست بعد از فرانسه، مقام دوم رو پيدا كنه. اما دولت ايتاليا بعد از پنج سال تلاش و صرف بودجه اي بيش از 45 ميليون پوند، عملا نتونست كاري كنه. هيچ چيزي راه اندازي نشده و وب سايت www.italia.it كماكان كار نميكنه.

 

ظاهرا تنها ما نيستيم كه عدم مديريت و هماهنگي، پارتي بازي و بي صلاحيتي و ... فرصت سوزيهاي بي شماري رو نصيبمون كرده. مقاله مربوطه رو بخونيد تا ببينيد چطور اين عوامل باعث شده كه دست اندركاران اين وب سايت حتي نتونن يه لوگو واسه خودشون طراحي كنن.

 

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

« ...همه چيز از يه جلسه دوستانه تو تابستون 2004 شروع شد. ما داشتيم نقشه ميكشيديم يه بار باز كنيم. تا اينكه يه نفر گفت: " اگه از ما پيتزو (pizzo) خواستن چيكار كنيم؟..." 

پيتزو اسميه كه سيسيليا واسه باجگيري انتخاب كردن. اين سيستميه كه مافيا براي ماليات گرفتن از کاسبا و تحت كنترل دراوردن منطقه خودش داره.

روز بعد پالرمو با ديوارها، تيرهاي برق و باجه تلفنايي از خواب بيدار شد كه با اين اعلاميه ها پوشيده شده بود:

 

 

Un intero poplo che paga il pezzo, È UN POPLO SENZA DIGNITÀ

تمام مردمي كه باج ميدن، مردم پستي هستن!

 

برعكس اونچيزي كه انتظار ميرفت، به نظر ميرسيد که شهر بيدار شده و عكس العمل نشون میده. دور بچه هايي كه شب اول اعلاميه ها رو چسبونده بودن، يواش يواش جونايي جمع شدن كه همون عقيده رو داشتن: ...تا وقتيكه يه نفر هنوز باج ميده، ما آزاد نيستيم. چون اگه نونوا باج بده، منم وقتي نون ميخرم دارم به مافيا پول ميدم، بنابراين خودمو به مافيا تسليم كردم...

و اينطور بود كه Comittee Addiopizzo (كميته خداحافظ باج گيري) بوجود اومد.»

 

متني كه بالا خونديد، داستان تولد كميته مبارزه با باجگیری مافيا تو پالرمو بود. از اون اولين اعلاميه تا حالا تغييرات زيادي اتفاق افتاده. اونا حالا دارن تمام مردمو جمع ميكنن كه به خاطر مبارزه با مافيا خريداشونو تنها از فروشگاههايي انجام بدن كه به مافياييها باج نميدن .

اگه خواستيد بيشتر با فعاليت اين گروه آشنا بشيد يه سر به سايتشون بزنيد . 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

چند روز دیگه (13 و 14 آوریل) ایتالیائیها میرن که از بین غول رسانه های ایتالیا و شهردار سابق، یکی رو انتخاب کنن. برلسکنی (Berlusconi) یا ولترونی (Veltroni)؟... جواب شاید ولتروسکنی (Veltrusconi) باشه!

 

 

ولتروسکنی واژه ایکه که اولین بار تابستون گذشته توسط یه گرافیست ایتالیایی استفاده شد. با نزدیک شدن  تاریخ انتخابات، این نو واژه به مرور نه تنها تو ایتالیا، بلکه به رسانه های بین المللی هم راه پیدا کرد.

 

 

چهره والتر ولترونی (Walter Veltroni) 52 ساله، شهردار سابق رم و کمونیستی که شبیه یه پروفسور چروکیده اس رو با سیلویو برلسکنی دست راستی، نخست وزیر سابق که اوایل تو کشتیهای تفریحی آواز خونی میکرد و الان هم با جراحیهای متعدد  پلاستیک ، چهره 71 ساله خودشو 5۰ ساله کرده، ترکیب کنید، نتیجه اش میشه هیولایی به نام ولتروسکنی!  

هفته نامه نیوزویک (Newsweek) میگه، تنها راه نجات ایتالیا از رکود اقتصادی، ائتلاف بین این دو کاندید اصلیه، که البته اصلا محتمل به نظر نمیرسه .

 

اطلاعات بیشتر به نقل از خبرگزاری رویتر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

حرف V ميتونه حرف اول كلمه Victory (پيروزي) يا كلمه انتقام (Vendetta) باشه. اما  تو كلمه V-Day حرفیه كه احتمالا ممكنه درياي مواج سياست ايتاليا رو به آتيش بكشه !

 

  

بپپه گريلو، كمدين ايتاليايي، چهار ساله وبلاگ Blog di Beppe Grillo رو به روز ميكنه که يكي از وبلاگهاي پربيننده ايتالياست.

همه چي از اوايل سپتامبر شروع شد. روز 8 سپتامبر، اون از اين محيط مجازيش، گروه بزرگي رو رهبري كرد، تا روزي به نام V-Day رو جشن بگيرن. اينجا V به كلمه Victory  اشاره نميكنه. اين درحقيقت نشانگر عبارت Vaffanculo هست. يه عبارت عاميانه كه ترجمه مودبانه اش ميشه :"برو گمشو" !

 

 

اون تمام خوانندهاشو دعوت كرد كه بيان و سياست ايتاليا رو تو دستشون بگيرن. بيش از سيصد هزار ايتاليايي تو بيشتر از 200 شهر مختلف، به خيابونا ريختن و بيانيه ايي رو براي پاكسازي پارلمان ايتاليا و توقيف نمايندگان مجرم امضا كردن و خواهان محدود كردن نمايندگان به حداكثر دو دوره و انتخاب مستقيم قانون گذاران توسط مردم شدن.

اين موضوع نمايندگان رو به شدت شوكه و برآشفته كرد و حالا بپپه گريللو، خواسته يا ناخواسته رهبر توده بزرگي از شهروندان ناراضيه که از سياست بد سياستمدارانشون به تنگ اومدن .

 

V2-Day

 

 

اين راهپيمايي موفق، باعث شد كه مردم بيشتر رو خواسته هاي سياسي  و اصلاحاتي كه ميخان دقيق بشن و سطح خواسته هاي خودشونو بالا ببرن و از مقامات بالاتري خواستار پاسخ گوئي بشن.

تظاهرات (manifestazione) اينبار، جمعه 25 آوريل، كه تعطيل عمومي هست برگذار ميشه. يعني تقريبا دو هفته ديگه. اين روز  (La Festa della Liberazione) جشن روز آزادي ايتالياست كه همه ساله به ياد رهايي ايتاليا از دست آلمانها در سال 1945، برپا ميشه.

