تبليغاتX
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آموزش زبان و مطالب مفید جهت آشنایی با فرهنگ و جاهای دیدنی ایتالیا

 

Arrivederci Italiese

 

میگن وقتی زبونی از بین میره بخشی از انسانیت هم از بین میره. ایتالی ازه (Italiese)، زبون ایتالیایی مردم تورنتو (Toronto) کانادا، در حال از بین رفتنه .

 

بنا به گزارش Toronto Star تو مقاله Say Arriverderci to the Basimento، مهاجرایی که بعد از جنگ جهانی دوم به تورنتو اومدن، تو اواسط 1960، این شهر رو به بزرگترین شهر ایتالیایی خارج از ایتالیا تبدیل کردن. اون زمان حدود 500 هزار نفر با یه لهجه جدید، ایتالیایی حرف می زدن که بهش میگفتن: ایتالی ازه

 

حالا بعد از گذشتن یکی دو نسل، این زبون قربانی جهانی شدن و نزدیکی فرهنگها شده و داره از بین میره. بخاطر همینه که مرکز مطالعات ایتالیایی کانادایی فرانک ایاکوبوچی (Frank Iacobucci) تو دانشگاه تورنتو داره سعی میکنه گویشهای ایتالی ازه رو قبل از اینکه کاملا از بین بره جمع آوری کنه.  این مرکز حتی یه  دیکشنری  ایتالی ازه هم جمع و جور کرده:

 italiese dictionary

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

طبق گزارش سایت  Adnkronos International، اولین نسخه رسمی ایتالیایی قران، قراره سال دیگه  تو شهر مدینه عربستان سعودی چاپ بشه!

 

 

خوب من نمیدونم ترجمه رسمی با ترجمه های دیگه چه فرق میکنه، اما آقای حمزه پیککاردو (Hamza Piccardo)، رئیس بزرگترین گروه مسلمونای ایتالیا UCOII ، میگه این نسخه سعودی نسبت به ترجمه قبلی که هزاران نسخه اش تو ایتالیا به فروش رفته، حاشیه نویسی و توضیحات کمتری داره و متن اصلی قران هم کنار ترجمه اش قرار داده شده .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 7:23 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Mangia! Mangia!  یه عبارت تشویقیه که حتی غیر ایتالیایی ها هم میتونن تشخیص بدن: بخور! بخور!

 

 

کلمات هم خانواده زیادی وجود داره که از فعل Mangiare مشتق شده و ظاهرا از نظر معنی اصلا ربطی به اون ندارن... یه چندتا مثال ببینید:

 

Mangiacarte: (کاغذ خور) یه واژه تحقیر آمیز به معنی درجه سه، وکیل جزئی

Mangiacassette: پخش کاست یا نوار خور

Mangianastri: پخش کاست یا نوار خور

Mangiadischi: CD پخش کن پرتابل، CD خور

Mangiaformiche: جونور یا پرنده مورچه خوار

Mangiafumo: (دود خور) شمع تصفیه کننده هوا (سوال نکنید منم نمیدونم یعنی چی؟)

Mangiafuoco: (آتش خور) آدم لاف زن

Mangiamoccoli: آدم مغرور و متعصب

Mangiapane: (نون خور) انگل و طفیلی

Mangiapreti: (کشیش خور) ضد روحانی متعصب

Mangiarospi: (وزغ خور) مار آبی

Mangiasoldi: (پول خور) دستگاهایی که با سکه راه میافتن

Mangiatrice di uomini: آدم خوار

Mangiatutto: همه چیز خوار

 

از مشتقات فعل Mangiare یه چندتا مثال دیگه هم میشه زد. مثلا تو ماجراهای پینوکیو، اسم اون رئیس خیمه شب بازی  Mangiafuoco (آتش خوار) بود .

 

 

تو میدون پیاتزا دل کمپوی (Piazza del Campo) شهر سی انا (Siena) نزدیک عمارت ملی (Palazzo Pubblico) ، برجی وجود داره که اسمش برج خوردنه (Torre del Mangia)  

 

میگن اسم این برج از جواننی دی بالدوچیو (Giovanni di Balduccio)، اولین نگهبانش گرفته شده، که بخاطر اینکه همه درآمدشو صرف خوردن میکرده، بهش میگفتن: درآمدخوار (Mangiaguadagni) .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

 

Benvenuti Amici

خوش اومدید دوستان

 

 

 

La Vita e Bella

زندگی زیباست

 

 

 

Vive Bene, Spesso L'amour, Di risata Molto

خوب زندگی کن، اغلب عشق بورز، زیاد بخند

 

 

Buona Fortuna

موفق باشید

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

گربه ها

 

 

Non c’e’ trippa per gatti

گوشتی (سیرابی) واسه گربه ها نیست

 

این ضرب المثل موقعی استفاده میشه که دیگه هیچ امیدی واسه رسیدن به چیزی که میخاید نباشه.

بهار 2007 تو جام قهرمانی اروپا، ایتالیاییهای طرفدار میلان رو یه بنر پارچه ای، ترجمه انگلیسی این ضرب المثل رو نوشته بودن : There’s no tripe for cats ، به این مفهوم که تیمهای دیگه هیچ امیدی واسه برنده شدن ندارن، اما خب فقط ایتالیاییها معینیشو میفهمیدن !

 

Tanto va la gatta al lardo che ci lascia lo zampino

گربه ای که زیاد سراغ گوشت (خوک) میره، ردشو جا میذاره

 

منظور این ضرب المثل هم اینه که آدمی که به کار بدی عادت کرده، دیر یا زود گیر میافته.

 

Via la gatta i topi ballano

گربه بره، موش میرقصه

 

اینم که مشخصه، وقتی رئیس نباشه، هیشکی کار نمیکنه .

 

سگها

 

 

Una Vita da Cani

زندگی سگی

 

چیزی که مسلمه اینه که زندگی سگی، زندگی راحتی نیست. این موضوع واسه سگهای ایتالیایی هم صادقه. سگهای شهری در حالت عادی معمولا تو آپارتمانای کوچیک زندانی ان. وقتی هم که بیرون میان باید حواسشون به اونایی که سگ ندارن باشه تا اذیتشون نکنن. چون اونا معتقدن سگها خیابونا و پارکها رو که محل بازی بچه هاس رو کثیف میکنن و صاحباشونم اهمیتی نمیدن.

 

 همه ساله هزاران سگ و گربه توسط کسائی که میخان به مسافرتای طولانی برن کنار خیابونا رها میشن. و این موقع اس که « سفرهای اخلاقی » سوژه داغ روزنامه ها میشه. سگای گمشده که تو اتوبانا حیرون میمونن باعث تصادفات زیادی میشن.

 

Dirlo ai Cani e Porci

به سگا و خوکها بگو

 

هرچی میخای بگی بگو. مهم نیست کسی خوشش بیاد یا نه

 

ضرب المثل آخری ربطی به سگ و گربه نداره، اما حیون حیونه دیگه. چون باحال بود گفتم اینم بگم:

 

E’ piu’ pigre che ventiquattro mucche

اون از 24 تا گاو هم تنبل تره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

تيمهاي فوتبال ايتاليا اسامي مستعار خيلي جالبي دارن... نميدونم اما اگه يكي ميدونه به منم بگه چرا  تيم كيه وو (Chievo) اسم خودشونو گذاشتن  الاغهاي بالدار (Mussi Volanti) ؟!

 

 

شياطين (I Diavoli) اسم مستعار تيم ميلانه (Milan). بچه هاي تيم ونيز (Venezia) هم اسم خودشونو گذاشتن مردابی (I Lagunari). شايد بخاطر اينكه استاديوم پي ير لوئيجي پنتزو(Stadio Pierluigi Penzo) كنار مردابه!!!