 

 

انتظار ميره كه راهپيمايي اين روز (Victory Day) بسيار باشكوه تر از روز (Vaffanculo) برگذار بشه. تو اين روز كه V2-Day ناميده شده، شعار اصلي مردم «آزادي اطلاعات تو يه كشور آزاد» (Libera Informazione in Libero Stato) خواهد بود...

 

اطلاعات بيشتر رو ميتونيد ازوبلاگ بپپه گريللو كه همزمان به زبون ايتاليايي و انگليسي نوشته ميشه، بدست بياريد .

آه كه چقدر دنيا كوچيكه و آسمون همه جا يه رنگه  !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 2:50 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

   

از قديم و نديم گفتن ايرانيها و ايتالياييها خيلي به هم شبيه اند. هر دو گذشته و تاريخ پرافتخاري داشتند و سرزميني پهناور. پس به من خرده نگيريد اگه با اين ترانه از روبرتو بنيني خيلي همذات پنداري ميكنم .

 

 

اين وبلاگ به هيچ وجه سياسي نيست و همونطور كه تو متن ترانه گفته ميشه، اين ترانه اصلا با سياست كاري نداره و تنها درباره لذائذ زندگي تو ايتالياست .

 

 اگه كسي فكر ميكنه اين ترانه كنايه از وضعيت امروز ايرانه و منظور از برلسكني، كس ديگه اي و من هم به مناسبت نزديكي به انتخابات اين ترانه رو انتخاب كردم، كاملا در اشتباهه و من هرگونه ارتباطي با اين افكار پليد رو رد ميكنم .

 

 

به خاطر بي تربيتهاي بنيني تو اين ترانه، پيشاپيش ازتون عذر ميخام  . تنها كاري كه ازم برمياد ترجمه نكردن قسمتهای بالای ۱۸ ساله. اگه خيلي دوست داريد بدونيد چي ميگه خودتون بشينيد ترجمه اش كنيد .

 

 

اين ترانه با كيفيت خوب تو اينترنت موجوده و ميتونيد از اينجا دانلودش كنيد اما حجمش بالاست. اگه مشكل داشتيد، فشرده شده اشو از اينجا دانلود كنيد .

 

(PARLATO)
Questa è la canzone più allegra del mondo. È una canzone che possono cantare grandi e piccini, medi ed anziani, piccoli e grandi e via e via e via...
Privatizziamo il debito pubblico! Sciogliamo le camere! L'emendamento in contumacia!
Questa è una canzone che non ha niente a che vedere con la politica.
Chiunque si riconosca è puramente casuale. Il titolo è 'Quando penso a Berlusconi'.
È la canzone dell'allegria di vivere in Italia: L'Italia!! Il paese più bello del mondo.
Ma vogliamo... ma vogliamo sdilungarci nell'Italia? Ah, che soddisfazione lo sdilungamento italiano.
È la mia sensazione di quando mi sveglio la mattina a letto e dico:
'Ma dove sono? Ma, ma che sono veramente italiano?'.
Non ci credo io stesso alle mie.. a..., a..., a... Ma andiamo avanti!
È la gioia di vivere, di essere contemporaneo dei contemporanei,
di vivere nella terra... Ma andiamo avanti! Ma ve la voglio cantare più che dire! Attacca banda!

 

(صحبت)

اين شادترين ترانه دنياست. ترانه ايكه بزرگ و كوچيك ميتونه بخونه، ميانسال و مسن، جون و پير و غيره و غيره و غيره...

بياييد بدهي هاي دولتي رو خصوصي كنيم، مجلس رو مرخص كنيم، تو غيبتشون اصلاحات انجام بديم!

اين ترانه ايكه هيچ كاري با سياست نداره.

هركس خودشو شناسايي كنه، كاملا اتفاقيه. تيترش هست « وقتي به برلسكني فكر ميكنم ».

ترانه ايه در باره لذتهاي زندگي تو ايتاليا...ايتاليا! قشنگ ترين كشور دنيا.

اما چيكار ميخايم بكنيم... واسه توسعه خودمون تو ايتاليا چيكار ميخايم بكنيم؟ آه، چقدر توسعه ايتاليايي لذت بخشه.

اين احساس منه وقتي صبح تو تخت بيدار ميشم و ميگم:

« من كجام؟... اما، اما واقعا من ايتالياييم؟ »

من خودم اصلا اعتقاد ندارم به...، به...، به... (ولش كن) بذار ادامه بديم!

اين لذت زندگيه، هم دوره بودن با معاصران، زندگی در زمين... بياييد ادامه بديم! اما ميخام بجاي بيشتر حرف زدن، براتون بخونم!

موزيك شروع كن!

 

(CANTATO)
Ah, che bellezza essere italiano
quando al mattino l'aria s'improfuma,
quando al barista chiedo da lontano
'Augusto, un cappuccino senza schiuma!'.
E mentre lo sorseggio mi ci beo
e penso alla Madunina e al Colosseo
e mentre penso al Ponte dei Sospiri
senza volerlo vado su di giri.
Penso ai Bronzi di Riace
e il mio corpo si compiace
e mi eccito parecchio
quando penso a Ponte Vecchio...

 

(آواز)

آه، چه زيباست ايتاليايي بودن،

وقتي صبح هوا خوش بوئه،

و بعد از اينكه از بارمن خواستم،

« آگوستو ، يه كاپاچينو بدون كف!».

و وقتي مزمزه اش ميكنم، لذت ميبرم،

و به تصوير مريم مقدس و كلوسئو (آمفي تئاتر رم) فكر ميكنم،

و به پونته دي سوسپيري (پل افسوس در ونيز) فكر ميكنم،

بدون اينكه بخام بلند بشه.

به مجسمه برنزي رياچه فكر ميكنم،

و بدنم پر شور ميشه،

و هيجانم چند برابر ميشه،

وقتي به پونته وككيو (پل قديمي در فلورانس) فكر ميكنم....

 

Ma poi penso a Berlusconi
e mi si sgonfiano i coglioni.
Mi si sgonfiano le palle
non so piu' dove cercarle.
Quando penso a quel biscione
mi si abbassa la pressione.
L'apparato genitale
c'ha un collasso verticale
Quando penso a Berlusconi
il testicolo s'ammoscia
tutto il corpo mi s'affloscia
ogni cosa mi va giù
e non si rizza più.
Non mi si rizza più.

 

اما وقتي به برلسكني فكر ميكنم،

(اين قسمت با سانسور ترجمه شده)

بادم خالي ميشه...

...فشارم ميافته پايين.

... وقتي به برلسكني فكر ميكنم،

... تمام بدنم شل ميشه

همه چيز ميافته،

و ديگه بلند نميشه

ديگه بلند نميشه.

 

(PARLATO)
Eh, c'è da ridere e c'è da piangere cari elettori ed elèttrici.
Eh, noi si scherza ma sulle malattie c'è poco da scherzare.
C'ho la Berlusconite! Come cosa è? La Berlusconite!