فلسيني (I Felsinei) اسم يه شهر باستاني به نام فلسينا (Felsina) بوده كه تيم بولونيا (Bologna) اونو به عنوان اسم مستعار خودش انتخاب كرده .

 

 

تازه بعضي ها به جاي يه دونه، چندتا اسم مستعار دارن. بانوی پیر (La Vecchia Signoraدوست دختر (نامزد) ايتاليا (La Fidanzata d'Italiaگورخرها (Le Zebre)  و دختر كش ([La] Signora Omicidi) از جمله اسامي مستعار تيم معروف يونتوس (Juventus) هستند .

 

از همه اينا گذشته، هر تيم بر اساس رنگ لباسش (le maglie calcio) ، يه اسم رنگي هم داره. تابلوترينش تيم ملي ايتالياس كه به خاطر لباسهاي آبي، Gli Azzurri (لاجوردیها) صدا شون ميكنن. تو مجلات و روزنامه ها از این اسمای رنگی مثل Palermo, 100 Anni di Rosanero يا Linea GialloRossa زياد استفاده ميشه.

 

 

 

در ادامه ليستي از تيمهاي سري A فوتبال ايتاليا رو همراه با اسهاي رنگيشون براتون تهيه كردم. فكر نميكنم اسم رنگها زياد مشكل باشه، پس ترجمه اسامي با خودتون:

 

Atalanta: Nerazzurri
Bari: Biancorossa
Bologna: Rossoblu
Cagliari: Rossoblu
Catania: Rossazzurri
Chievo: Gialloblu
Fiorentina: Viola
Genoa: Rossoblu
Inter: Nerazzurri
Juventus: Bianconeri
Lazio: Biancocelesti
Livorno: Amaranto
Milan: Rossoneri
Napoli: Azzurri
Palermo: Rosanero
Parma: Gialloblu
Roma: Giallorossi
Sampdoria: Blucerchiati
Siena: Bianconeri
Udinese: Bianconeri

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

میز، تو زبون فارسی معنی مطلقی داره. میز یه نوع اسباب اثاثیه اس و فرقی نداره میز تحریر باشه یا میز ناهار خوری، اما تو زبون ایتالیایی کلمه میز میتونه کمی گیج کننده باشه .

 

 

از اونجائیکه غذا معمولا رو میز سرو میشه، تو بسیاری از  اصطلاحات کلمه la tavola (به شکل مونث کلمه توجه کنید!)، بیشتر به چیزی اشاره میکنه که کسی کنارش غذا میخوره. چند تا مثال ببینید:

آماده کردن میز واسه غذا خوردن

در حال غذا خوردن سر میز

از غذا ( خود غذا، نوشیدنیها و هم صحبتی) لذت بردن

بلند شدن از سر میز غذا

میز غذای آماده واسه خوردن

آشپزی و دست پخت خوب

apparecchiare la tavola
a tavola
i piaceri della tavola
alzarsi da tavola
tavola imbandita
la buona tavola

 

 

 

اما  کلمه un tavolo (به شکل مذکر کلمه توجه کنید!)، اشاره به همون  اسباب و اثاثیه است...

 اگه فکر میکنید تا اینجای قضیه رو خوب متوجه شدید یه مورد دیگه رو هم بگم :

در اشاره به میزایی که تو عکس، تابلو یا نقاشی هستند از una tavola استفاده میشه . پس در اشاره به تابلویی که میبینید، درستش اینه که بگید:

 

i cavalieri della tavola rotonda.

شوالیه ها دور میز بحث میکنن

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

به شماره تلفنای مجانی تو ایتالیا میگن Numero Verde (شماره سبز) یا Linea Verde ( خط سبز). تو این شماره تلفنا هزینه بجای تماس گیرنده به پای کسی که باهاش تماس گرفتین نوشته میشه.

 

 

قبلنا این شماره ها تو ایتالیا با 1678 یا 167 شروع میشدن اما الان چندین ساله که با 800 یا 803 شروع میشن.

 

همیشه سبز باشید.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

رو پنجره این مغازه نوشته :

Prossima Apertura

بزودی باز میشه

 

اما اسم مغازه خیلی باحاله (Open/Close). یعنی ممکنه بعدش بزودی بسته بشه !

 

 

Scontata به معنی تخفیف دادنه اما معنی حتمی هم میده. تو این آگهی با این کلمه بازی شده و میشه اونو « تخفیف خوشبختی است » یا « خوشبختی قطعیه »، ترجمه کرد.

 

 

این نوشته تو یکی از میدونای شهر لککو (Lecco) نصب شده:

 

L’ANIMALE ABBANDONATO

 

Due occhi grandi, una tristezza infinita, la fame, la sete, la voglia di vita!

Dopo il passato gli han tolto il futuro, ma è lì per amarti di nuovo, di più…

È sicuro, ti parla in silenzio, ti chiede una mano e tu caro amico, perchè guardi lontano?

 

Eva Bertolini

 

دو چشم بزرگ، یک اندوه بیکران، گرسنگی، تشنگی، میل به زندگی!

بعد از گذشته، آینده او را گرفتند، اما او برای دوباره بیشتر دوست داشتنت اینجاست،

مطمئنا در سکوت با تو حرف میزند، دست کمکی از تو میخواهد و تو دوست عزیز چرا به دور دست (طرف دیگری)  نگاه میکنی؟

 

اوا برتولینی

 

 

چیزی که مسلمه این تابلو نشون دهنده محل پارک افراد معلوله. اما ترجمه کلماتی که استفاده شده یه نموره سخته و محتاج یاری سبز شماست :

 

Campagna di Sensibilizzazione. Comune di Lecco

 

پیروز عزیز معنی تبلیغات حساسیت نمایی رو پیشنهاد داده .

 Comune di Lecco هم میشه شهرداری لککو.

 

Vuoi il Mio Posto? Prenditi il Mio Handicap!

جای (پارک) منو میخای؟ پس معلولیت منو بگیر (مثل من معلول شو)!

 

 

این عکس دوتا پوستر تبلیغاتی متجانس با هم رو نشون میده.

 

Ne combiniamo di tutti i colori

ما همه رنگها رو باهم ترکیب میکنیم

 

Sopportiamo tutto

تحمل همه چی رو داریم

 

رو پوستر اولی تاکیدش به انواع نژادها ست (سیاه و سفید) و رو پوستر دومی هم اشاره اش به همه وزنها (چاغ و لاغر) ست. در کل منظورش اینه که قادر به انجام هر کاری و تحمل هر چیزی هستیم.

پایین پوستر هم نوشته زیر رو میبینید:

 

Una Risposta Per Ogni Esigenza

پاسخی برای هر نیاز

 

جا داره دوباره از پیروز عزیز بخاطر کمکهای ارزشمندش تشکر کنم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

ایتالیائیها اغلب بخاطر صمیمیت و برخورد خوبشون با مهمونا زبونزد هستند، اما مواقعی که حس و حال مهمون نوازی ندارند و مهمونی ناخوانده از راه میرسه، از اصطلاحی استفاده میکنن که کل خوش مشربی اونارو زیر سوال میبره:

 

Essere ricevuto come un cane in chiesa

خوش اومدن مثل یه سگ تو کلیسا!

 

امیدوارم که بد موقع مهمون یه ایتالیایی نشید که با این اصطلاح ازتون پذیرایی کنه !

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 


تو ایتالیا به آب شیر یا به عبارتی آب شهری اغلب میگن آب شهرداری (
l'acqua del sindaco). با توجه به پوستر تبلیغاتی جدیدی که اخیرا تو ونیز نصب شده این موضوع به جک تبدیل شده!

 

 

تو این پوستر ماسسیمو کاچچاری (Massimo Cacciari) شهردار ونیز، درحالی که آب شهری رو نشون میده میگه:

 

Anch'io bevo l'acqua del sindaco

منم دارم آب شهری میخورم!

 

هزینه جمع آوری زباله، مخصوصا در ونیز که تو کانالهای آبی به صورت دستی انجام میشه، بسیار بالاست  و چهار برابر خشکیه.

 

آگهی بالا، بخشی از اقدامات تشویقی برای استفاده مردم از آب شهریه (l'acqua di rubinetto)  تا استفاده از بطریهای پلاستیکی رو به حداقل برسونن. مقامات رسمی برای آب شهری ونیز اصطلاح  Acqua Veritas  رو هم ابداع کردن  و حتی بطری های شیشه ای رایگان به خونه ها میدن.

 

حقیقتش اینه که به نظر خیلی ها آب شهری تو سراسر ایتالیا، حتی تو رم که درجه سختی آب به علت وجود کلسیم بالاست، بهترین آبه و بهتر از آبهای تجاری کنترل میشه. اگه یه زمانی گذرتون به رم افتاد میتونین از آب شیر دماغ درازهم بخورید:

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Saltimbanco, Saltimbocca

 

 

کلمه Saltimbanco از عبارت Saltare in banco به معنی لغوی پریدن رو نیمکت گرفته شده و به اکروبایستها و بندبازهای سیرک  گفته میشه. بد نیست بدونید Saltimbanco اسم سیرک موفقی به نام Cirque du Soleil هم هست .

 

 

کلمه Saltimbocca هم از عبارت Saltare in bocca به معنی لغوی پریدن تو دهن گرفته شده. این کلمه با سیرک کاری نداره . Saltimbocca اسم یه نوع غذای لذیذ گوشتی هست که نوع رومی ایش (Saltimbocca alla Romana) معروفترینشه .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

راستش واسه من اصلا مهم نيست كه لوكا چيكار كنه، اما ظاهرا اين موضوع واسه مردم ايتاليا خيلي مهمه!

 

مدتي قبل كه مشخص شد ترانه ايي عليه همجنس گراها قراره تو سن رمو خونده بشه، اعتراضاتي شكل گرفت و با خونده شدن ترانه  لوكا همجنس گرا بود توسط پوويا (Povia)، خواننده و ترانه سراي 36 ساله ميلاني،  كه  قبلا براتون ترجمه اش كردم، اين اعتراضات به اوج خودش رسيد.

 

 

پوويا قبلا تو يه مصاحبه اعلام كرده بود كه مردم همجنس گرا نيستند بلكه اين افراد و محيط اطرافشون هست كه اونا رو همجنس گرا ميكنه.

 

 

پائولو بونوليس (Paolo Bonolis) مجري برنامه سن رمو واسه خابوندن ولوا گفته بود كه اين ترانه طرف كسي رو نميگيره بلكه تنها يه داستان ساده رو روايت ميكنه.

 

تو هفته گذشته مناقشات زيادي سر اين ترانه به پا شده. انجمن LGBT (گروه همجنس گراهاي مرد و زن و دو جنسي ها) اين ترانه رو اهانت آميز و نژادپرستانه خطاب كرده و پوويا هم در جواب گفته كه واسه اعتراضات اين انجمن پشيزي ارزش قائل نيست! البته پوويا يه رقيب جدي سر راش داره كه به راحتي نميشه ازش گذشت واون شخص متاسفانه كسي نيست جز روبرتو بنيني .

 

 

بنيني هم تو سن رموي امسال حضور داشت و هرچند از مستقيما از پوويا اسمي نبرد اما به طور آشكار در پاسخ به ترانه اون، از همجنس گرائي حمايت كرد و اونو مسئله ائيكه بايد عادي بشمار بياد، مطرح كرد.

 

به دليل حضور و نفوذ واتيكان بين مردم، همجنس گراهاي ايتاليا، تا حالا نتونستن برخلاف بقيه كشورهاي اروپائي، فعاليتهاشونو قانوني كنن. واتيكان هرچند خودش ام الفساده و خيلي از كشيشاش اينكاره ان، اما به طور رسمي مردم رو از اينكار نهي ميكنه و همجنس بازي رو گناه ميدونه.

 

وقتي بنيني تو سن رمو داد زد همجنس گرائي گناه نيست اين حماقته كه گناهه، بيننده ها بلند شدن و يكصدا تشويقش كردن. اون ادامه داد هركي با همجنس گرائي مخالفه در حقيقت با عشق مخالفه. اگه يكي عاشق باشه چه اهميتي داره كه طرف مقابلش همجنس يا از جنس مخالف باشه!

 

خدا اول آخر و عاقبت ما رو بخير كنه بعدش هم مردم ايتاليا رو...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

براي كسي كه زباني رو تازه ياد گرفته هميشه لحظاتي پيش مياد كه به علت فراموشي و يا ندونستن كاربرد درست كلمه اي، جملاتي رو استفاده ميكنه كه موجب خنده يا تعجب مردم و شرمندگي اون ميشه.

من خاطرات افرادي رو براتون جمع كردم كه با خوندنشون هم بخنديد و هم درس بگيريد. شما هم اگه خاطره اي تو اين زمينه داريد بگيد تا اونا رو هم اضافه كنم.

 

 

صندلي يا باسن؟!

خانمي تعريف ميكنه پيرمردي سوار اتوبوس شد و من محض احترام بلند شدم تا صندليمو به اون تعارف كنم و گفتم:

Signore le posso offrire la mia sedere.

 

اما به دنبال اين حرف همه جمعيت زدن زير خنده.

Sedere در حالت فعل به معني بنشينيد و بفرمائيد هست، اما در حالتي كه به صورت اسم بكار بره به معني پشت و باسن هست. در واقع من باسنم رو بهش پيشكش كرده بودم....

 

دستمال توالت

داستان بعدي متعلق به آقائيه كه خانومش واسه تميز كردن بچه هيجده ماهش تو هتل، دستمال كم مياره و بهش ميگه بره از متصدي هتل دستمال توالت بگيره. اما مشكل اينجاست كه اون آقا نميدونه دستمال توالت به ايتاليائي چي ميشه و مجبور ميشه كاربرد دستمال توالت رو واسه طرف توضيح بده...

 اينم مكالمه اين دوتا باهم:

 

Me: Salve.
Lui: Giorno.
Me: Scusi, ma neccessito qualcosa per la camera.
Lui: Dimmi.
Me: Ah, si, non lo so come si dice questo in italiano. Ho bisogno di toilet paper.
Lui: Come?
Me: Toilet paper. Ahm, come si dice? Ahm, papel?
Lui: (Non ha detto niente, ma mi ha guardato come io fossi 5km fuori)
(Questo discorso continuava per ancora un minuto. Immaginavo mia moglie con le mani sui fianchi e la piede battendo il pavimento. Ho avuto un idea)
Me: Signore, mi scusi ma non posso pensare di qualsiasi altro modo di spiegare questo.
Lui: Dai.
Me: Signore, quando si cacca, si deve pullire il culo con qualcosa. Come si chiama questa cosa?
Lui: (Mi guardava come io fossi matto. Finalmente, la luce dietro gli occhi incominciava di brillare.) Ah! Si! Carta igienica.
Me: Carta igienica? Si, mene da due di questi per favore.

 

نگه دارنده يا كان دوم؟!

مايكل ميگه دو ماهي بود كه واسه يادگيري زبان به ايتاليا رفته بودم و با دوستم ماسسيمو و مادرش زندگي ميكردم. يه روز صبح مادرش داشت برام توضيح ميداد كه كيكي داريم ميخوريم اسمش Colomba (كبوتر) هست و فقط تو ايام عيد پاك ميخورنش. اون توضيح داد كه تمام مواد سازنده اين كيك طبيعيه. منم واسه اينكه نشون بدم زبون ايتاليائيم چقدر پيشرفت كرده گفتم: "فهميدم، كلمبا مواد نگه دارنده نداره":

 

Ho capito!. La colomba non contiene i preservativi.