...
E il dottore mi ha consigliato di pensare che abbiamo avuto una grande storia,
una grande geografia, un grande passato. Provi a pensare, che ne so, a Mazzini, a... a... ma provi a pensare a chi gli pare a lei. Gliel'ho attaccata anche a lui.
Va bene, finché dura io ci provo. Finché dura. Vediamo quanto dura. Vai attacca!

 

(صحبت)

اه، خانوما و آقايون راي دهنده، خنده و گريه زياد هست.

اه، ما براش جوك ميسازيم اما درباره ناخوشي جكهاي كمي وجود داره.

من برلسكونيته گرفتم! اين ديگه چيه؟ برلسكونيته!

...

دكتر به من توصيه ميكنه كه به تاريخ بزرگمون فكر كنم،

به سرزمين بزرگ، به گذشته بزرگمون. سعي كن فكر كني، نميدونم، به ماتيزني، به... به...

سعي كن به هركس كه ميخواي فكر كني. منم هم اين كار رو ميكنم.

بسيار خب، همينطور سعي ميكنم ادامه بدم. همينطور ادامه ميدم. بياييد ببينيم چقدر ادامه پيدا ميكنه. بريم!

 

(CANTATO)
Ma è sempre bello essere italiano
ai tempi nostri e a quelli di Ben Hur,
Colombo, Dante, Cesare, Tiziano
e Camillo Benso conte di Cavour.
Sorseggio il cappuccino e mi ci beo
pensando a Garibaldi, a Galileo
poi mi sento il corpo turgido, gagliardo
se penso che discendo da Leonardo.
Penso a Coppi sul Tonale
e mi sale su il morale
e mi sale un'erezione
quando penso a Cicerone.

 

(آواز)

اما هميشه ايتاليايي بودن خوبه،

چه تو زمان ما، چه تو زمان بن هور،

كلمبو، دانته، سزار، تيتزيانو،

و كاميلو بنسو كنت كاوور.

كاپاچينومو مزمزه ميكنم و لذت ميبرم.

به گريبالدي و گاليله فكر ميكنم.

بعد احساس ميكنم بدنم پف ميكنه و سرحال مياد،

اگه فكر كنم كه از نسل لئوناردو (داوينچي) هستم.

به كوپي روي توناله فكر ميكنم،

و روحيه ام قوي ميشه،

و ...

وقتي به چي چرونه فكر ميكنم.

 

Ma poi ripenso a Berlusconi
...

اما وقتي به برلسكني فكر ميكنم ...

 

(PARLATO)
È diventata una cosa tremenda! Non so piu' che fare,
dove andare, chi cercare, che sentire, che odorare, che tastare.
Eh, mi mettono in quarantena, in cinquantena, in sessantena, in settantena in entoventitreena.
Non posso muovermi, girare, non so dove andare,
Con le donne! Con la donna italiana, che e' la piu' bella del mondo.
Mi fanno ridere le francesi, le australiane, le andorrane, le liechensteniane.
Ah, le liechensteniane. Mi fanno ridere! Ma vogliamo mettere le italiane?
La donna più chic, più raffiné, più remuneré del mondo.
La donna italiana è la più vezzosa, la più garmidiosa, la più bellosa, la piu' gangarosa.
Io esco con una che ci diamo del lei pure nell'atto intimo.
'Prego si sdrai, si accomodi, si metta così, si metta cola'. Dopo di lei,sopra di lei, sotto di lei, a lato di lei, di qua di lei. Alzi la gamba, sposti il ginocchio, via il calcagno, giù la coscia, prego dopo di lei'.
Si chiama Luana. È una cosa eccezionale.
Sanno che non mi devono nominare quell'azienda, da nessuna parte.
Niente che riguardi quella persona là, quell'ambiente là, quella situazione là. Alla arga!
Oramai mi basta poco, ma ve la voglio raccontare. Vai banda, vai!

 

(صحبت)

چيز وحشتناكيه! نميدونم ديگه چيكار كنم،

كجا برم، دنبال چي بگردم، چي بشنوم، چي بو كنم، چي حس كنم.

اه، منو تو قرنطينه گذاشتن، تو پنجمين، تو ششمين، تو هفتمين، تو صدو بيست و سومين.

نميتونم حركت كنم، بچرخم، نميدونم كجا برم،

با يه زن! با يه زن ايتاليايي، كه خوشگلترين زن دنياست.

اونا منو ميخندونن، فرانسويها، استرالياييها، آندورانيها، ليکنستنيايها.

آه، ليکنستنيايها. منو ميخندونن! واقعا ميخواهيم اونا رو با ايتالياييها مقايسه كنيم؟

زنان بسيار شيك، بسيار پاك، بسيار سخاونتمند در دنيا.

زن ايتاليايي خيلي زيباست، خيلي ؟؟؟، خيلي خوشگل و خيلي ؟؟؟ (ببخشيد معني اين لغات رو پيدا نكردم)

من با يكيشون بيرون رفتم كه ...

(شرمنده اين قسمتش هم سانسوريه)

اسمش لواناس. يه چيز استثنائيه.

ميدونن كه نبايد هيچ جايي شراكت منو شرح بدن.

هيچ چيزي كه بگه اون شخص اونجا بوده، اون محيط، اون وضعيت...

حالا كمي برام كافيه، اما ميخام بخونم و ادامه بدم. موزيك ادامه بده!

 

(CANTATO)
Che bella che è la femmina italiana
vestita, nuda, rossa, mora o bionda.
Iersera sono uscito con Luana
che c'ha un sorriso come la Gioconda.
E ha due monti rosa dentro al reggiseno
e gli occhi color del lago Trasimeno.
Insomma il corpo come lo Stivale
e monti, vallate e parco Nazionale.
Eravamo su un bel prato
fra il profumo della menta
quando lei mi ha sbottonato
sussurrando 'Mi consenta'.

(آواز)

چقدر زنهاي ايتاليايي خوشگلند،

با لباس، بي لباس، مو قرمز، تيره يا بلوند.

ديشب با لوانا بيرون رفتم،

كسي كه لبخندش مثل ژوكونده (لبخند موناليزا).

و...

و چشماني شبيه درياچه تراسيمنو

خلاصه بدني شبيه چكمه (كنايه از ايتاليا)،

و كوهها، دره ها و پاركهاي عمومي.

ما تو يه چمنزار زيبا بوديم،

ميون عطر نعنا،

وقتي ...

زمزمه كرد « اجازه ميدي »


Ciò che sembrava una locomotiva
è diventato un nocciolo d'oliva
e Luana, da italiana, non ci crede
e mi domanda 'Amore che succede?'.
Io mi arrabbio e dico
'Dai, mi domandi cosa c'è?
Ma tu ancora non lo sai
quel che mi succede a me?'

 

(سانسور کردن چه حالی میده )

...