 

ماسسيمو مادرش يه لحظه هاج و واج همديگه رو نگاه كردن تا يه دفعه ماسسيمو متوجه منظورم شد و گفت:

 

Hai ragione, Michele. La Colomba non contiene i preservativi. Infatti, la colomba non contiene neanche i conservanti."

 

preservatives تو انگليسي به معني مواد نگه دارنده و جلوگيري كننده از فساده. منم اونو ايتاليائيزه اش كرده بودم به خيال اينكه همون معني رو ميده، در حاليكه اين كلمه تو ايتاليائي معنيش ميشه: كاپوت و كان دوم!

آره كلومبا توش نه كان دوم داره نه مواد نگه دارنده... در حاليكه من از خجالت سرخ شده بودم اون دوتا از خنده منفجر شده بودن .

 

شاه و ملكه

تو زبون ايتاليائی معمولا اسامي مونث با a تموم ميشن و اسامي مذكر با o. من ميدونستم كه ملكه به ايتاليائي ميشه regina و مسلما شاه هم بايد بشه regino. اما نميدونم چرا هر وقت من اين كلمه رو ميگفتم همه بهم ميخنديدن. (پادشاه به ايتاليائي ميشه: re)

 

يه بار هم با موتور ميخواستيم بريم گردش و من كلاه ايمني نداشتم و نميدونستم به ايتاليائي چي ميشه. اينه كه به ذهنم رسيد بگم به منم يه cappello di ferro (كلاه آهني) بديد!

 

بستني همبرگري و صد 100 گرم زيتون!

با چندتا از بچه ها ميخواستيم تو ايتاليا بستني بخوريم. من كمي ايتاليائي بلد بودم اما بقيه هيچي. 6 تا بستني ميوه اي و هر كدوم به يه طعم بايد سفارش ميدادم. با طعما مشكلي نداشتم چون اسماشونو روش نوشته بودن اما وقتي ميخواستم بگم زبونم نچرخيد و حسابي گاف دادم. بجاي

 

noce di cocco, cioccolato e pistacchio (نارگیلی، شكلاتي و پسته اي)

 

گفتم:

noce di cocco, cioccolato e prosciutto (نارگیلی، شكلاتي و همبرگري)

 

تازه اين اوليش بود. ميخواستم صد گرم زيتون بخرم. ميدونستم etto (100 گرم) يه واحد كوچيك وزنه اما معني دقيقشو  نميدونستم. به مغازه دار گفتم صد etti زيتون بده. اون گفت نميتوني اين همه رو ببري. گفتم ميتونم تا اينكه برام توضيح داد بابام جان صد اتتو ميشه 10 كيلوگرم!

 

كازينو يا ...

يه بار كه واسه ديدن فاميلا به ايتاليا رفته بوديم از ماريا خواهر زاده ام پرسيدن كه اون موقع تو رستوران كار ميكرد:

 

Come sta, Maria...lavora ancora in lo stesso ristorante?

 

منم جواب دادم:

 

Sta bene, pero', adesso lei lavora in casino.

فاميلا با تعجب پرسيدن:

 

COME???

 

casinò به معني محل تفريح، رقص و قمار خونه اس. casino هم معني فاحشه خونه رو ميده. تفاوت اين دو كلمه در طرز تلفظ o آخر هست كه در مورد قمارخونه كشيده تر و با تاكيد بيشتري ادا ميشه. اون موقع بود كه فهميدم كه اين تاكيد روي o آخر چقدر مهمه و من عجب حرفي زدم...

 

انجير يا...

يه بار به باغ يه دوست ايتاليائي دعوت شده بوديم كه درختاي انجير خيلي خوبي داشت. ايتاليائي من خوب نبود اما ميخواستم به ايتاليائي بهش بگم كه چه درختاي انجير خوبي داره:

 

Tuo FIGO e molto grande e bello.

 

از اين جمله من اون صاحب باغ اونقدر خنديد كه اشكش در اومد و من هاج و واج مونده بودم كه مگه چي گفتم!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

قبلا بحثي در مورد كلمات جالب ايتاليائي داشتيم و تو اون اشاره كرديم كه كلمه "پره-چي-پيته-وليس-سيمه-ول منته (Precipitevolissimevolmente)" به معني هرچه سريعتر كه ميتوني، به طور معمول با 26 حرف به عنوان طولاني ترين كلمه ايتاليائي شناخته ميشه. اما اين روزها تو ديكشنري هاي استاندارد، ظاهرا اين مقام  به كلمه Particolareggiatissimamente با 27 حرف، واگذار شده!

 

يه نفس عمق بكشيد و بگيد "پار-تي-كو-لا-رج-جيا-تيس-سي-ما-من-ته". ريشه اين كلمه Particolareggiato هست به معني به شدت مفصل.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

سه سال پیش که علاقمند شدم زبون ایتالیائی یاد بگیرم، یه سر رفتم جلوی دانشگاه بجز کتاب ایتالیائی در سفر چیزی پیدا نکردم. تو اینترنت هم یکی دوتا وبلاگ آموزش ایتالیائی بیشتر نبود که تنها چندتا از مطالب همون کتاب کذائی رو گذاشته بودن تو وبلاگ! چندتا سوال ازشون کردم اما نتیجه ای نگرفتم و نهایتا دیدم که: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من...

 

میدونستم وقتی که تصمیم بگیرید چیزی رو به کسی یاد بدید خودتون بهتر یاد میگیرید، با این فکر و ایده این وبلاگ رو راه انداختم و تصمیم گرفتم ایتالیائی رو همونطوریکه که دوست دارم یکی به خودم یاد بده، آموزش بدم.

 

فردا این وبلاگ وارد چهارمین سال فعالیتش میشه! هیچکدوم از مطالب این وبلاگ از سایتهای فارسی کپی برداری نشده و تماما تالیف یا ترجمه خودم و دوستانیه که هر از چندگاهی باهم همکاری داشتیم. اوایل به علت فراغت بیشتری که داشتم وقت زیادی صرف تحقیق و جمع آوری مطالب میکردم اما امسال بخصوص از مرداد به بعد به علت شرایط جدیدی که برام پیش اومده، متاسفانه تعداد مطالبی که به مطالعه و تحقیق بیشتری احتیاج داشتند کم شده که از این بابت شرمنده دوستان هستم.

بی تعارف باید بگم خیلی سخته که شما وبلاگی رو ۳ سال توهمه شرایط  آپدیت نگه دارید و چه بسا دوستان زیادی که بین راه به ما پیوستند اما بعد از مدتی خسته شدن و تعطیل کردن. منم چندین بار خواستم اینکار رو بکنم اما عشق و علاقه شما دوستان نذاشت این تصمیم مدت زیادی دوم بیاره. فکر میکنم کسی که بیشترین مطالب رو از این وبلاگ یاد گرفته خودم باشم. بخاطر همین از تک تک شما دوستان ممنونم. روبرتو بنینی میگه من کرمی بودم که اطرافیان به من بال دادن و به پروانه تبدیلم کردم. منم به نوبه خودم از شما دوستان که به من بال پرواز دادید تشکر میکنم.

 

امیدوارم امسال اگه عمری باقی موند بتونم با کمک شما دوستان عزیز مطالب بهتر و مفید تری ارائه کنم.

 

حالا موقع جشن و پایکوبیه. دوست دارید با آهنگ مامبو ایتالیانو برقصید یا تارنتللا؟!

 

 

دریافت آهنگ  Tarantella

 

 

دریافت ترانه Mambo Italiano از رزماری کلونی (Rosemary Clooney)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Biologia in italiano

 

 

پیروز یکی از همکاران قدیمی این وبلاگ، آمادگی داره واسه دوستانی که علاقمند ادامه این رشته تو ایتالیا هستند یه کارگاه آموزشی اینترنتی  واسه کنکور بذاره. این کار به صورت گروهی تو یکی از چت رومها مثل yahoo یاSkype  انجام خواهد گرفت.

 

دوستان باید لول یک و دو ایتالیائی رو گذرونده باشن و زیست شناسی هم بلد باشن. تستهای بیولوژی سالهای گذشته و مطالبی مثل 

 

mssima serietà

conoscenza base d'italiano

conoscenza di materie scientifiche

 

تستهای هوش، معلومات عمومی، بیولوژی، ریاضی، شیمی و فیزیک از لحاظ علمی، دستوری، و نکات کنکوری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

افرادی که میخان تو این کلاسا شرکت کنن، نظرات و پیشنهاداتشونو اینجا یا تو وبلاگ بیوتک مطرح کنن یا مستقیما با خود پیروز تماس بگیرند. اگه تعداد به حد نصاب برسه، روز و ساعتش متعاقبا اعلام میشه.

 

احتمالا اطلاع دارید که پیروز عزیز مدیریت بخش ایتالیائی مجله ماه رو هم بر عهده داره. من به نوبه خودم از ایشون  بابت تلاشش برای بالا بردن سطح اطلاعات هم وطنامون تشکر میکنم .

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اصلا به اين فكر نيافتيد كه تو ناحيه لاتزيوي (Lazio) ايتاليا، ماشين پليس رو قال بزاريد، مگر اينكه سرعتتون بيش از 330 كيلومتر بر ساعت باشه!

 

 

راننده هاي ايتاليائي شهرت زيادي تو بي قانوني، سريع و بي پروا رانندگي كردن، علي الخصوص تو autostrada ها دارند، پس بي جهت نيست اگه پليس ايتاليا هميشه دنبال وسيله اي سريعتر، براي به دام انداختن اين راننده هاي خلافكار باشه. 

چند هفته پيش (2 نوامبر 2008) شركت اتومبيل سازي لامبورگيني، كليد مدل پليسي Gallardo LP560 رو تحويل رئيس پليس ايتاليا داد. اين مدل جديد جايگزين مدل قديمي شده كه سرعتش حداكثر به 290 كيلومتر بر ساعت ميرسيد.

 

 

حالا پليساي آبي پوش منطقه لاتزيو، كه خودشون هم هميشه آرزوي مايكل شوماخر (Michael Schumacher) شدن رو داشتن، سوار لامبورگينيهايی (Lamborghini Gallardo)، با موتوري به قدرت 560 اسب بخار ميتونن با سرعت ۳27 كيلومتر بر ساعت حركت كنن.

 

 

در عرض سه سال به عنوان نمونه يكي از اين ماشينهای پلیس 140 هزار كيلومتر اطراف رم سرويس داده. مطمئنا اين مسافت تنها براي انجام وظايف پليس طي شده. اينطور نيست؟

نتیجه اخلاقی اینکه اگه شما هم میخاید یه همچین سرعتی رو تجربه کنید برید تو نیروی پلیس ایتالیا استخدام بشید شاید فرجی بشه

 

مطالعه بيشتر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Ti Chiami "Venerdì"?

 

« به شما چه مربوطه اسم بچه امونو چي ميخايم بذاريم؟ "جمعه" خيلي هم اسم قشنگيه. حالا كه اينطور شد اسم بچه بعديمونو ميذاريم "چهارشنبه"! » 

 

مارا و روبرتو (Mara e Roberto) پدر و مادر بچه 15 ماهه اي هستند كه ميخان اسمشو بذارن Venerdi (جمعه) اما دولت قبول نكرده و كارشون به دادگاه عالي (Corte Suprema di Cassazione) ايتاليا كشيده.

 

طبق خبري كه تو روزنامه Republica منتشر شده، اين دادگاه، نه تنها اجازه ثبت اين اسم رونداده بلكه اسم گرگوريو (Gregorio) رو هم واسه بچه انتخاب كرده. گرگوريو اسم قديس روزيه كه اين بچه به دنيا اومده.

 

 

رابینسون کروزو و جمعه

 

La Corte d'Appello يا همون دادگاه عالي گفته كه اسم "جمعه" از خدمتكار بومي رابينسون كروزئه (Robinson Crusoe)، داستان معروفي از دانيل دفو (Daniel Defoe) گرفته شده و نشونه پستي و چاپلوسيه و والدين حق ندارن چنين اسمايي براي بچه هاشون انتخاب كنن. اما پدر و مادر "جمعه" يا همون گريگورو، گوششون به اين حرفا بدهكار نيست و گفتن كه كماكان پسرشونو "جمعه" صدا ميكنن و قصد دارن اسم بچه بعديشونو هم بذارن "چهارشنبه" (Mercoledi) .

جالب اينكه طرفداراي زيادي هم دارن كه معتقدن دولت با اين كارش تو امور خصوصي مردم دخالت ميكنه. حالا به نظر شما حق با كيه؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

Fare La Scarpetta

 

اگه با چندتا ایتالیائی هم غذا شدید و آخر غذا اونا گفتند Adesso facciamo la scarpetta، تعجب نکنید. اونا نمیخان واقعا کفش درست کنن، بلکه منظورشون اینه که ته مونده غذای بشقابشونو با نون تمیز کنن!

 

 

لغت Scarpetta  در اصل به معنی کفش کوچیک یا نیم پوتینه، اما اینکه چرا Fare La Scarpetta به اصطلاحی واسه تمیز کردن غذای ته بشقاب تبدیل شده معلوم نیست، گفته میشه که بعضیا نونو به صورت کفش درست میکردن تابتونن غذای بیشتری جمع کنن و این اصطلاح از اینجا بوجود اومده.

 

 

کسی که غذاشو تا ته میخوره  و با نون هم بشقابشو تمیز میکنه، معلومه که از غذا لذت برده و حسابی بهش چسبیده، پس تعجبی نداره اگه بعضی از رستورانهای ایتالیایی اسمشونو میذارن Scarpetta.

نتیجه گیری اخلاقی اینکه فراموش نکنید:

Fare la scarpetta vuol dire ripulire il piatto con il pane.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

هی Zio Zuccone. آره با توام... توئی که اونجائی... با اون Zucca pelata که روش Zucchetto گذاشتی و داری Zucca و Zuccotto میخوری! ... اگه نمیفهمین این جمله یعنی چی، به خوندن ادامه بدید .

 

 

تو زبون ایتالیایی به کدو حلوائی میگن Zucca. به کدو تنبل بزرگ هم میگن  Zuccone یا Grossa Zucca.

اما این فقط یه روی قضیه است، چون این کلمات گاهی برای تحقیر فرد مقابل به کار میره...

Zucca به معنی سر انسان هم هست. آدم بیشعور، احمق و کودن، مذخرف و بی کله، از معانی هست که کلمه   Zuccone میتونه داشته باشه، اگه به حالت اهانت آمیز بکار بره.

Zucca pelata هم هرچند اصولا به معنی کدوی پوست کنده اس اما میتونه واسه کله طاسها هم به کار بره.

 

Zucchetto نوعی عرقچینه که کم موها رو سرشون میذارن (بهش Cupolini هم میگن).

کیک شکلاتی زوککوتتو (Zuccotto)

 

کلمه Zuccotto هرچند با این کلمات هم خانواده به نظر میرسه اما در حقیقت یه نوع دسر ایتالیائیه. یه کیک شکلاتی همراه با میوه های شیرین .

 

 

و در نهایت،  تو جام جهانی 2006 یادتونه که Zinedine Zidane (زین الدین زیدان) به مارکو مارتراتزی (Marco Materazzi) یه کله زد؟... این یه نمونه بارز از کاربرد کلمه Zuccata به معنی کله زدنه .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

واسه فهمیدن اینکه باد از کدوم ور میاد، لازم نیست یه هواشناس باشید، مخصوصا اگه روی دریای مدیترانه سفر کنید.