لواناي ايتاليايي باورش نميشد،

و ازم پرسيد « عشق من چي شد؟ »

عصباني شدم و گفتم،

« از من ميپرسي چي شده؟،

تو هنوز نميدوني،

چه بلايي سر من اومده؟ »


(PARLATO)
Luana, ma porca della miseriaccia zozza!
Ma sei rimasta l'unica in Italia, nel mondo anzi, a non sapere il germe batterico che mi contrae il corpo. Non mi devi parlare di quella cosa là nel momento culminante dell'attimo suadente.
Te lo dico per l'ultima volta Luana, ma non te lo devi scordare. A me, io,

 

(صحبت)

لوانا، لعنتي!

تو تنها كسي تو ايتاليا، حتي تو دنيا هستي كه از ميكربي كه تو بدن منه خبر نداري...

لوانا، واسه آخرين بار بهت ميگم، اما نبايد فراموش كني. من...

 

(CANTATO)
Quando penso a Berlusconi
mi si sgonfiano i coglioni.
Mi si sgonfiano le palle
non so più dove cercarle.
Quando penso a quel biscione
mi si abbassa la pressione
e l'apparato genitale
c'ha un collasso verticale.
Quando penso a Berlusconi
il testicolo s'ammoscia
mi si appoggia sulla coscia,
mi va tutto alla rovescia.
Il morale mi si sfascia,
non mi scappa più la piscia.
Si sfrantuma la brioscia
mi diventa moscia, moscia.
Si scaloscia la bagascia
ogni cosa mi va giù
e non si rizza più.
Non mi si rizza più.

 

(آواز)

وقتي به برلسكني فكر ميكنم ...

 

تو این صفحه میتونید نسخه سانسور نشده رو مشاهده کنید .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Motto per l'Italia

شعاري براي ايتاليا

 

مدتيه روزنامه Corriere Della Sera به صورت آنلاين اقدام به برپايي يه نظر سنجي كرده. اون از مردم خواسته كه با يه جمله و شعار وضعيت امروز ايتاليا رو بيان كنن.

از بين هزاران شعار پيشنهاد شده 15 جمله تا حالا بيشترين راي رو اوردن. اگه خواستيد جملات برتر رو ببينيد و احتمالا شما هم راي بديد، تا وقت باقيه يه سر به اينجا بزنيد .

 

 

چيزي كه برام جالب بود جملاتيه كه صدر نشين شدن. بعضيهاشون تعابير قشنگي بكار بردن كه فقط يه ايتاليايي ميتونه ازش سر دربياره، خب منم از ايتالياييها كمك گرفتم تا مفهوم اين جملات رو بهتر بفهمم و از شما هم دعوت ميكنم به حاصل اين تلاش توجه كنيد .

 

 

1-  La bella addormentata nel losco ( زيباي خفته دربحران)

 

اين جمله رتبه اول رو داره و  دليلش هم استفاده هوشمندانه از كلماته. داستان معروف «زيباي خفته» تو ايتاليا به  La bella addormentata nel bosco ( زيباي خفته در جنگل ) مشهوره و منظور نويسنده از جمله اول اينه كه مردم ايتاليا در حالي كه دولت در حال چپاول اوناست به خواب رفتن، شبيه وضع فعلي ما .

 

2- L'Italia è fatta...Ma chi è il pusher? (ايتاليا آماده اس... حالا كي ميخواد هلش بده؟)

 

زماني كه ايتاليا متحد شد، رهبران اون موقع ايتاليا گفتن :

L'Italia è fatta. Adesso bisogna fare gli italiani ( ايتاليا درست شد. حالا بايد ايتاليايها رو درست کنیم). منظور اين بود كه كشور ايتاليا رو نقشه درست شده حالا بايد كاري كرد، مردمي كه متعلق به كشورهاي قبل از اتحاد بودن، احساس كنن حالا ايتاليايي هستند. جمله بالا هم اشاره به اين مطلبه.

 

3- Poi vediamo (بعدا ميبينيم)

 

اشاره داره به تاخير هميشگي سياستمداراي ايتاليايي تو تصميم گيريها يا به مسائل پشت پرده اي اونا.

 

4- Abbiamo un problema (ما يه مشكل داريم)

 

5- Potrei ma non voglio (ميتونم اما نميخوام)

 

6- Chista casta costa (اين قشر خيلي با ارزشه)

 

اين جمله بخاطر وزن آهنگينش انتخاب شده و منظورش قشر سياستمداراس. توضيح اينكه Chista يه لغت ناپوليتايلنيه و معادل همون Questa است.

 

7- Usi a disobbedir tacendo (در سكوت نافرماني كن)

 

كارابينيري ها يه شعار دارن كه ميگه:

Usi a obbedir tacendo e tacendo morir (بدون حرفي اطاعت ميكنيم  و بي حرفي ميميريم)

ايتاليايها نميخوان از قانون اطاعت كنن، چون عقيده دارن قانون فعلي خيلي ناقصه و توسط افراد بي سوادي نوشته شده. منظور از شعار بالا هم اينه كه كه بي خودي وقتتو با بحث كردن هدر نده، اگه ميبيني ميتوني از زير قوانين الكي در بري اينكارو بكن .

 

8- Mad in Italy (ديونگي تو ايتاليا)

 

اين جمله هم احتمالا بخاطر شباهتش به Made in Italy رتبه اورده.

 

9- Aspetta e spera (منتظر باش و اميدوار)

 

تو دهه 1930 وقتي ايتاليا به اتيوپي حمله كرد تا ازش يه مستعمره بسازه، يه ترانه اي تو اونجا رايج شد كه ميگفت:

 « صورت سياه كوچيك، زن زيباي  حبشه اي، منتظر باش و اميدوار، اون روز نزديكه، وقتي كه ما كنارت باشيم، ما به تو رهبر و شاه ديگه اي ميديم.»

علي رغم فشار فاشيسم، براي جلوگيري از خوندن اين ترانه، اون هر روز رايجتر و مردمي تر شد. جمله بالا هم در حقيقت اشاره به متن اين ترانه داره.

 

 10 – Dipende (بستگي داره)

 

اشاره به بهانه گيري هاي سياستمداراي ايتاليايي واسه تصميم گيري هاي مهمه.

 

11- Tanto poi mi pento (در هر صورت بعدا پشيمون ميشم)

 

اين جمله رو دو جور ميشه تفسير كرد. اول اينكه، ميدونم اشتباهه اما انجامش ميدم، يا برعكس، چون ميدونم بعدش پشيمون ميشم انجامش نميدم.

 

12- Motto che parla (شعاري كه داده ميشه)

 

ظاهرا از جمله رايج Morto che parla (مرده اي كه حرف ميزنه) گرفته شده و اشاره به شعاري بودن وعده وعيداست.

 

13- Innocenti Evasori (فرار كننده از ماليات بي گناه)

 

اين يه جمله تو مكالمات اغلب از روي طعنه گفته ميشه.