 

قبل از استفاده از قطب نماهای مغناطیسی، راهنمای ملوانا، گل سرخ بادها (rosa dei venti) بود. گل سرخ بادها در حقیقت علامتیه که هشت جهت اصلی رو  روی نقشه ها نشون میده.

 

 

 اگه دیدن اسامی نا آشنا روی این علامت، براتون تعجب انگیز بوده، باید بدونید که اسم این هشت جهت زمانی براتون معنی پیدا میکنه که خودتونو رو Mar Ionio (دریای یونان، شاخه ای از دریای مدیترانه بین آفریقای شمالی و یونان در جنوب ایتالیا) تصور کنید. حالا میریم سراغ عبارت روی این علامت از شمال در جهت عقربه های ساعت:

 

 

Tramontana (N): این کلمه از intra montes لاتین گرفته شده و به بادهای سرد شمالی که از قلب کوههای آلپ سرچشمه گرفتن اشاره میکنه.

 

Grecale (NE)  یا Greco : بادی که از سمت یونان می وزه.

 

Levante (E): از فعل Levare گرفته شده و به بادهائی اشاره میکنه که از سمت طلوع خورشید میوزند.

 

Scirocco (SE): بادهای گرمی که از بیابونای سمت سوریه میان.

 

(S) Mezzogiorno یا Austro یا  Ostro: اینم اشاره به بادهائی داره که از جنوب میان. Ostro از کلمه لاتین Auster گرفته شده.

 

Libeccio (SW): باد جنوب غربی که از سمت لیبی میاد.

 

Ponente (W): از فعل Porre گرفته شده و به بادهای غربی که از محل غروب خورشید میان اشاره داره.

 

 Maestrale (NW) یا  Maestro: بادی که از سمت رم (شمال غربی) میاد. از کلمه Magistero که به رم باستان گفته میشده، گرفته شده.

 

حالا که بحث به اینجا رسید شاید بد نباشه بدونید که از  Ponente و  Levante(مغرب و مشرق) برای توصیف هلال ماه هم استفاده میشه:

 

شبهای اول که هلال ماه شروع به بزرگ شدن میکنه ایتالیائیها میگن:

gobba a ponente luna crescente

 

بعد از شب چهارده که ماه کامل شروع به کوچک شدن میکنه میگن:

gobba a levante luna crescente

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

راستش بارها این موضوع رو تو کامنتها گفتم اما نهایتا دیدم بهتره یه جا اینو مکتوبش کنم تا دیگه کسی بهش برنخوره و از ما ناراحت نشه.

 

 

من از همون روز اول راه اندازی این وبلاگ، تصمیم گرفتم لینکهایی رو که تو پیوندام میذارم یه جورائی با موضوع وبلاگ که خواننده ها به دنبال اون اینجا میان، هماهنگی داشته باشه و در واقع برای اطلاعات بیشتر به اونا مراجعه بشه. طبق این سیاست فقط لینک دوستانی رو که تو زمینه ایتالیا یا آموزش زبونای مختلف فعالیت داشتنو تو پیوندام میبینید.

 

همینجا از همه دوستان عزیزی که به علت مرتبط نبودن موضوع، اسمشون تو پیوندای من نیست، معذرت میخام و امیدوارم که این موضوع رو درک کنن .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

بین تموم رنگهای ایتالیایی، به نظر میرسه رنگ سفید، که مجموع تمام رنگهاست، بیشتر از رنگهای دیگه تو اصطلاحات روزمره مردم به کار میره. بیائید چندتا از این اصطلاحات رنگارنگ رو با هم مرور کنیم

 


Andare in bianco

به هیچ جائی نرسیدن و دور خود چرخیدن


Casa Bianca

کاخ سفید


Far vedere bianco per nero

فریب دادن و گمراه کردن


Magia Bianca

 جادوی سفید. جادوئی که نیت انجام دهنداش خیر باشه.


Mangiare in bianco


فقط غذای سفید خوردن. مثل نون، پاستا، مرغ و برنج و پرهیز از غذاهای سرخ کردنی یا دیر هضم. معمولا به افرادی که مشکل هاضمه دارن این نوع رژیم توصیه میشه.

 

Matrimonio in bianco

 

عروسی سفید. به عروسی نیمه تموم گفته میشه یا حتی به یه ازدواج ناموفق


Morti bianche / Omicidi bianchi

 

مرگ سفید. به کارگرائی میگن که زندگیشونو به خاطر کارشون از دست دادن. مثلا در نتیجه یه جراحت یا کار تو شرایط خطرناک و نامطمئن.


Passare dal bianco al nero

 

از سفید به سیاه رفتن. منظور عوض کردن موضوع هست.


Passare una notte in bianco

شبی رو با بی خوابی گذروندن


Prendere bianco per nero

 

سفید رو سیاه گرفتن. یعنی موضوعی را اصلا متوجه نشدن


Settimana bianca

 

آخر هفته سفید. یه هفته برفی. بیشتر تو تفریگاههایی که بخاطر بارندگی برف، اسکی تعطیل میشه بکار میره.


Scheda Bianca

 

برگ سفید. پرونده خالی (scheda nulla)، بیشتر برای رای سفید، زمان انتخابات به عنوان اعتراض بکار برده میشه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

به مناسبت دور دوم انتخابات مجلس، افتتاح  وبلاگ فرانسه و زبان فرانسه رو اعلام ميكنم .

اميدوارم اين وبلاگ هم بتونه نظر مخاطبينشو جلب كنه .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

ببينم، ميخوائيد ايتاليايي ياد بگيريد يا ميخوائيد هي دليل بياريد كه چرا نميتونيد ايتاليايي ياد بگيريد؟ مثل همون دلايلي كه اغلب واسه رژيم گرفتن، پس انداز كردن و درس خوندن و غيره مياريد .

 

خب ميتونيد وقتتونو تلف كنيد و هي بهونه بياريد كه چرا نميتونيد كلمات ايتاليايي رو تلفظ كنيد يا صرف افعال رو ياد بگيريد، اما بهتره اين وقت و انرژي رو بذاريد واسه ياد گرفتن اين la bella lingua.

 

تو اين پست ميپردازيم به بهونه های رايجي كه دوستان واسه ياد نگرفتن زبون ايتاليايي ميارن .

 

 

ايتاليايي خيلي سخت تر از انگليسيه!

 

كاملا اشتباهه. تحقيقات علمي نشون ميده كه زبون ايتاليايي خيلي ساده تر از انگلیسه. 

 

 

چيزي كه اغلب ما فراموش ميكنيم اينه كه همه اولش ناشي بودن! به بچه اي فكر كنيد كه بهتر از هركسي زبون مادريشو ياد ميگيره. بچه ها ميخندن و از حرف زدن لذت ميبرن، ترانه ميخونن بدون اينكه نگران اشتباه حرف زدن باشن یا از شنيدن صداي خودشون ناراحت بشن.  شما چرا اینکارو نمیکنید؟

يه ضرب المثل ايتاليايي هست كه ميگه : Sbagliando s'impara، اشتباه كن تا ياد بگيري !

  

نزديك خونمون آموزشگاه زبان ايتاليايي نيست!

 

آموزشگاه؟ عمو يادگار، تو قرن بيست و يكم كي ميره تو غار، ببخشيد آموزشگاه ؟

اين همه سايت آنلاين آموزش زبان، اين همه دوره هاي آموزشي، برنامه هاي تلوزيوني ماهواره، ياهو مسنجر... بازم بگم؟!

 

 

خلاصه كلام، مطمئن باشيد خود من يكي تا حالا پامو تو هيچ آموزشگاه زباني نذاشتم .

 

ايتاليايي هيچوقت به دردم نميخوره!

 

مهم نيست چه انگيزه اي شما رو وادار ميكنه ايتاليايي ياد بگيريد، آدم از آينده خبر نداره كه چه فرصتهايي رو جلو پاش ميذاره. يه نگاهي به اينجا بندازيد تا بدونيد كه اگه زبون ايتاليايي یاد بگیرید ممكنه پاپ بعدي واتیکان  شما باشيد!!!