 

14- L'Italia s'è mesta (ايتاليا غمگين شده)

 

اين جمله اشاره داره به سرود ملي ايتاليا كه قبلا ترجمه اشو براتون نوشتم.

Fratelli d'Italia, l'Italia s'è desta (برادران ايتاليايي، ايتاليا بيدار شده). حقيقتش s'è mesta هيچ معني نداره و فقط بخاطر شباهت به متن سرود ملي اينطوري نوشته شده. البته خود mesta معني غمگين رو ميده.

 

15- Bolliti Misti (گوشت جوشونده شده)

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

چيزي كه تو اغلب اين جملات جالبه، اينه كه همه مردم ايتاليا نسبت به وضعيت امروز كشورشون ديدي منفي دارن. به نظر شما اگه تو ايران هم به اندازه ايتاليا آزادي بود و اين نظر سنجي انجام ميشد، مردم ما چه شعارهايي رو پيشنهاد ميكردن؟!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 آدريانو چلنتانو (Adriano Celentano) خواننده معروف ایتالیایی، تو آلبوم 2007خودش میخونه:

 

La situazione politica non è buona

وضعيت سياسي خوب نيست


la situazione economica non è buona
وضعيت اقتصادي خوب نيست

...

 

مردم دنيا ايتاليا رو دوست دارن، بخاطر آثار باستاني و جذابيتش. بخاطر مردم شادش که خوب ميخورن و خوب مينوشند اما به ندرت بينشون آدم چاق و بد مست پيدا ميشه.

اما اين روزا علي رغم ستايشهاي بيروني و جذابيتهاي ذاتيش، به نظر نميرسه ايتالياييها زياد از وضعيت خودشون راضي باشن. مشکلات سياسي و ترس ازوضعيت اقتصادي باعث شده اونا بين 15 مليت اروپاي غربي، غمگين ترين مردم باشن...

 

 

والتر ولتروني

 

والتر ولتروني (Walter Veltroni) شهردار رم و نخست وزير احتمالي آينده ميگه: « اين کشوريه که اميد به آينده توش کم شده و ترس بيشتر از اميده. »

 

ايتاليا با روش خودش داره کنار بقيه اروپاييها پيش ميره، رقباش چندتا کشور بيشتر نيستند. اون يه پليس نه چندان موفق داره، رشد جمعيت صفر، جنايتهاي سازمان يافته و حس وطن دوستی خيلي کم رنگ (به علت اختلافات نواحي دروني).

 

ايتاليا ممکنه توريستهاي زيادي رو به خودش جذب کنه اما از لحاظ رشد اقتصادي، سرمايه گذاريهاي خارجي، حقوق بازنشستگي و اينترنت پايينترين رتبه رو بين اروپاييها داره. در همين حال بدهي هاي دولت و  وضع سياسي از همه بدتره. جمعيت اين کشور هر روز پير تر و فقير تر ميشه.

 

البته اين مسئله جديدي نيست و سالهاست که ايتاليا با اين مشکلات درگيره و نميدونه که کي اين مشکلات حل ميشه و يا اصلا امکان برطرف شدنش هست؟!

 

هفتاد درصد ايتالياييهاي بين 20 تا 30 سال، به علت مشکلات اقتصادي مجردن و تو خونه پدري زندگي ميکنن. بيشتر اونايي که وضعشون کمي بهتره مثل مهاجرتهاي 100 سال پيش دارن ايتاليا رو ترک ميکنن.

نرخ رشد جمعيت سالهاست که پايينه و کيفيت زندگي روز به روز پايين تر مياد. 11 درصد از خانواده هاي ايتاليايي زير خط فقر هستند و 15 درصدشون هم به زحمت حقوقشون تا سر ماه  کفاف ميده. 

 

 

سيلويو برلسکني

 

سال گذشته سيلويو برلسکني (Silvio Berlusconi) ثروتمندترين مرد ايتاليا، چون نتونسته بود وعده داشتن يه زندگي رو به رشد مثل  آمريکا، رو واسه مردم ايتاليا عملي کنه، از نخست وزيري کنار گذاشته شد. اون موقع رشد اقتصادي ايتاليا به صفر رسيده بود.  اما با رفتن اون هم معجزه اي اتفاق نيافتاد. رومانو پرودي (Romano Prodi) به مردم قول ثبات اقتصادي رو داده بود، اما اولين حرکتهاش چندان موفق نبود، با اين حال بعد از چند اصلاحيه، دوباره اقتصاد رو به رشد رفت. اون ميگه: « وضعيتمون خوشحال کننده نيست اما از قبل بهتره. »

 

 

رومانو پرودي

 

نرخ طلاق بالا رفته. خانواده هاي بزرگ مال قديماست. ايتاليا پايين ترين نرخ تولد رو تو اروپا داره و کمترين بچه زير 15 سال و بعد از سوئد، بالاترين جمعيت بالاي 85 سال. گرچه نرخ بيکاري 6 درصد بيشتر نيست، اما 21 درصد افراد بين 15 تا 24 سال تو سال 2006 بيکار بودن و افراد مسن هم اجازه کار نداشتند.

 

جمعيت مسن، همه جاي ايتاليا رو پر کردن. تو پارکها، تو تلوزيون و مقامهاي سياسي. ستاره هاي تلوزيوني اغلب سن بالا هستند. مثلا سن متوسط مجري مسابقه امسال ميس ايتاليا 70 سال بود. آقاي پرودي 68 ساله و برلسکني 71 ساله اس!

 

يه ايتاليايي 36 ساله به اسم ماريو آدينولفي (Mario Adinolfi) ميگه: « جونهاي هر کشوري، اميد اونجا هستند. تو ايتاليا هيچ اميدي نيست. »

اون اضافه میکنه:

« وقتي مادرتون شما رو تو خونه خوب نگهداره و همه چيز براتون فراهم باشه، شما هيچ وقت به فکر کار و رقابت نمي افتيد و وقتي کار و رقابتي نباشه هيچ پيشرفتي هم بوجود نمياد. ما هيچ وقت نميتونيم تصور کنيم که يه آدم 30 ساله تو ايتاليا مثلا يه تعميرگاه ماشين باز کنه. »

 

وقتي تو ماه سپتامبر لوچيانو پاورتي (Luciano Pavarotti) اپرا خون و تقريبا مشهورترين چهره ايتاليايي فوت کرد،  فدريکو بودن (Federico Boden) يه دانشجوي 28 ساله داد زد: « لعنت به اين شانس! حالا جز پاستا و پيتزا، هيچ چيز ديگه اي نداريم! »

 

ايتاليا ديگه کسي رو نداره که بهش افتخار کنه. ديگه فليني، روسليني يا سوفيا لورني تو سينماي ايتاليا نيست. تو زمينه هنر، ادبيات و موسيقي هم به ندرت چهره تاثیر گذاری پيدا ميشه. گرچه هنوز سمبلهاي مد و پرستيژ مثل فرراري (Ferrari)، دوکاتي (Ducati)، وسپا (Vespa)، آرماني (Armani)، پيانو (Piano) و... هستند، اما چون ميل زيادي به تغيير ندارند، بسياري عقيده دارن که تو تجارت آينده ديگه محصولات Maid in Italy  جايگاه چنداني نخواهند داشت.