 

سنم بالاست. از من گذشته!

 

اين يكي از مضحك ترين دلايله. تو هر سني كه باشيد ميتونيد ايتاليايي ياد بگيريد. اين فقط به اراده و تصميم شما بستگي داره. پس بي خود ياد گرفتنو عقب نندازيد و همين الان تمرينات رو شروع كنيد .

 

من وقت كافي واسه ياد گرفتن زبان ندارم!

 

من ده روش واسه يادگيري سريع ايتاليايي بهتون معرفي كردم. دو هفته درس خوندن تو آموزشگاههاي زبان ايتاليا، از يكسال درس خوندن تو آموزشگاههاي ديگه موثر تره.

اصلا فكر كنيد ميخواهيد واسه مسافرت هزينه كنيد. صبحا بريد سر كلاس، بعد از ظهر ها هم كلي وقت داريد از كليساها، موزه ها و جاهاي ديدني ديگه بازديد كنيد .

 

ايتالياييها از حرف زدن من سر در نميارن!

 

اگه تلاش كنيد همه چي حل ميشه. همراه صحبت از زبون اشاره كه اينجا درباره اش صحبت كرديم هم استفاده كنيد. مهمترين چيز تو يادگيري اينه كه اعتماد به نفس داشته باشيد، هرچي بيشتر سعي كنيد حرف بزنيد، زودتر اون زبون رو ياد ميگيريد .

 

من همش مدت كوتاهي ميخوام تو ايتاليا بمونم، چرا به خودم زحمت بدم؟

 

واقعا اگه ايتاليايي بلد نباشيد، تو ايتاليا به زحمت نميافتيد؟!... از كجا ميفهميد دستشويي كجاست؟ يا چطوري از منوي غذايي رستوران سر در مياريد؟ حداقل ميتونيد فقط جملات كاربردي رو ياد بگيريد .

 

من نميتونم "ر" رو درست تلفظ كنم!

 

اصلا مهم نيست. بعضي از ايتاليايها هم نميتون "ر" رو درست تلفظ كنن. به اين ميگن: la erre moscia، "ر" ملايم.

در واقع به علت لهجه هاي محلي، بعضي از ايتاليايها "ر" رو نميتونن خوب تلفظ كن. مثلا ايتالياييهاي شمالي، مخصوصا شمال غربي ناحيه پيه دمونت (Piedmont) كه نزديك مرز فرانسه اس، به علت نفوذ زبان فرانسه، "ر" رو شبيه فرانسويا تلفظ ميكنن (تو مايه هاي ق) كه بهش ميگن: la erre alla francese. شما هم كه كاسه داغتر از آش نيستيد !

 

گيج شدم، نميدونم از كجا شروع كنم.

 

بيخود وقتتون رو صرف گشتن از اين آموزشگاه به اون آموزشگاه و تحقيقات در مورد دوره هاي آموزشي مختلف نكنيد که ببینید چی خوبه چی بده و...

از هر چيزي كه دم دستتون هست شروع كنيد و به مرور سراغ چيزاي ديگه اي كه پيدا ميكنيد بريد. چي؟ هيچي دم دستتون نيست؟ پس اين كتاب خود آموز و تلفظاش چيه؟ دستور زبان هم كه داريد. ديگه چي ميخوايد؟

 

 موفق باشيد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

Buon compleanno blog!

 

 

 

زمان چه زود ميگذره. دوسال پيش كه اين وبلاگ رو راه انداختم، هيچوقت فكر نميكردم كه روزي تولد دوسالگيشو تبريك بگم !

 

بدون شك پشتيباني و تشويقهاي شما عامل اصلي بقاي اين وبلاگ بوده و هست، اگه به خودم بود که تو همون چند ماه اول درشو تخته كرده بودم . جا داره از همراهان هميشگي اين وبلاگ كه با حضورشون، محفل ما رو هر روز گرمتر كردن تشكر كنم .

 

محبت ميكنيد اگه از نقاط ضعف و قوت اينجا بگيد و بنويسيد كه چه پستي بيشتر براتون مفيد بوده يا از زندگي سيرتون كرده... از كجا با اين وبلاگ آشنا شديد و چه وقت تصميم گرفتيد ديگه به اينجا سرنزنيد...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

 يه سر به وبلاگ http://www.unbenignidanobel.it بزنيد و بعد به ليست اعضاش كه اينجا معرفي كرده نگاهي بندازيد، مخصوصا آخريه .

 

توضيحات بيشتر هفته ديگه هم اينجا هم اونجا ...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط کاوه  | 

 

خوشحالم ورود دوست عزيز ديگه اي رو به جمع وبلاگنويساني که از ايتاليا مينويسن، خوشامد بگم. البته اين دوستمون به معرفي نيازي ندارن و شما در پستهايي مثل بهشت و دوزخ با روبرتو بنيني و ... شاهد ترجمه هاي سودمندشون بوديد.

 

بله، وحيد که از امروز ميتونيد  نوشته هاشو مستقيما از حلقه گمشده، وبلاگ خودش دنبال کنيد، همون ماريوي عزيز خودمونه.

 

ميدونم که وحيد برنامه هاي زيادي واسه وبلاگش داره، پس از تون دعوت ميکنم خودتون يه سر بهش بزنيد و از نوشته هاش استفاده کنيد. منم به نوبه خودم براش آرزوي موفقيت ميکنم و اميدوارم روز به روز تعداد وبلاگهاي اينچنيني بيشتر و بيشتر بشه.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

اولين فستيوال وبلاگهاي ايتاليايي، اواخر مهر امسال، به ابتکار دانشگاه کارلو بو در شهر اوربينو  (Università degli Studi di Urbino "Carlo Bo") برگزار شد و در اون وبلاگهاي برگزيده ايتاليايي اعلام شد. وبلاگها از بين پنج گروه انتخاب شده بودند: بازاريابي و تجارت، رونامه نگاري، سياست، سرگرمي و بلاگرهاي جوان.

 

 

در حال حاضر وبلاگهاي ايتاليايي تو اينترنت از نظر تعداد مقام چهارم رو دارن. اگه اين موضوع براتون جالبه، بياييد باهم يه نگاهي به وبلاگهاي برگزيده بکنيم:

 

 

روزنامه نگاري (Giornalismo)

 

آنتونيو سوفي (Antonio Sofi) با وبلاگ Webgol تو اين رشته برنده شد. مطالب نوشته شده تو اين وبلاگ جوريه که خواننده ها رو تحريک ميکنه واسه هر مطلب کلي کامنت و نظر بذارن. تو عکس بالا نويسنده اين وبلاگ روميبينيد که جايزه اشو ميگيره. 

 

تجارت و بازاريابي (Marketing e Azienda)

 

  

برنده این بخش هم وبلاگ پربيننده NinjaMarketing بود که توسط آلکس جوردانو (Alex Giordano) و ميرکو پاله را (Mirko Pallera) اداره ميشه و به اخبار اقتصادي شرکتهاي مختلف بين المللي ميپردازه.

 

سياست (Politica ed Istituzioni)

 

 

باهم تصميم بگيريم   (Decidiamo Insieme) وبلاگ و فارومي از شهر ناپل هست که برنده بخش سياست شد. اين وبلاگ خواننده ها رو تشويق ميکنه که تو جامعه نقش فعال داشته باشن و واسه بهبود زندگيشون، تو تصميم گيريها شرکت کنن.

 

سرگرمي (Intrattenimento)

 

 

نه تنها مادر (Non Solo Mamma)  برنده این بخش، وبلاگ قشنگيه که تو اون دختر خانمي، داستانهاي سرگرم کننده، جذاب و طنز گونه اي از زندگي روزمره خانوادگيش مينويسه. اگه فرصتي بشه شايد چندتا از داستانهاشو براتون ترجمه کنم.