 

الان ايتالياي امروز مثل يه موميايي نفيسه که زير پاي ميليونها توريست لگد مال ميشه. اگه ايتاليا نخاد براي تغيير تلاشي بکنه، دير يا زود به يک کشور عقب مونده تبديل ميشه که تنها محل درآمدش براي زندگي، توريستها هستند و بس!

 

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 پ.ن:

 

۱- مطالبي رو که خونديد برداشت و خلاصه ای بود از مقاله

In a Funk, Italy Sings an Aria of Disappointment

که 13 دسامبر تو صفحه اول روزنامه نيويورک تايمز منتشر شده.

 

۲- ظاهرا این مقاله باعث سروصدای زیادی تو ایتالیا شده. ترجمه ایتالیایی این مقاله تو مجله ای به نام اینترناسیوناله جاپ شده و کنارش نظرات بعضی از افراد مثل امبرتو اکو نویسنده مطرح ایتالیا هم اورده شده.

 

 

پرداختن بیشتر به این بحث خارج از حوصله این وبلاگه. دوستان علاقمند میتونن خلاصه ماجرا رو از اینجا پیگیری کنن .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

امنيت مردم تو ايتاليا بوسيله پنج گروه تامين ميشه:

 

1) Arma dei Carabinieri (ژاندارمري يا پليس نظامي)

 

 

کارابينيري همون ژاندارم نظامیه، منتها با وظايف يه پليس. واسه کارابينيري شدن فقط تحصيلات ابتدايي کفايت ميکنه. اين کم سوادي و کم هوشي، باعث شده که  اونا اغلب سوژه جوکهاي زيادي بشن .

 

تو سالهاي اخير از کارابينيريها به عنوان نيروهاي حافظ صلح تو مناطق زيادي از قبيل کوزوو، افغانستان و عراق استفاده شده. سال 2004 طي يک عمليات انتحاري بمب گذاري، در نصيريه جنوب عراق، 12 کارابينيري کشته شدن که بالاترين آمار کشته شدگان نيرويهاي ايتاليا طي يک عمليات، بعد از جنگ جهاني دوم بوده.

 

اخيرا بعد از اصلاحاتي که تو نيروي ارتش ايتاليا به وقوع پيوسته، علاوه بر مردان، زنان هم ميتونن به عضويت ارتش ازجمله اين نيرو دربيان .

 

ماشين گشت زني معمول اين نيرو به رنگ آبي تيره اس با یه نوار قرمز و پلاکاشون هم با حروف CC شروع ميشه و اگه نظامي باشه با EI.

 

2) Guardia di Finanza (پليس مالي و گمرکات)

 

 

اين پليس، نيروي امنيتي مخصوص ايتاليا تو زمينه هاي مالي و اقتصاديه و کارش تحقيق و جستجو در مورد جرائم فرار از ماليات، مرزي و گمرکي، پول شوئي، قاچاق، فروش مواد مخدر، مهاجرتهاي غير قانوني، تقلبات کارتهاي اعتباري و پولهاي تقلبي هست.  اين نيرو خودش به چهار بخش اصلي تقسيم ميشه:

 

Gruppo di Investigazione Criminalità Organizzata (GICO) گروه پيگيري جرائم سازمان يافته

Gruppo Operativo Antidroga (GOA) گروه مبارزه با مواد مخدر

Gruppo Anticrimine Tecnologico (GAT) گروه مبارزه با جرائم رايانه اي

Comando Operativo Aeronavale  کماندوهاي آبي- هوايي

 

اتومبيل اين پليسها آبي تيره با يه نوار طلايي تو دو طرفه که عبارت Guardia di Finanza به رنگ طلايي هم زيرش نوشته شده. حروف پلاکشون هم با GF‌ قرمز رنگ شروع ميشه.

 

3) Polizia di Stato (پليس ملي)

 

 

وظايف گشت و مراقبت تو محلهاي عمومي مثل اتوبانها، راه آهنها، پلها و راههاي آبي، از وضایف این گروه هست. اين نيرو اداره مرکزيش تو شهر رمه و بر خلاف کاربينيري، حالت نظامي و شبه نظامي نداره.

 

ماشين اين پليسها آبي روشنه با نوار سفيد که عبارت Polizia با حروف بزرگ زيرش نوشته شده و  پلاکشون هم با کلمه Polizia به رنگ قرمز شروع ميشه.

 

4) Polizia Penitenziaria (پليس بازداشگاه و زندان)

 

 

اين پليسها هم همونطوريکه از اسمشون پيداست، امور مربوط به زندان و زندانيها رو بر عهده دارن. ماشینشون آبي تيره اس با نوار آبي روشن که عبارت Polizia Penitenziaria با رنگ سفيد زيرش نوشته شده.

 

 

 

5) Corpo Forestale dello Stato ( پليس جنگلباني)

 

 

وظيفه اين پليسها، کنترل و محافظت پارکها و جنگلهاي عمومي ايتالياست. مبارزه با شکارچيان حيوانات و گونه هاي محافظت شده و اطفاي حريق جنگلها، از ديگر وظايف اين گروه هست.

ماشين اين پليسا سبزه با یه نوار سفيد که عبارت Corpo Forestale dello Stato روش نوشته شده و پلاکشون هم با حروف قرمز رنگ  CF‌شروع ميشه.

 

تقریبا تمام پليسها از ماشينهاي ايتاليايي استفاده ميکنند که معروفترينشون  آلفا رومئو ژوليت (Alfa Romeo Giulia) هست.

همه اين ماشينا يه اسم اختصاري دارن مثلا به ماشين Polizia ميگن، پلنگ (Pantera)، به ماشين کارابينيريها ميگن، غزال (Gazzella)، و به ماشينايي هم که آرم و علامتي ندارن ميگن جغد (Civetta)!

 

 

 

سال 2004 که 152 مين سالگرد تاسیس پليس ملي ايتاليا بود، شرکت اتومبيل سازي لامبورگيني، يه ماشين فول امکانات به نام ماشين پليس Lamborghini Gallardo به پليس هديه کرد که سرعتش به 310 کيلومتر در ساعت هم ميرسه .

 

علاوه بر پلیسهایی که گفتیم، تو بعضي از استانها يه پليس محلي هم فعاليت ميکنه که بهش Polizia Provinciale ميگن. انجمنا و شوراهاي هر شهر هم يه پليس شهري واسه خودشون دارن به نام Polizia Municipale  که امور مربوط به راهنمايي و رانندگي هم به عهده اوناست و Guardia Costiera يا پليس ساحلي هم قوانين دريايي و ساحلي رو اجرا ميکن  .

 

با وجود اين همه نيروهاي امنيتي مختلف تو ايتاليا که اغلب وظايفشون هم باهم تداخل پيدا ميکنه،  اين تنها شما نيستيد که گيج ميشيد! خود ايتالياييها هم وقتي کارشون به پليس ميافته، گيج ميشن و نميدونن سراغ کدوم يکي برن!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

ارتش ايتاليا به چهار شاخه اصلي تقسيم ميشود:

 

1- نيروي زميني (Esercito Italiano)

2- نيروي هوايي (Aeronautica Militare)

3- نيروي دريايي (Marina Militare)

4- ژاندارمري (Carabinieri)

 

 

ارتش تحت نظارت شوراي عالي دفاع، به رياست رئيس جمهور اداره ميشود. ارتش ايتاليا از نظر مخارج نظامي، هشتمين ارتش جهان ميباشد و تقريبا 308000 نيرو دارد.

 

 

نيروي زميني ايتاليا (Esercito Italiano)  که در سال 2004، مجموع پرسنل رسمي و وظيفه آن 115687 نفر بوده است، قدرتمندترين نيروي دفاعي اين کشور محسوب ميشود. داردو، چنتارو، آريته و هليکوپترهاي جنگي مانجوستا (Dardo, Centauro, Ariete, Mangusta) بعلاوه زره پوشهاي لئوپارد يک و ام 113 (Leopard 1, M113) از مشهورترين تجهیزات جنگي، نيروي زميني ايتاليا ميباشند.

 

 

نيروي هوايي ايتاليا (Aeronautica Militare Italiana) يا به طور مخفف AMI، در سال 1923 توسط شاه ويتويو امانوئل سوم (Vittorio Emanuele III) به عنوان نيروي هوايي سلطنتي (Regia Aeronautica) تاسيس شد. بعد از جنگ جهاني دوم که حکومت ايتاليا جمهوري شد، نام نيروي هوايي سلطنتي نيز به نام فعلي تغيير کرد. تيروي هوايي ايتاليا با بیش از 45879 نفر پرسنل، داراي 585 هواپيما، 219 جت جنگي و 114 هلي کوپتر است.

 

 

نيروي دريايي ايتاليا (Marina Militare) نيز مانند نيروي هوايي، پس از نيروي دريايي سلطنتي (Regia Marina) در سال 1946 تاسيس شد. نيروي دريايي ايتاليا با حدود 35261 پرسنل، نيروي مدرني است که داراي همه نوع کشتي و زير دريايي  از جمله ناوهاي هواپيما بر، ناوشکن، کشتي هاي مدرن، زير دريايي، کشتي ها و قايقهاي آبي خاکي ميباشد.

 

 

Guardia di Finanza

 

ژاندارمري (Carabinieri) نيروي امنيتي ايتالياست و شامل پليسهاي مختلف ايتاليا ميشود. مثلا گوارديا دي فيناتزا(Guardia di Finanza) پليس مخصوصي است که  رفع و رجوع جرائم مالي، مواد مخدر، گمرک و کنترل مرزهاي آبي، زميني و هوايي، مهاجرتهاي غير قانوني، پول شوئي، پولهاي تقلبي و جرائم کامپيوتري را بر عهده دارد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

این دولت ایتالیا خیلی جالبه، صد رحمت به دولت ما. آدم بعضی وقتها فکر میکنه که اونا سعی میکنن بیشتر ناکارآمد باشن تا کارآمد . بیاید بیشتر وارد جزییات بشیم :

 

از همون بدو شروع حکومت جمهوری دمکراتیک ایتالیا در سال 1946، یعنی بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز 60 بار دولت ایتالیا عوض شده، یعنی به طور متوسط سالی یه دفعه !

 

به جز چند استثنا، رسوائیهای سیاسی بین دولتمردان ایتالیا دیگه چیز عادی شده .

 

به نظر میرسه دوره حکومت و محبوبیت رئوس دولت و حزبهای پشتیوانشون به نیازمردم تو اون دوره بستگی داره. مردم وقتی نیاز اقتصادی دارن به یه حزب و دسته رای میدن و وقتی نوبت نیازهای اجتماعی و سیاسی میشه به یه حزب دیگه و الی آخر...

 

La Santa Trinità

 

مثل اغلب حکومتهای دموکراتیک دیگه، دولت ایتالیا هم سه شاخه اصلی داره:

 

1- قوه مجریه که خودش دوتا عضو داره. یکی رئیس جمهور (presidente) که توسط هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور انتخاب میشه، دومی هم نخست وزیر (primo ministero) هست که رهبر حزبیه که تونسته تو مجلس نمایندگان، نماینده های بیشتری رو وارد کنه. به نخست وزیر، رئیس کابینه ( il Presidente del Consiglio dei Ministri) هم میگن.

 

2- قوه مقننه هم شامل دو مجلس یا پارلمان (Parlamento)  هست است، یکیش مجلس سنا (Senato della Repubblica)، یکیشم مجلس نمایندگان (Camera dei Deputati).

 

3- قوه قضائیه یا Corte Costituzionale

 

La Casa Bianca

 

مجلس نمایندگان در پلاتزو مونته چیتوریو (Palazzo Montecitorio) تشکیل میشه و مجلس سنا هم در پلاتزو ماداما (Palazzo Madama). رئیس جمهور هم در پلاتزو دل کوئی ریناله (Palazzo del Quirinale) زندگی میکنه که یه کاخ پاپی بسیار شیک هست..

 

اخیرا دولت ایتالیا اصلاحیه ای  رو به مجلس پیشنهاد کرده که بر طبق اون « نصفی از نماینگان مجلس رو بقیه نمایندگان مطابق میل خودشون، انتخاب میکنن.»

 

اگه نمیفهمید این یعنی چی، زیاد خودتونو عذاب ندین، چون اکثر مردم ایتالیا هم از این سیاست بازیها و قانونا سر در نمیارن و موقع رای دادن گیج میشن!

 

اگه اخبار سیاسی دولت ایتالیا رو دنبال میکنید و یه سایت انگلیسی میخواید، فکر کنم  Italian Press Digest بهترینشون باشه.

 -------------------------------------------

پ.ن.:

 

 La Santa Trinità  همون سه گانه مقدسه مسیحیها : پدر، پسر ، روح القدس ... آشه رو بخور هیچی نپرس!