 

بلاگرهاي جوان (Kindergarten)

 

اين بخش دوتا برنده داشت يکي وبلاگ Le Gatte di Via Plinio که سه تا نويسنده پرشور داره و ديگري هم وبلاگ سالواتوره آرانتزولا (Salvatore Aranzulla) که ديد اقتصادي خوبي داره و مطالب جالبي مينويسه.

 

 

توضیحات بيشتر در اين مورد رو ميتونيد تو همون وبلاگ آنتونيو رو بخونين .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

پ.ن. 

بعد از نوشتن مطلب بالا، خانم دانيلا، نويسنده وبلاگ Decidiamo Insieme يه کامنت تشکر گذاشته و اين وبلاگ رو تو سايت خودش معرفي کرده. جاي خوشحالي داره که اسم اينجا تو يکي از اين وبلاگهاي برتر ذکر شده و مهمتر از اون اينکه جمله فارسي " باهم تصميم بگيريم " هم زينت بخش تيتر اون شده .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

من نميدونم شما براي تايپ كردن حروف اكسان دار ايتاليايي از چه روشي استفاده ميكنيد. با كليد ALT روي Numpad كد اسكي شونو ميزنيد يا از تركيب [CTRL + `] استفاده ميكنيد. اما فكر ميكنم روشي رو كه ميخوام توضيح بدم از همه آسونتر باشه.

 

با استفاده از طرح كي برد بين المللي ميكرو سافت خيلي راحت ميتونيد حروف مخصوص زبوناي اروپايي،  از جمله زبون ايتاليايي رو به راحتي تايپ كنيد. چه جوري؟... به خوندن ادامه بديد.

 

براي اضافه كردن اين كي برد Regional and Language Options رو از كنترل پنل اجرا كنيد و بريد تو قسمت Languages  و دكمه Details رو بزنيد.

حلا تو قسمت English (United States) دكمه Add رو بزنيد و  United States-International رو به كي بردتون اضافه كنيد.

 

خلاصه كلام اينكه در نهايت بايد تنظيماتتون این شکلیه بشه:

 

 

خب بقيه اش ديگه راحته. براي تايپ حروفي مثل à è ì ò ù  اول دكمه اكسنت رو بزنيد [ ` ] (معمولا بغل دكمه [ 1 ] هست يا همون ] پ[  فارسي)، بعدشم يكي از همون حروف بالا رو. تايپ حروفي مثل á é í ó ú هم همينطوریه منتها قبلش بايد دكمه آپستروف [ ‘  ] رو بزنيد.

 

خلاصه اشو تو جدول ببينيد:

 

این دکمه رو بزنید

حالا این یکی

تحویل بگیرید

' (APOSTROPHE)

C

Ç

'(APOSTROPHE)

e, y, u, i, o, a

é, ý, ú, í, ó, á

"(QUOTATION MARK)

e, u, i, o, a

ë, ü, ï, ö, ä

`(ACCENT GRAVE)

e, u, i, o

è, ù, ì, ò

~(TILDE)

o, n

õ, ñ

^(CARET)

e, u, i, o, a

ê, û, î, ô, â

 

اگه كليد ALT سمت راست رو نگه داريد، ميتونيد حروف و علائم ديگه اي رو هم تايپ كنيد. اگه فضوليتون بيش از حد گل كرده يه سر به خونه ميكروسافت بزنيد، اونجا كاملش رو نوشته.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط کاوه  | 

 

 

ایتالیا یکی از کشورهای پیشرو فوتبال در جهان است. تیم ملی ایتالیا تاکنون سه بار در جام جهانی فوتبال به پیروزی رسیده است و باشگاههای آن 27 پیروزی بزرگ در لیگهای اروپایی داشته اند که آنها را در ردیف کشورهای موفقی چون انگلستان قرار داده است.

 

اواخر قرن نوزدهم بود که فوتبال از طریق انگلستان و سویس به شمال ایتالیا معرفی شد. اولین بازیها در ژنو، میلان و تورین برگزار می شد. اولین باشگاه فوتبال اینترناتسیونال تورین(Internazionale Torino) نام داشت، که در سال 1890 تاسیس شد و اکنون از بین رفته است و دیگری باشگاه کریکت و فوتبال ژنو (Genoa Cricket & Football Club) بود که در 1893 تاسیس شد.

 

تا قبل از 1898 که فدراسیون فوتبال ایتالیا (Federazione Italiana Giuoco Calcio - FIGC) شکل گرفت، بازیهای داخل کشوری توسط فدراسیون ژیمناستیک برگزار میشد. تیم ملی ایتالیا به علت پیراهن آبی آنان آتزوری ( Azzurri- آبی ) خوانده میشود. اولین دیدار بین المللی این تیم 15 مارس 1910 در میلان، در مقابل تیم فرانسه برگزار شد که با نتیجه 6-2 به نفع ایتالیا پایان گرفت. بعد از غیبت در جام جهانی اروگوئه در 1930، موفق به پیروزی در جامهای 1934 و 1938 که در ایتالیا و فرانسه انجام شد، گردید.

پس از جنگ جهانی دوم، تیم ملی ایتالیا دیگر نتوانست، موفقیتهای پیشین خود را تکرار کند، تا اینکه در سال 1978 مقام چهارم را کسب میکند و این مقدمه ای برای پیروزی دیگری در جام جهانی سال 1982میشود.

در سال 1990 ایتالیا میزبان جام جهانی میشود، هرچند در ابتدا همه این تیم را پیروز میدان میدانستند، اما شکست 4 بر 3 مقابل آرژانتین و 2-1 مقابل انگلستان در مرحله نیمه نهایی، آنها را در مقام سوم متوقف کرد. تیم ملی ایتالیا یکی از بداقبال ترین تیمها در زدن ضربات پنالتی بوده است و این موضوع این تیم را از سال 1994تا کنون از کسب مقام در جام جهانی بازداشته است.

از دیگر پیروزیهای مهم این تیم میتوان به کسب مدال طلای المپیک 1936 و دو مدال برنز در سالهای 1928 و 2004 اشاره کرد. تیم ملی زیر 21 سال این کشور بسیار موفق بوده است و تا کنون 5 پیروزی در هفت دوره از مسابقات فوتبال قهرمانی زیر 21 سال  اخیر اروپا را بدست آورده است.

لباس تیم ملی ایتالیا در داخل کشور پیراهن و جوراب آبی با شورت سفید و در بازیهای خارج ازکشور پیراهن و جوراب سفید با شورت آبی میباشد. از سال 2004 تا کنون مارچلو لیپی مربیگری این تیم را برعهده دارد. بزرگترین پیروزی تیم ملی ایتالیا کسب نتیجه 9-0 در مقابل آمریکا سال 1948 و بزرگترین شکست وی 7-1 مقابل تیم مجارستان در سال 1924 بوده است.

از بازیکنان بزرگ تاریخ فوتبال ایتالیا میتوان به افرادی چون آلساندرو آلتوبلی، روبرتو باجو، فرانکو بارسی، جوزفه برگونی، پائولو مالدینی،روبرتو مانچینی،پائولو روسی، آلکس دل پیرو و بسیاری دیگر اشاره کرد.

از باشگاههای مهم ایتالیا نیز میتوان به اینتر میلان، آث میلان، آث رم و یونتوس اشاره کرد، که تاریخچه این تیمها را نیز میتوانید در وبلاگ آقای  آراز اسماعیلی ببینید:

 

آث میلان:

 

http://www.soccerhistory.blogfa.com/84083.aspx

 

اینتر میلان:

 

http://www.soccerhistory.blogfa.com/84121.aspx

 

یونتوس:

 

http://www.soccerhistory.blogfa.com/84084.aspx

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط کاوه  |