 La Casa Bianca  کاخ سفید.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 Mafia

 

همگی شما با نام مافیا آشناهستید، حتی در کشور خودمان هم هر از چندگاهی نام مافیای نفتی یا مافیای صنعت خودرو را میشنویم. مافيا نامي است که به گروه‌هاى سازمان یافته جنائى، كه گاهي اوقات با سوگند خونى و قسم به رازدارى گرد هم میآیند، اطلاق میشود، اما اینکه خود کلمه مافیا از کجا آمده، کسی نمیداند. بعضی آن را به شعار جنگجویان سیسیلی با فرانسویان منتسب میکنند:

 

Morte Ai Francesi Italia Anela

 مرگ بر فرانسه، زنده باد ایتالیا

 

و برخی هم آن را به جوزفه ماتزینی (Giuseppe Mazzini 1805-72) شورشی ایتالیایی نسبت میدهند:

 

Mazzini Autorizza Furti Lancendi Avvelenamenti
ماتزینی ، دزدی ، آتش افروزی و مسموم کردن را مجاز میداند

 

اما آنچه مسلم است این است که مافيا در زمان ملوك‌الطوايفى (فئودال) سیسیل بوجود آمد تا املاك مالكين غايب را محافظت كند اما مافیا در قرن 19ام، به شبكه باندهاى جنائى كه سيسيل را تحت كنترل داشتند مبدل شده بود.

 

 

صحنه ای از فیلم لئوپارد که لوچینو ویسکونتی در آن به فروپاشی اشرافیت و ظهور مافیادر سال 1860  پرداخته است.

 

اعضاء ملزم به رعايت قانون امرتا (Omerta) بودند. طبق اين قانون تمام ارتباطات و همكاريها بايد از دولت مخفي ميماند.

 

مافيا نه يك سازمان متمركز است و نه داراي سلسله مراتبی است. مافيا از گروههاي كوچك  بسياري تشكيل شده كه هريك فقط در ناحيه خودش كار ميكند. با استفاده از روشهاي تروريستي در انتخابات، مافيا قدرتهاي سياسي را بدست آورد و توانست در نيروي پليس نفوذ كند و از راههاي قانوني به اسلحه دسترسي پيدا كند.

 

بنيتو موسيليني رئيس حكومت فاشيستي، توانست براي مدتي از فعاليت مافيا جلوگيري كند، اما پس جنگ جهانى دوم در سال 1945 اين سازمان بار ديگر شكل گرفت. در 30 سال بعدى مافيا به نيروي قدرتمندي نه تنها در سيسيل، بلكه در تمام ايتاليا تبديل شد. دولت ايتاليا در اوايل 1980 يك فعاليت ضدمافيايي را شروع كرد كه به دستگيرى افراد و دادگاه‌هاى شورانگيز زيادي منجر شد، گرچه کشته شدن چندين مامور كليدي قضايي را هم به دنبال داشت. خشم عمومي با دستگيرى رهبر مافيا سالواتوره رينا (Salvatore Riina) در 1993 كاهش يافت.

 

 

صحنهایی از فیلم پدرخوانده به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا که در آن زندگی یکی از خوانواده های مافیایی در در بین سالهای 1940 تا 1950 به تصویر کشیده شده است.

 

در اواخر قرن 19ام، برخي از اعضاي مافيا به ايالات متحده مهاجرت كردند. آنها بزودي جنايات سازمان‌يافته آمريكايى را شكل دادند، مخصوصاً طي دوران ممنوعيت مشروبات الكلي در 1920. پس از لغو اين ممنوعيت در 1933 ، مافيا به موضوعات ديگر روي آورد، از قبيل قمار، اخاذى، فحشا و در سالهاى اخير، مواد مخدر.

 

 

آل کاپون، چهره معروف مافیای آمریکا در سالهای 1920 که تجارت  قمار، مشروب و فحشا را به کنترل خود درآورده بود. بعد از جنایتهای زیاد، وی تنها به جرم فرار از مالیات 8 سال را در زندان گذراند.

 

 البته در اين ميان ارتباطات با مافياي ايتالياي برقرار مانده بود. مانند ايتاليا، ايالات متحده نيز پيگرد رهبران معروف مافيا در 1980 و 1990 افزايش داد و تعداد بسیاری را دستگیر کرد، هر چند هنوز هم نمی توان با اطمینان به از بین رفتن این شبکه معتقد بود.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

  

برای یادگیری بهتر زبون ایتالیایی بد نیست هر از چندگاهی یه نگاهی به مجلات و روزنامه های ایتالیایی بندازید. اگه از اخبار روز با خبر باشید، میبینید که درک مطالب روزنامه ها اونقدرها هم سخت نیست.

تو جدول زیر آدرس تعدادی از روزنامه ها و مجلات ایتالیایی رو براتون نوشتم که امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره:

 

 

 

1

Il sole 24ore

روزنامه

2

L'unità

روزنامه

3

Eco di Bergamo

روزنامه ای چاپ برگامو

4

Alto Adige

روزنامه ای چاپ بولزانو

5

Il Resto del Carlino

روزنامه ای چاپ بولونیا

6

Alto Adige

روزنامه ای چاپ ترنتینو

7

Il Piccolo

روزنامه ای چاپ تریسته

8

La Stampa

روزنامه ای چاپ تورین

9

Il secolo XIX

روزنامه ای چاپ جنوا

10

Repubblica

روزنامه ای چاپ رم

11

Liberazione

روزنامه ای چاپ رم

12

MANIFESTO

روزنامه ای چاپ رم

13

Il Messaggero

روزنامه ای چاپ رم

14

L'unione sarda

روزنامه ای چاپ ساردین

15

La Nuova Sardegna

روزنامه ای چاپ ساردین

16

Giornale di Sicilia

روزنامه ای چاپ سیسیل

17

La Nazione

روزنامه ای چاپ فلورانس

18

Il corriere della sera

روزنامه ای چاپ میلان

19

Il Giorno

روزنامه ای چاپ میلان

20

Il Mattino

روزنامه ای چاپ ناپل

21

Il gazzettino

روزنامه ای چاپ ونیز

22

La gazzetta del sud

روزنامه ایالتی

23

L'eco di Bergamo

روزنامه برگامو

24

Il mattino di Padova

روزنامه پادوا

25

Gazzetta ufficiale

روزنامه رسمی

26

Aprile

روزنامه سیاسی

27

Avvenire

روزنامه کاتولیکها

28

La Gazzetta di Reggio

روزنامه ناحیه کالابریا

29

L'osservatore romano

روزنامه واتیکان

30

FNSI

فدارسیون چاپ

31

Il Mondo

مجله اقتصادی

32

La voce

مجله اقتصادی

33

Milano Finanza

مجله اقتصادی

34

Affari italiani

مجله ای آنلاین

35

Il ponte

مجله ای چاپ لومباردیا

36

Infocity

مجله ای در مورد رسانه

37

Il barbiere della sera

مجله ایی آنلاین

38

Prima Comunicazione

مجله ایی در مورد رسانه

39

Panorama

هفته نامه

40

L'Espresso

هفته نامه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط کاوه  |